۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۶
کد خبر: ۷۸۹۶۹

سانسور شکست‌های آمریکا در منطقه خلیج فارس با «کنترل شاتر»

سانسور شکست‌های آمریکا در منطقه خلیج فارس با «کنترل شاتر»
آمریکا با فعال‌سازی مکانیسم «کنترل شاتر»، تصاویر خسارت‌های پایگاه‌هایش در خلیج فارس را ممنوع می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری پایداری ملی به نقل از خبرگزاری تسنیم، در سال‌های اخیر، هرگاه مشت محکم نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران بر پیکرۀ پایگاه‌های نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه فرود آمده، بلافاصله یک سناریوی هماهنگ در عرصه اطلاعات فضایی به اجرا درآمده است.

پیش از این، آمریکایی‌ها خیال می‌کردند که با انحصار اطلاعات جغرافیایی، می‌توانند ابعاد شکست‌های خود را از چشم جهانیان پنهان کنند؛ اما پیشرفت خیره‌کنندۀ فناوری‌های تصویربرداری فضایی و ظهور شرکت‌های خصوصیِ ارائه‌دهنده تصاویر ماهواره‌ای با کیفیت بالا، بساط این انحصار کهنه را برای همیشه برچید.

امروز دیگر رسانه‌های مستقل و تحلیلگران نظامی در سراسر جهان، تنها ساعتی پس از شلیک موشک‌های ایرانی، می‌توانند با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای دردسترس، ضربات مهلک وارده به اهداف راهبردی دشمن را راستی‌آزمایی کنند و قدرت موشکی ایران را به تماشا بنشینند.

با این حال، جالب و البته قابل‌تأمل است که درست در همان ساعات و روز‌های آغازین عملیات‌های موشکی ایران در خلیج فارس، شرکت‌های مطرح و بین‌المللی تصویربرداری ماهواره‌ای، ناگهان محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر انتشار تصاویر خود اعمال می‌کنند.

شواهد متقن گویای آن است که این محدودیت‌ها، هرگز تصادفی و بی‌ربط نیست؛ بلکه یک هم‌پوشانی زمانی کاملاً مشکوک در آن دیده می‌شود. بررسی‌های تاریخی از سال ۲۰۲۰ تا امروز به وضوح نشان می‌دهد که این ممنوعیت‌های خبرساز، اعم از تأخیر‌های چندروزه یا بایکوت‌های گسترده، دقیقاً در بازۀ زمانی طلایی ۴۸ ساعت پس از حملات موشکی کلیدی بر علیه پایگاه‌های آمریکایی اعمال شده‌اند.

به عبارت روشن‌تر، هر زمان که آتش موشک‌های ایرانی پایگاه‌های استکبار را نشانه رفته، غول‌های تصویربرداری همچون «ماکسر تکنالوجی»، «پلنت لبز» و حتی برنامه فضایی کوپرنیک اتحادیه اروپا (مربوط به ماهواره‌های سنتینل)، به دستور پنهان، ترمز دستی انتشار اطلاعات را کشیده‌اند!

این تقارن زمانی مکرر و تاریخی، جای هیچ گونه تردیدی برای ناظران باقی نمی‌گذارد که این اقدامات، صرفاً یک سیاست سازمان‌یافته و از پیش طراحی‌شده از سوی آمریکا برای جلوگیری از ثبت و انتشار تصاویر غرورآفرین از نقاط اصابت موشک‌ها و افشای خسارت‌های سنگین دشمن است.

بررسی تطبیقی محدودیت‌های تصویربرداری در عملیات‌های کلیدی منطقه

نگاهی به سیر تاریخی حملات موشکی و پهپادی ایران در منطقه، نشان‌دهنده یک الگوی کاملاً حساب‌شده و تکراری در واکنش شرکت‌های غربی ارائه‌دهنده تصاویر ماهواره‌ای است. به‌گونه‌ای که هر عملیات موفق نیرو‌های مسلح کشورمان، با یک محدودیت یا تأخیر عجیب در انتشار تصاویر همراه بوده است. این هم‌پوشانی‌های زمانی که در ادامه به تفکیک رویداد‌های مهم از سال ۲۰۲۰ تا امروز مرور می‌شود، پرده از یک واقعیت تلخ برای مدعیان آزادی اطلاعات برمی‌دارد.

