۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۸
کد خبر: ۷۸۱۷۶

روایتی از بزرگترین جنگ شناختی هیبریدی

روایتی از بزرگترین جنگ شناختی هیبریدی
جنگ هیبریدی به نوعی از جنگ گفته می‌شود که ترکیبی از روش‌های نظامی و غیرنظامی را به کار می‌گیرد و هدف اصلی این نوع جنگ، اعمال فشار و تضعیف یک کشور بدون درگیری تمام عیار نظامی است.

به گزارش پایداری ملی به نقل از خبرگزاری مهر، بیژن یاور، استاد دانشگاه و عضو مجمع ملی کاهش خطر حوادث و سوانح جمهوری اسلامی ایران نوشت؛ پس از جنگ ۱۲ روزه، روایت و برداشت دومی توسط استکبار جهانی به سرسپردگی آمریکای جهان خوار و جنایتگر، رژیم کودک کش صهیونی و کل جهان بر علیه کشور عزیزمان، ایران اسلامی شکل گرفت. دیر زمانی نیست که از اعتراض اولیه بازاری‌ها و اصناف دو هفته قبل گذشته است. هفته‌ای که به روز‌های پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ با درگیری‌هایی که توسط افراد ناشناس منجر به اغتشاشات در قالب درگیری‌ها و جنگ شهری گردید، ختم شد.

دو روزی که ماهیت اعتراضات به سرعت به اغتشاشات در سطحی گسترده از کشور بدل گشت و درگیری‌ها به اوج خود رسید. در این زمان بازاری‌ها و صنوف مختلف با جریان شناسی دقیق، افراد غیرخودی را به سرعت در میان خود شناسایی کرده و عملا اعلام کردند که شیوه اغتشاشات از اعتراض به حق بازاریان کاملا جدا بوده و ماهیتی تروریستی و جنگ افروزانه دارد.

به تدریج و در ادامه مردم نیز متوجه وضعیت اغتشاشات سازماندهی شده گردیدند و جداسازی ومرزبندی مشخصی بین تروریست‌ها و مزدوران صهیونی و آمریکایی انجام شد. اما مشکل این بود که تروریست‌ها خود را بین مردم گنهان نموده و هم مردم را مورد حمله قرر می‌دادند و هم نیرو‌های نظامی و انتظامی، لذا حساسیت برخورد بالا رفت و پلیس تصمیم گرفت از اسلحه استفاده نکند. مرمی‌های خارج شده از اجساد قربانیان اغتشاششات، خروجی از سلاح‌های گرم تروریست‌ها ثابت نمود که این اسلحه‌ها در ایران موجود نبوده و سلاح سازمانی نیرو‌های نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیست. بی شک سوانح رخداده در کشور در این دوره روایتی از بزرگترین جنگ شناختی هیبریدی پس از انقلاب اسلامی بود.

ریشه یابی مساله

اما اغتشاشات در چنین زمان کوتاهی ممکن نبود مگر از طریق تامین مالی تروریست‌های آموزش‌های داخلی و عوامل و خود ماموران میدانی رژیم کودک کش صهیونیستی و همچنین مزدوران ایالات متحده به اعتراف و اذعان خودشان. دلیل اصلی ایجاد چنین اغتشاشاتی، به دلیل شکست سنگین و بی نظیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در نبردی جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران بود.

قبل از شروع عملیات میدانی، آموزش‌های لازم به عوامل و ستون پنجم رژیم صهیونیستی و ایالات متحده داده شده بود! در شبکه‌های مجازی نیز در تکمیل فرآیند آشوب و اغتشاشات، مزدوران به آموزش‌های ساخت وسایل انفجاری دست ساز و نمونه‌های مشابه در این خصوص پرداختند. ایجاد انگیزه‌های مالی و اینکه تخریب هر زیرساختی به چه میزان پاداش مالی به همراه دارد، اعطای شهروندی، این عوامل مخل آرامش اجتماعی را بیشتر تحریک نمود.

شیوه‌های مورد استفاده عناصر مخل و گروه‌های دخیل در اغتشاشات

عناصر و گروه‌های دخیل در تشکیل اغتشاشات از شیوه‌ها و روش‌های مختلفی استفاده نمودند که بتوانند تاثیرگذاری فعالیت خود را بیشتر نمایند که در اینجا به روشی که دارای اهمیت بسیار بالایی نیز می‌باشد که همانا: جنگ شناختی هیبریدی است می‌پردازیم.

جنگ هیبریدی شناختی چیست؟

به زبان ساده، جنگ هیبریدی به نوعی از جنگ گفته می‌شود که ترکیبی از روش‌های نظامی و غیرنظامی، متعارف و نامتعارف را به کار می‌گیرد.

