
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پایداری ملی، کافی است نیمنگاهی به اخبار بیندازیم؛ از جنگهای کوتاه و پرشدت منطقهای گرفته تا حملات سایبری و شایعاتی که در چند دقیقه میتوانند اعتماد عمومی را متزلزل کنند. همه اینها یک پیام روشن دارند: تهدید دیگر فقط در مرزهای جغرافیایی رخ نمیدهد، بلکه به درون خانهها، گوشیهای همراه و حتی ذهن مردم نفوذ کرده است. در چنین فضایی «پدافند غیرعامل» دیگر یک واژه تخصصی در اسناد رسمی نیست، بلکه ضرورتی برای زندگی روزمره ماست. ضرورتی که مسیر اجرای آن در سند سیاستهای آموزش همگانی بهتازگی مشخص شده و اگر جدی گرفته شود، میتواند به سپری مطمئن برای جامعه بدل گردد.
این سند بر یک اصل کلیدی تأکید میکند: مردم ستون اصلی پایداری ملیاند. امنیت ملی بدون مشارکت فعال جامعه معنا ندارد. آموزش همگانی پدافند غیرعامل در واقع همان پلی است که سیاستهای کلان را به رفتارهای روزمره شهروندان وصل میکند. وقتی شهروندان میآموزند که چگونه در برابر تهدیدات انسان ساخت، سایبری یا روانی واکنش درست نشان دهند، کشور از درون مقاومتر میشود.
ضرورت چنین آموزشی را تجربههای اخیر به خوبی نشان داده است. در جنگهای کوتاهمدت منطقهای دیدیم که دشمنان با ترکیب ابزارهای نظامی و رسانهای تلاش داشتند افکار عمومی را تحت فشار قرار دهند. در حملات سایبری مشاهده کردیم که اختلال چند ساعته در یک سامانه می تواند چه هزینهای برای زندگی مردم ایجاد میکند. حتی شایعهای ساده در شبکههای اجتماعی کافی بود تا صفهای طولانی و اضطراب عمومی شکل بگیرد. اینها همه نشان میدهد که بدون آموزش همگانی، جامعه در برابر تهدیدات نوین آسیبپذیر است.
اما مسیر اجرای این سیاستها پرچالش است. نگاه مقطعی و واکنشی برخی دستگاهها مانع جدی است؛ پدافند غیرعامل در بسیاری از حوزهها هنوز به بخشی از فرهنگ پایدار سازمانی تبدیل نشده است. نبود هماهنگی کافی بین نهادها، کمبود منابع مالی و بیتوجهی به آموزش عمومی، خطر غافلگیری در شرایط بحران را افزایش میدهد. برای عبور از این وضعیت باید اجرای این سند به یک برنامه ملی با ضمانت اجرا تبدیل شود.
نقطه آغاز این برنامه، نظام آموزشی کشور است. اگر کودکان و نوجوانان از همان دوران مدرسه با مفاهیم آمادگی و مسئولیت اجتماعی آشنا شوند، در آینده نسلی مقاوم و آیندهنگر خواهیم داشت. دانشگاهها و حوزههای علمیه نیز باید در این مسیر سهم خود را ایفا کنند. آموزش همگانی باید به شکلی طراحی شود که هم علمی باشد و هم ساده، هم جدی باشد و هم جذاب.
در کنار آموزش رسمی، رسانهها نقش بیبدیلی دارند. رسانه ملی، خبرگزاریها و حتی رسانههای محلی باید با تولید محتوای دقیق و امیدبخش، هم عملیات روانی دشمن را خنثی کنند و هم سواد عمومی را بالا ببرند. مردم باید بدانند پدافند غیرعامل به معنای ترس و نگرانی نیست، بلکه نوعی آمادگی برای زیستن ایمنتر است. روایت درست، بهموقع و صادقانه رسانهها میتواند از شایعهپراکنی و ایجاد هراس جلوگیری کند.
فناوریهای نوین فرصت تازهای در اختیار ما قرار دادهاند. با استفاده از سامانههای آموزش مجازی، اپلیکیشنهای هوشمند، بازیهای آموزشی و حتی واقعیت مجازی میتوان مفاهیم پدافند غیرعامل را به نسل جوان منتقل کرد. اگر این ابزارها با محتوای بومی و متناسب با فرهنگ محلی همراه شوند، آموزش از یک دستور خشک به یک تجربه جذاب تبدیل خواهد شد.
سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلب، هنرمندان و ورزشکاران نیز میتوانند نقش تکمیلی و اثرگذار داشته باشند. مردم بیش از آنکه از متون رسمی تأثیر بگیرند، از چهرههایی که آنها را الگو میدانند یاد میگیرند. حضور فعال این گروهها ضریب نفوذ آموزشهای همگانی را چند برابر میکند.
در اجرای این سیاستها، اولویتبندی گروههای هدف اهمیت زیادی دارد. همه جامعه نیاز به آموزش دارد، اما برخی گروهها حساسترند: کودکان و نوجوانان، جوانان، مشاغل خدماتی، خانوادهها، ساکنان مناطق مرزی و زیرساختی. طراحی محتوای متناسب با هر گروه، تضمینکننده اثربخشی آموزش خواهد بود.
مدل مطلوب حکمرانی در این حوزه مدلی است که در آن دولت چارچوب و بستر قانونی را فراهم کند، سازمان پدافند غیرعامل نقش راهبری و نظارت را بر عهده بگیرد و رسانهها و جامعه مدنی در عمل به مردمیسازی آموزش بپردازند. این مدل تنها زمانی موفق خواهد بود که پایش و ارزیابی مستمر در کار باشد. هیچ برنامهای بدون بازخورد از جامعه و اصلاح مداوم نمیتواند به نتیجه پایدار برسد.
واقعیت این است که پدافند غیرعامل فراتر از آموزشهای تخصصی یا مانورهای نظامی است؛ بخشی از سبک زندگی اجتماعی ماست. جامعهای که آماده باشد، کمتر میترسد و بیشتر میایستد. آموزش همگانی پدافند غیرعامل یعنی اینکه هر شهروند، صرفنظر از سن، شغل یا جایگاهش، بداند در شرایط تهدید چه کاری باید انجام دهد. این همان سرمایهای است که هیچ دشمنی قادر به مصادره آن نخواهد بود.
اکنون زمان آن رسیده است که آموزش همگانی پدافند غیرعامل نه به عنوان یک پروژه کوتاهمدت، بلکه به عنوان یک راهبرد ملی و ماندگار دیده شود. آیندهای امن و مطمئن تنها در سایه جامعهای آگاه، توانمند و مشارکتجو ساخته میشود.