نخستین نمونه بارز این رفتار، به ۸ ژانویه ۲۰۲۰ بازمی‌گردد، زمانی که موشک‌های بالستیک سوخت جامد و مایع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پایگاه هوایی عین‌الاسد در عراق را در هم کوبیدند.

در ساعات ابتدایی این حمله، شرکت‌های «پلنت لبز» و «ماکسر تکنالوجیز» تصاویر باکیفیتی از این عملیات منتشر کردند، اما طولی نکشید که مباحثات فشرده در پنتاگون برای فعال‌سازی مکانیسم‌های محدودسازی و کنترل شاتر (Shutter Control) آغاز شد و روند دسترسی عمومی به تصاویر حساس، یک‌باره تغییر مسیر داد.

حدود چهار سال بعد، در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۴، سپاه پاسداران با شلیک موجی از موشک‌های بالستیک، ضربات مهلکی را به اهداف نظامی و صهیونیستی در اربیل عراق وارد کرد و هم‌زمان، گروه‌های شبه‌نظامی متحد، حملات پهپادی خود را بر پایگاه‌های ائتلاف تحت‌فرمان آمریکا تشدید کردند.

در واکنش به این عملیات ترکیبی، شرکت‌های «پلنت لبز» و «ماکسر تکنالوجیز» محدودیت‌های تازه‌ای بر دسترسی به تصاویر مناطق درگیر اعمال کردند و انتشار تصاویر به‌روز از خاورمیانه برای نهاد‌های غیردولتی و رسانه‌ها با اختلالی آشکار مواجه شد.

اوج این رویه‌ها در اواخر فوریه تا اوایل مارس ۲۰۲۶ به ثبت رسید، زمانی که تنش‌ها در خلیج فارس به اوج خود رسید و پرتابه‌های ایرانی، زیرساخت‌های حیاتی نظامی آمریکا در کشور‌های منطقه را هدف قرار دادند.

در این مقطع، شرکت «پلنت لبز» رسماً سیاست «تأخیر ۹۶ ساعته» را برای تمامی تصاویر مرتبط با خلیج فارس اعلام کرد. جالب آنکه این شرکت در توجیه اقدام خود مدعی شد که این کار برای جلوگیری از ارزیابی خسارت نبرد توسط «بازیگران متخاصم» انجام شده است؟! ادعایی که بیش از هر چیز، نشان‌دهنده ترس و واهمه دشمن از به تصویر کشیده شدن شکست‌هایش است.

تنها چند روز بعد، در ۹ مارس ۲۰۲۶ و هم‌زمان با توسعه دامنه درگیری‌ها و هدف‌گیری سایت‌های راداری پیش‌اخطار همچون رادار AN/FPS-۱۳۲ و دیگر زیرساخت‌های سامانه‌های دفاعی آمریکا، شرکت‌های «پلنت لبز» و «ماکسر تکنالوجیز» گام را فراتر نهادند و محدودیت‌ها را از «تأخیر زمانی» به «بایکوت نامحدود» (Indefinite Blackout) ارتقا دادند!

تصاویر ماهواره‌ای شرکت «پلنت‌لبز» از خسارات وارده به چهار مورد از پایگاه‌های نظامی ایالات متحده یا مکان‌های استقرار نیرو‌های آمریکایی در منطقه

براساس این تصمیم، انتشار تصاویر صرفاً به مدل «دسترسی مدیریت‌شده» برای دولت‌ها تغییر یافت و این مصوبه به‌گونه‌ای عطف به ماسبق شد که داده‌های پس از ۹ مارس را به کلی مسدود کرد.

