دامنه وسیع اینترنت و شبکههای تعریف شده
در سطح جغرافیای زمین به بروز و ابداع روشهایی خرابکارانه در دل این
شبکهها منجر شده است به گونهای که اگر هر روز از مرز جهان واقع و مجازی
کاسته شود، این اعمال رنگ و بوی جدیتری میگیرند و میزان وقوع آنها بر
بستر این شبکهها فزونی مییابد.
پیامهای محتوایی که همزمان با
بلوغ شبکههایی همچون وب دامنهای وسیع یافتند یکی از پرچالشترین زمینهها
برای تجاوز و سوءاستفاده از شاهراههای مجازی است به گونهای که روزانه
سازمانها و جریانهای فکری خاصی با استفاده از مضامین، کدها و لینکهای
مخرب از بانک اطلاعاتی آدرسهای پست الکترونیکی خود استفاده کرده و با
استفاده از این ابزار کارا اهداف خود را پیگیری میکنند.
ارسال
گروهی و انبوه نامههای الکترونیکی این روزها به یکی از روشهای تبلیغ
تجاری تبدیل شده و البته به همان میزان که برای کسب سود مورد بهرهبرداری
قرار گرفتهاند، گروههای بسیاری نیز اهداف شومی را در سر پرورانیده و
برای دسترسی و نفوذ غیر مجاز به سیستمهای هدف قطعه کدهایی را در بین
مضامین تعبیه میکنند و یا لینکهای مخربی را پیوست میکنند و به واسطه
عنوانی جذاب کاربران را به سمت و سوی آن سوق میدهند که در نتیجه بارگزاری
ویروس و تروجانها را شاهد خواهند بود که بسته به سطح فعالیت آنها توان به
اشتراک گذاری منابع از سیستم قربانی و حذف تمامی پروندهها تا جاسوسی
اطلاعات به لحظه را شامل میشود.
حملات و تروریسم سایبری که در
جهان مجازی همچون اقداماتی آشوبطلبانه در دنیای واقع هستند گاهی به واسطه
اهداف سیاسی خاص و برای ضربه زدن به هدفی مشخص که درخط مقابل آن جریان فکری
قرار دارد، پا را از مرزهای اینترنتی نیز فراتر میگذارد و تنها صرف
دسترسی به بانک اطلاعاتی برایش مهم نیست و درصدد تجزیه و تحلیل دادهها و
ایجاد الگوریتمهای موازی با روند سیستمهای هدف به منظور اختلالات در جهان
برمیاید که در اینصورت از آن به جنگ سایبری یاد خواهد شد.
تروریسم
سایبری که حاصل تلاقی و همگرایی دو واژه ترور و سایبر شکل گرفته است در
عنوان عبارت اولی خود ترس و واهمه را گوشزد میکند و سایبر هم که همان فضای
مجازی است و بر این اساس میتوان گفت ایجاد هر نوع ترس و واهمهای از طریق
فضای مجازی را تروریسم سایبری میگویند.
البته اگرچه سلاحهای
گرم و مهمات شیمیایی از جمله ابزارهای تروریسم در جهان واقع به شمار
میروند، رایانهها نیز ابزاری برای تروریسم سایبر خواهند بود که در پی
دسترسی و حمله به اهداف مشخصی از رایانهها و سیستمهای اطلاعاتی هستند.
شاید
برای درک واضحتر، بهتر باشد که تروریسم سایبری را اقداماتی همچون انتشار
ویروسی با عنوان اول آوریل دانست و یا جنگ سایبری را همچون استاکسنت که
حدود دو سال گذشته به سیستمهای صنعتی کشور ما حملهور شدند از آن
جملهاند. استاکسنت که به گزارش برخی پایگاههای تحلیل و ردیابی ویروس
نشأت گرفته از آدرس کشورهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است به وضوح
مشخص کرد که درصدد جاسوسی اطلاعات و ضربهزدن به برخی تأسیسات صنعتی و شاید
در ردهای بالاتر تأسیسات هستهیی بوده است که هرچند با تأخیر اما
خوشبختانه سرانجام جلوی اقدامات آن به واسطه تیم عملیاتی که اعضای آن متشکل
از برخی وزرا و مدیران مسئول سازمانها و ارگانها بودند، گرفته و
کمیتهای برای پاکسازی سیستمهای این بخش از آثار استاکسنت در نظر گرفته
شد.
به گفته کارشناسان مهمترین اقداماتی که در رویارویی با
تروریسمها و جنگهای سایبری میتوان انجام داد اول از همه فرهنگسازی و
آموزشهای عمومی در ارتباط با نحوه تعامل کاربران با سیستمهای رایانهیی
است و در گام بعدی ایجاد دژهایی مستحکم است که در برابر این گونه حملات از
قبل تدارک دیده شده باشند که بتوانند عملیات دفاع و پاتک را انجام دهند.
شعارهایی
مانند دولت الکترونیکی باید بیش از پیش در انتظار استاکسنت و دوکوهایی
باشد که سر زده وارد مرزهای مجازی کشور ما شدند و وحشت و واهمهای را برای
برخی مسوولان و دستاندرکاران بخشهای مختلف به وجود آوردند اما این به
معنای پاک کردن صورت مساله و انزوای کامل از شبکههای جهانی و پرمخاطرهای
همچون اینترنت نیست.
بلکه کسی در این عرصه موفقتر است که با در
نظر گرفتن تمامی چالشها پا در میدان نهد و با موقعیتسازی برای خود بهترین
دستاوردها را از آن خود کند و اجازه چپ نگاه کردن را به هیچکس در میدان
رقابت ندهد و این در یک کلام یعنی جامعه آرمانی و الکترونیکی؛ خوشبختانه طی
سالهای گذشته اقدامات بسیار مهم و قابل توجهی در عرصه و فضای سایبری کشور
از سوی سازمانها و ارگانهای متولی انجام شده است.