هدف اصلی این نوع جنگ، اعمال فشار، تضعیف و شکست یک کشور یا گروه بدون درگیری تمام‌عیار نظامی است. به عبارت دیگر جنگ هیبریدی یا ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیده‌ای گفته می‌شود که در آن از ترکیبی از روش‌های نظامی متعارف و نامتعارف، جنگ سایبری، جنگ روانی و حملات اطلاعاتی برای تضعیف و بی‌ثبات کردن یک کشور یا گروه استفاده می‌شود. به عبارت دیگر، این نوع جنگ ترکیبی از ابزار‌های مختلف نظامی و غیرنظامی به صورت هماهنگ و همزمان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کند.

به زبانی دیگر، جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیده‌ای اطلاق می‌شود که ترکیبی از نبرد‌های متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای می‌دهد. جنگ اقتصادی، حمله سایبری، جنگ با نیرو‌های کلاسیک نظامی، جنگ‌های نامنظم و چریکی، نیرو‌های ویژه، جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، حمایت از نابسامانی‌ها و شورش‌های محلی و دیپلماسی، به عنوان هشت مؤلفه یا ابزار جنگ ترکیبی هستند.

در جنگ هیبریدی از ابزار‌های مختلفی استفاده می‌شود، از جمله: جنگ اطلاعاتی، شامل انتشار اخبار جعلی، پروپاگاندا و تبلیغات برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تفرقه. جنگ سایبری، حمله به زیرساخت‌های حیاتی و سیستم‌های اطلاعاتی دشمن از طریق فضای مجازی. جنگ اقتصادی، استفاده از تحریم‌ها، دستکاری در بازار‌ها و سایر ابزار‌های اقتصادی برای آسیب زدن به اقتصاد دشمن. جنگ دیپلماتیک: استفاده از دیپلماسی برای انزوا و تحت فشار قرار دادن دشمن. جنگ نامنظم، حمایت از گروه‌های شورشی، شبه‌نظامیان و سایر نیرو‌های غیردولتی برای ایجاد بی‌ثباتی. اقدامات نظامی، استفاده از نیرو‌های منظم و نامنظم برای ایجاد فشار نظامی و تهدید.

بنابراین، جنگ هیبریدی یک استراتژی پیچیده است که از ترکیب ابزار‌های مختلف برای دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی استفاده می‌کند. این نوع جنگ به دنبال ایجاد عدم قطعیت و پیچیدگی برای دشمن و جلوگیری از درگیری مستقیم است. هدف اصلی جنگ ترکیبی یا هیبریدی، نهادینه کردن نارضایتی در کشور هدف و زنده نگه داشتن آشوب و ناامنی است و در این مسیر حتی از غیرانسانی‌ترین روش‌ها مثل تحریم دارویی و اقدامات تروریستی استفاده می‌شود.

جنگ شناختی

از طرف دیگر، جنگ شناختی به انگلیسی است. این اصطلاح به نوعی از جنگ اشاره دارد که هدف آن تأثیرگذاری بر ذهن و افکار افراد و جوامع است. به جای استفاده از زور فیزیکی، در جنگ شناختی از روش‌هایی مانند اطلاعات غلط، تبلیغات، و دستکاری احساسات برای تغییر باورها، ارزش‌ها، و رفتار‌ها استفاده می‌شود.

اهداف جنگ شناختی

تضعیف انسجام اجتماعی: ایجاد تفرقه و شکاف بین مردم و دولت.

تغییر رفتارها: وادار کردن افراد به انجام رفتار‌هایی که به نفع مهاجم است.

ایجاد بی‌ثباتی سیاسی: برهم زدن نظم و ثبات سیاسی.

کاهش کارآمدی دولت: زیر سوال بردن عملکرد دولت و کاهش اعتماد عمومی.

در خصوص جنگ شناختی می‌توان مثال‌هایی به شرح زیر ارائه کرد:

انتشار اخبار جعلی و اطلاعات نادرست در شبکه‌های اجتماعی برای ایجاد ناآرامی.

استفاده از تبلیغات برای تغییر افکار عمومی در مورد یک موضوع خاص.

تحریک احساسات و ایجاد تفرقه بین گروه‌های مختلف جامعه.

در نهایت، جنگ شناختی نوعی از جنگ است که در آن ذهن انسان‌ها به صحنه نبرد تبدیل می‌شود و هدف آن تأثیرگذاری بر تفکر، احساسات و رفتار افراد برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی است.