در ادامه این روند، میان ۲۱ تا ۲۶ مه ۲۰۲۶، با آماده‌باش کامل پدافند هوایی در منطقه و تحرکات گسترده پهپادی و موشکی در پیرامون حریم هوایی خلیج فارس و دریای سرخ، نوبت به برنامه فضایی اتحادیه اروپا یعنی «کوپرنیک» رسید.

این برنامه که پیش‌تر خود را مستقل از فشار‌های سیاسی معرفی می‌کرد، به بهانه‌ای واهی یعنی «نقص فنی در بخش زمینی»، توزیع داده‌های ماهواره‌ای سنتینل-۳ را از ۲۱ تا ۲۶ مه متوقف کرد. جالب آنکه این بهانه‌تراشی فنی، دقیقاً هم‌زمان با یادداشت دیپلماتیک ۲۶ مه دولت آمریکا صورت گرفت که طی آن، واشنگتن رسماً خواستار توقف انتشار تصاویر سنتینل شده بود.

در نهایت، در تازه‌ترین نمونه از این هماهنگی‌های مشکوک، میان ۲۲ تا ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ و هم‌زمان با حملات گسترده پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های علی‌السالم، کمپ عدیری و کمپ عریفجان در کویت، همچنین اهدافی در بحرین که طی آن رادار ASR-۱۰۰۰، آشیانه پهپاد‌های MQ-۹ و سامانه‌های پاتریوت و تاد مورد اصابت قرار گرفتند – اتحادیه اروپا (برنامه کوپرنیک) و پلتفرم «گوگل ارث» با همکاری یکدیگر وارد میدان شدند.

شورای اروپا بر اساس درخواست رسمی آمریکا، تأخیر ۲۴ ساعته را بر تصاویر خلیج فارس اعمال کرد و در اقدامی بی‌سابقه، گوگل نیز کیفیت تصاویر زیرساخت‌های نظامی کویت را به شدت کاهش داد تا هیچ اثری از اصابت دقیق موشک‌ها بر جای نماند!

این مجموعه از اقدامات، گویای آن است که غرب نه تنها به آزادی اطلاعات پایبند نیست، بلکه با تمام توان در تلاش است تا تصویری واقعی از شکست‌های راهبردی خود در برابر قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران، از چشم جهانیان پنهان سازد.

بررسی این روند نشان می‌دهد که نقطه عطف اصلی برای سیاست‌گذاران پنتاگون، همان حمله تاریخی ۸ ژانویه ۲۰۲۰ به پایگاه عین‌الاسد بود. در آن مقطع، تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده در رسانه‌های جهانی، پرده از دقت خیره‌کننده موشک‌های بالستیک ایران برداشت و ثابت کرد که ادعای «شکست‌ناپذیری» پایگاه‌های آمریکایی، جز یک توهم بیش نیست.

این افشای عمومی، چنان ضربه‌ای بر پیکرۀ دکترین بازدارندگی واشنگتن وارد کرد که از آن روز به بعد، استراتژی‌های اطلاعاتی خود را یک‌باره تغییر دادند. تا وقتی که موج جدید درگیری‌ها در اوایل سال ۲۰۲۶ آغاز شد و موشک‌های ایران، سایت‌های راداری متحرک پیشرفته‌ای همچون «AN/TPY-۲» را که ستون فقرات سامانه دفاع موشکی تاد در امارات و اردن محسوب می‌شوند، هدف قرار دادند، آمریکایی‌ها دیگر حتی تظاهر به پایبندی به «داده‌های باز» را هم کنار گذاشتند.

در آن مقطع، شرکت پلنت لبز با صراحت اعلام کرد که برای جلوگیری از ارزیابی اثربخشی حملات توسط نیرو‌های مهاجم، تأخیر‌های ۹۶ ساعته را بر تصاویر منطقه اعمال خواهد کرد؛ اقدامی که بیش از هر چیز، ترس عمیق دشمن از انتشار تصاویر غرورآفرین از اصابت دقیق موشک‌ها را آشکار ساخت.

در گام بعدی، وقتی جغرافیای نبرد به کشور‌های دیگر حاشیه خلیج فارس یعنی کویت و بحرین کشیده شد و پایگاه راهبردی علی‌السالم نیز که میزبان رادار‌های نظارت تاکتیکی باند L و انبار‌های عظیم مهمات استراتژیک آمریکا بود، زیر آتش سنگین موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی قرار گرفت، خسارت‌های وارده آن‌چنان سنگین و حیثیتی بود که دشمن دست به هر کاری زد تا تصاویر آن را مخفی کند.

حتی پلتفرم‌های عمومی و به‌ظاهر بی‌طرفی مانند «گوگل» نیز پا به میدان گذاشتند و با اقدام عجیب «تار کردن» و کاهش کیفیت تصاویر، پایگاه‌های نظامی را محو کردند تا هیچ اثری از اصابت موشک‌های ایران بر جای نماند.

چارچوب قانونی فشارها؛ چگونه آمریکا شرکت‌های فضایی را به سکوت واداشت؟

برای اعمال این محدودیت‌های گسترده بر شرکت‌های تصویربرداری فضایی، آمریکا از یک شبکه پیچیده و چندلایه از قوانین داخلی و فشار‌های دیپلماتیک استفاده کرده است. این سازوکار که ترکیبی از قوانین امنیت ملی، مقررات کنترل صادرات و تهدید‌های تحریمی است، در سه محور اصلی قابل تشریح است:

محور نخست؛ اهرم «کنترل شاتر» در دستان پنتاگون

نخستین و مهم‌ترین ابزار حقوقی واشنگتن، قانون «سیاست‌گذاری سنجش از دور زمینی» است که توسط اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) مدیریت می‌شود. این قانون به دولت آمریکا اختیار ویژه‌ای به نام «کنترل شاتر» (Shutter Control) اعطا کرده است.

براساس این مقررات، ماهواره‌های تجاری بر اساس توانمندی‌هایشان به سه سطح طبقه‌بندی می‌شوند و سخت‌گیرانه‌ترین محدودیت‌ها برای سامانه‌های «سطح ۳» (Tier ۳) در نظر گرفته شده است؛ همان سامانه‌هایی که قادر به ثبت تصاویری با وضوح بی‌نظیر در سطح جهانی هستند.

این قانون به وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و وزارت خارجه این اجازه را می‌دهد که هر زمان که منافع امنیت ملی ایجاب کند، شرکت‌های آمریکایی را ملزم به توقف یا محدودسازی تصویربرداری از مناطق خاص جغرافیایی کنند.

در جریان جنگ اخیر آمریکا علیه ایران پنتاگون با این استدلال که انتشار لحظه‌ای تصاویر خسارات، اطلاعات ارزشمندی برای «اصلاح آتش» و «ارزیابی موفقیت حملات» (BDA) در اختیار ایران قرار می‌دهد، همین اهرم قانونی را علیه شرکت‌هایی نظیر پلنت لبز و ماکسر به کار گرفت و آنها را وادار به سکوت کرد.

محور دوم؛ تحریم‌های خفه‌کننده و تهدید به لغو مجوز‌ها

در لایه دوم، آمریکا از دو بازوی قدرتمند دیگر یعنی مقررات تجارت بین‌المللی تسلیحات (ITAR) و مقررات اداره صادرات (EAR) استفاده کرده است. بر اساس این قوانین، سخت‌افزار‌های فضایی پیشرفته و داده‌های خام یا پردازش‌شده با وضوح بالا، در نظام حقوقی آمریکا به عنوان «فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه» (Dual-use) و حتی در بسیاری از موارد به عنوان «اقلام دفاعی» طبقه‌بندی می‌شوند.

به عبارت ساده‌تر، ارائه این داده‌ها به بازار عمومی، در شرایطی که ممکن است به نیرو‌های متخاصم در بهبود عملیات‌هایشان کمک کند، مستلزم دریافت مجوز‌های صادراتی ویژه است و هرگونه تخلف، جرایم مالی سنگین و حتی لغو مجوز‌های شرکتی را به دنبال خواهد داشت.