از طرف دیگر به زبان ساده، جنگ شناختی به معنای هدف قرار دادن قوه شناخت و تشخیص عموم مردم و نخبگان جامعه هدف، به منظور تغییر ارزش‌ها، باورها، نگرش‌ها و رفتار‌ها از طریق مدیریت ادراک و هیجانات است. به طور خاص، هیجانات راه‌هایی برای مقابله و سازگاری با موقعیت‌های اجتماعی هستند که زندگی ارائه می‌دهد.

به فرآیند و عملیاتی که شناخت افراد یک جامعه و قابلیت تشخیص مناسب و متناسب آنها را دچار مشکل و اختلال نماید، به زبان بسیار ساده، جنگ شناختی گویند. جنگ شناختی روند تصمیم‌گیری را مختل نموده یا آن را کُند می‌کند. این مورد می‌تواند از طریق مستقیم یعنی خودش، متحدانش، نفوذی‌ها یا ستون پنجم آموزش دیده‌اش انجام شود. توجه داشته باشیم که وقتی شناخت درست و کامل انجام نشود قطعاً تصمیم‌گیری نیز به طور مناسب انجام نخواهد شد. عدم تصمیم‌گیری مناسب و تعلل در تصمیم‌گیری یا بی تصمیمی منجر به چند دستگی در جامعه شده و روحیه همه را تضعیف می‌کند.

باید توجه داشت که بی تردید حوزه شناختی، مجموعه جدیدی از مهارت‌ها و تخصص‌های چند بعدی نوین را طلبیده و نیاز دارد. جنگجویان و مبارزان این حوزه و قلمرو حتماً باید در مباحث فجازی یا همان فضای مجازی، روان شناسی، علوم سایبری و علوم سایبری و فناوری‌های نوین ماهر بوده و تخصص داشته باشند.

جنگ شناختی هیبریدی یا جنگ ترکیبی شناختی

در چنین شرایطی که شاهد حمله و تجاوز ناجوانمردانه رژیم ددمنش صهیونی هستیم در یک جنگ ناخواسته شناختی هیبریدی درگیر شده‌ایم که در آن از انواع روش‌های مختلف از جمله ایجاد شبهه، دروغ پردازی، تکثیر اطلاعات نادرست، انتشار اطلاعات درست در زمان نادرست، روش‌های عملیاتی روانی، جنگ اطلاعاتی، جنگ سایبری، جنگ اقتصادی، جنگ متعارف و غیر متعارف و نمونه‌های مشابه استفاده شده است که در اصطلاح به آن جنگ شناختی هیبریدی یا ترکیبی گویند.

در این نوع جنگ، از ترکیب جنگ شناختی و جنگ هیبریدی استفاده می‌شود تا تأثیرگذاری بر جامعه هدف را به حداکثر برسانند. به عنوان مثال، ممکن است یک کشور از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اخبار جعلی منتشر کند و با استفاده از جنگ سایبری، سیستم‌های حیاتی کشور هدف را مختل کند و در عین حال، با حمایت از گروه‌های شورشی و ایجاد ناآرامی‌های داخلی، سعی در براندازی حکومت داشته باشد.

در چنین شرایطی که جنگی ناعادلانه به کشور عزیزمان، ایران اسلامی توسط رژیم کودک‌کش و ددمنش صهیونی تحمیل شده و مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته است شاهد جنگی از نوع شناختی هیبریدی هستیم که دارای ابعاد پیچیده‌ای است؛ لذا در صورت آشنایی با ابعاد این جنگ نوین، مردم می‌توانند راحت‌تر با آن مقابله کرده و از تأثیرات آن بکاهند.

با ترکیب دو واژه شناختی و هیبریدی با واژه جنگ و ایجاد عبارت جنگ شناختی هیبریدی تعریفی جامع به دست می‌آید که عبارتست از: جنگ شناختی هیبریدی، راهبردی پیچیده است که ترکیبی از جنگ‌های متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی است. در این نوع جنگ، دشمن تلاش می‌کند با تأثیرگذاری بر ادراکات، باور‌ها و ارزش‌های جامعه هدف، اراده و رفتار آن را تغییر دهد. به عبارت دیگر، جنگ شناختی هیبریدی به دنبال تسلط بر ذهن و افکار عمومی است، نه صرفاً تسلط بر سرزمین.

روش جنگ شناختی هیبریدی

که بیشتر در زمان قبل از رخداد اغتشاشات از راه فجازی شروع شده بود و منجر به این گردید که فضای مجازی از حوالی ساعت‌های ۲۱ تا ۲۲ روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ به تدریج کند و از دسترس خارج گردد. چرایی این مطلب به دلیل موارد پیشگیرانه و حفاظت از جوانان فاقد آگاهی‌های سواد رسانه‌ای و تحت تاثیر فجازی بوده است.