اما مهم‌تر از آن، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی خزانه‌داری آمریکا (OFAC) به عنوان بازوی اجرایی تحریم‌های یک‌جانبه، هرگونه مبادله تجاری یا خدماتی را که به نفع نهاد‌های تحریم‌شده باشد، ممنوع می‌سازد.

از آنجا که نهاد‌های نظامی و فضایی جمهوری اسلامی ایران در فهرست تحریم‌های OFAC قرار دارند، مقامات آمریکایی این گونه استدلال می‌کنند که انتشار عمومی تصاویر ماهواره‌ای در ساعات پس از یک حمله موشکی، عملاً به معنای ارائه خدمت اطلاعاتی به یک نهاد تحریم‌شده است این ادعای واهی، بهانه‌ای شد برای تهدید شرکت‌ها به اعمال جرایم سنگین و لغو مجوز‌های فعالیت، تا آنها را به همکاری با این سناریوی ضدبشری وادار کنند.

محور سوم؛ فشار دیپلماتیک بر اتحادیه اروپا برای بستن راه فرار

با این حال، انحصار داده‌های فضایی دیگر در انحصار آمریکا نیست و وجود ناوگان قدرتمند برنامه «کوپرنیک» اتحادیه اروپا که ماهواره‌های راداری (سنتینل-۱) و اپتیکال (سنتینل-۲) را با سیاست داده‌های باز مدیریت می‌کند، به عنوان یک راه‌گزین جدی برای دور زدن محدودیت‌های آمریکا عمل می‌کرد.

برای بستن این مسیر جایگزین، واشنگتن پای دیپلماسی را به میان کشید و در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۲۶، طی یک یادداشت دیپلماتیک رسمی به «کایا کالاس»، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی، رسماً درخواست توقف انتشار داده‌های مربوط به خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس را ارائه داد.

اتحادیه اروپا نیز که همواره خود را مستقل از فشار‌های آمریکا معرفی کرده است، در کمال تأسف و در اقدامی همسو با سیاست‌های نظامی واشنگتن، این درخواست را پذیرفت. در نشست ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، شورای اتحادیه اروپا با صدور یک تصمیم رسمی، اعمال تأخیر ۲۴ ساعته در انتشار تصاویر ماهواره‌های کوپرنیک بر فراز خلیج فارس را تصویب کرد.

جالب آنکه در توجیه حقوقی این تصمیم بی‌سابقه ادعا شده که این اقدام یک «ضرورت اجتناب‌ناپذیر» است تا اطمینان حاصل شود که تصاویر ماهواره‌ای «توسط هیچ دولت ثالث یا بازیگر غیردولتی به گونه‌ای مورد استفاده قرار نگیرند که منافع اتحادیه، کشور‌های عضو، پرسنل مستقر در منطقه و متحدان آنها را به خطر بیندازد».

این توافق دیپلماتیک، عملاً دسترسی لحظه‌ای و حیاتی به داده‌های رادار دهانه ترکیبی (SAR) را که حتی در شرایط ابری و تاریکی مطلق نیز توانایی تصویربرداری دارند، برای رسانه‌ها و نهاد‌های مستقل غیرممکن ساخت و پرده از هم‌راهی و هم‌دستی اروپا با جنایت‌های اطلاعاتی آمریکا برداشت.

تحلیل رسانه‌های غربی؛ اعتراف به سانسور اطلاعاتی یا افشای نقشه پنهان؟

اقدامات هماهنگ و بی‌سابقه در سانسور تصاویر ماهواره‌ای، نه تنها در محافل نظامی، بلکه در میان روزنامه‌نگاران تحقیقی، تحلیلگران اطلاعات منابع آزاد (OSINT) و رسانه‌های بین‌المللی غربی نیز واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشته است. آنچه در این میان قابل‌تأمل است، اعتراف تلویحی خود رسانه‌های غربی به این واقعیت است که زمان‌بندی این محدودیت‌ها هرگز تصادفی نبوده و دقیقاً با اوج‌گیری عملیات‌های موشکی ایران و اصابت پرتابه‌ها به منافع حیاتی آمریکا در خلیج فارس هم‌زمان شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های معتبری نظیر رویترز، آسوشیتدپرس، واشنگتن پست، تحلیلگران غربی صراحتاً اذعان دارند که «پنجره طلایی» برای راستی‌آزمایی مستقل وقایع میدان نبرد، معمولاً بازه‌ی ۲۴ تا ۷۲ ساعت نخست پس از وقوع حمله است.

در این ساعات حیاتی، پیش از آنکه دولت‌ها بتوانند با پاکسازی صحنه‌های نبرد و انتشار بیانیه‌های فریبنده، «مه جنگ» را غلیظ‌تر سازند، تصاویر ماهواره‌ای تنها ابزار بی‌طرف و قابل‌اعتماد برای سنجش واقعیت به شمار می‌روند. اما اکنون، با اعمال تأخیر‌های چندروزه و بایکوت‌های گسترده، این ابزار شفافیت‌ساز از دسترس خارج می‌شود.

این رسانه‌ها در ادامه گزارش‌های خود تأکید می‌کنند که پیش از این، نهاد‌های تحقیقی بین‌المللی نظیر بلینگ‌کت یا تیم‌های تحقیق و راستی‌آزمایی رویترز، با اتکا به تصاویر روزانه‌ی شرکت‌هایی، چون پلنت لبز، توانسته بودند آسیب‌های وارده به رادار‌های پیشرفته و آشیانه‌های پهپادی آمریکا را مستندسازی کنند. اما امروز، این مسیر تحقیقاتی با خلأ شدید و بی‌سابقه‌ای از داده‌ها مواجه شده و عملاً دست تحلیلگران مستقل از هرگونه تصویر معتبر و به‌روز کوتاه شده است.

جالب‌تر آنکه محققان مؤسسات مطالعاتی در واشنگتن و اروپا در تحلیل‌های خود به یک نکته‌ی کلیدی و افشاگرانه اشاره می‌کنند: سیاست نامتقارنی که در آن تصاویر مربوط به کشور‌های عربی خلیج فارس و پایگاه‌های آمریکایی به طور کامل مسدود، اما تصاویر داخل ایران همچنان در دسترس باقی می‌مانند، به وضوح نشان می‌دهد که هدف اصلی از این بایکوت، «کور کردن چشم‌انداز اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران است.

به عبارت روشن‌تر، دشمن به خوبی دریافته که تصاویر شفاف از اصابت موشک‌ها، بزرگترین سند تحقیرآمیز برای فرماندهان پنتاگون است و به همین دلیل، هر اقدامی را برای پنهان‌سازی آن به کار گرفته است.

رسانه‌های غربی نیز با همه‌ی جانبداری‌هایشان، ناچار به اعتراف شده‌اند که «پنجره‌ی طلایی» راستی‌آزمایی مستقل، با همین تأخیر‌های حساب‌شده بسته شده و جامعه‌ی تحلیلگران جهانی را به سمت استفاده از داده‌های ارائه‌دهندگان غیرغربی و ماهواره‌های آسیایی سوق داده است؛ چرخشی که اعتماد جهانی به شفافیت غرب را مخدوش ساخته است.

در نهایت، سیاست «کنترل شاتر» هرچند در کوتاه‌مدت توانسته است تصاویر تحقیرآمیز شکست‌های آمریکا را پنهان کند، اما در بلندمدت جز رسوایی بیشتر و بی‌اعتمادی جهانی، دستاوردی برای واشنگتن نداشته است.

امروز، جمهوری اسلامی ایران با قدرت بازدارندگی هوافضای خود، چنان معادلات منطقه را تغییر داده که دشمن برای حفظ هیمنه‌ی پوشالی‌اش، چاره‌ای جز توسل به سانسور و لاپوشانی نیافته است و این، بزرگترین سند افتخار برای نیرو‌های مسلح کشورمان است؛ چرا که دشمن وقتی از میدان نبرد می‌گریزد و به پنهان‌سازی تصاویر پناه می‌برد، یعنی شکست را با تمام وجود لمس کرده است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر
captcha