مراحل جنگ شناختی علیه ایران

همانطوری که می‌دانیم کاربران ایرانی شبکه‌های مجازی خصوصا اینستاگرام و تویتتر از روز‌های آغازین اغتشاشات که در روز پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ به اوج خود رسید درگیر یک جنگ شناختی هیبریدی بودند. برخی اکانت‌ها در چنین شرایطی به طور غیر مستقیم به اغتشاشات اشاه نموده و آنها را پر رنگ می‌نمودند.

این جنگ شناختی هیبریدی به گونه‌ای هوشمندانه طراحی گردیده بود که برخی از کاربران شبکه‌های مجازی و در راس آنها اینستاگرام و تویتتر که دارای سواد رسانه‌ای لازم نبوده‌اند احساس می‌کردند که ایران دچار چالش گردیده است. در روز‌هایی که اغتشاشات جریان داشت بسیاری از استوری‌ها و پست‌ها در شبکه‌های مجازی ضمن دعوت به اغتشاش، گاهی اوقات به آموزش اغتشاش نیز می‌پرداختند.

برخی از کاربران به طور نا آگاهانه محتوا‌هایی را بازنشر می‌نمودند که توسط سازمان‌های جاسوسی، منافقین، تجزیه طلبان و سلطنت طلبان تولید می‌شد و ناخودآگاه در دام آنها گرفتار می‌شدند. به طور مثال فواید پیاده روی با دوستان در قالب ورزش و نمونه‌های مشابه.

به زعم برخی از کارشناسان، استراتژی جنگ شناختی هیبریدی سه مرحله کلیدی و اساسی دارد که عبارتند از:

مرحله اول: اشغال ذهن با سیل اطلاعات

که در این مرحله مخاطب و گروه هدف با حجم زیادی از محتوای هیجانی و تصاویر تکان دهنده که به فراخور موضوع از عکس‌های سایر کشور‌ها نیز با موضوع مشابه استفاده می‌گردد، بمباران بی وقفه ذهنی به گونه‌ای صورت می‌پذیرد که فرصت فکر کردن و راستی آزمایی برای مخاطب و گروه هدف، هر که باشد باقی نمی‌گذارد.

مرحله دوم: برش حقیقت

مرحله دوم برش حقیقت است تا یک واقعیت ناقص به عنوان تمام واقعیت به طور ماهرانه‌ای طراحی شده و به مخاطب یا گروه هدف تلقین شود.

مرحله سوم: ترور عقل، زوال ذهنی و فعال سازی هیجان

با توجه به اینکه در شرایط اضطراری (حوادث، سوانح، بلایا، بحران‌ها و فجایع) احساس در مرتبه‌ای بالاتر از عقل قرار داشته و افراد تحت تاثیر هیجانات محیطی هستند تلاش می‌شود تا خشم و احساس کنترل نشده جای عقل و تحلیل را بگیرد. در این مرحله می‌توان از تکنیک‌های مختلفی که مورد استفاده قرار گرفتند نام برد که از جمله آن می‌توان به اینفودمیک‌ها یا همه گیری اطلاعات غلط. انتشار اطلاعات دروغ و غلط در حد گسترده و همینطور فیک نیوز‌ها اشاره نمود. شیوه‌ها و تکنیک‌های مورد استفاده توسط دشمن در قالب جدول شماره ۱، جدول راهبردی مقایسه تطبیقی شناختی انواع اطلاعات آمده است.

به این ترتیب و از طریق این فرآیند و مرحله، مخاطب از شهروند تحلیل گربه سرباز هیجان زده دشمن تبدیل می‌گردد، غافل از اینکه شبکه مجازی به طور اعم و اینستاگرم وتویتتر به طور اخص تمام ایران نیست.

نتیجه گیری

کلام آخر اینکه ضمن ارتقاء سواد رسانه‌ای در جامعه در خصوص جنگ‌های شناختی هیبریدی یا ترکیبی می‌بایستی فرهنگ سازی‌های لازم انجام شده و تدابیری اتخاذ گردد تا دوره‌های آموزشی خصوصا برای نوجوانان و جوانان ترتیب داده شود. جا دارد از برنامه ریزی خوب شهرداری تهران برای پاک کردن وحشی گری‌های تروریست‌ها در زمان متناسب و مناسب تشکر نمود. این خود روشی برای تاثیرگذاری مناسب و جلوگیری از اثر بخشی جنگ شناختی هیبریدی دشمن بود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر