۲۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۷
کد خبر: ۵۴۷۸
یکی از آثار دامن زدن به زندگی دوم برجسته سازی جهان موازی است که تضعیف اعتقاد به جهان آخرت را به دنبال دارد، زیرا فردی که باور کند عالمی به موازات این عالم وجود دارد، دیگر جهان پس از مرگ که عالمی پس از این عالم است(و متوالی است نه موازی)، را انکار می کند.
زندگی دوم در کنار مفهومی به نام جهان موازی(Parallel Universe) مطرح می شود، جهان موازی را فیلسوفان مطرح و درباره آن نظریه پردازی می کنند. عنوان جهان موازی بر عالمی که به موازات این عالم در جریان است، اطلاق می گردد، یکی دیگر از آثار و نتایج دامن زدن به زندگی دوم، برجسته سازی جهان موازی است، و پررنگ شدن این مفهوم در زندگی انسان که در سال های اخیر از طریق سیل سریال ها و فیلم های سینمایی غربی و بویژه امریکایی دنبال می شود، تضعیف اعتقاد به جهان آخرت و معاد را به دنبال دارد، زیرا فردی که باور کند عالمی به موازات این عالم وجود دارد، دیگر جهان پس از مرگ که عالمی پس از این عالم است(و متوالی است نه موازی)، را انکار می کند.

البته نکته ای که نباید آن را فراموش کرد این است که زندگی دوم را می توان عام تر و گسترده تر از زندگی آواتاری(Avatarian Life) نیز معنا کرد. سرعت پرشتاب ورود و دخیل شدن عناصر گوناگون فضای سایبر با زندگی انسان به قدری بوده که حتی بسیاری از نظریه پردازان سنتی نیز نتوانسته اند به خوبی خود را با آن وفق داده و بررسی دقیقی از ابعادش ارائه دهند، چه اینکه هر روز لغات و عبارات جدیدی بر مبنای مفاهیم نوین شکل می-گیرد، مفاهیمی که مرزبندی مشخصی نداشته و هر یک در جای خود اشتراکات فراوانی با سایر مفاهیم دارند.

زندگی دوم یکی از این مفاهیم است که اغلب آن را به سایت و بازی "زندگی دوم” ربط می دهند، اما اگر دقیق تر بنگریم زندگی دوم برای یک فرد زمانی شکل می گیرد که وی به هویت مجازی(Virtual Identity) خود اعتباری در سطح هویت واقعی اش و یا بالاتر از آن اختصاص دهد.

هویت مجازی نمایش و جلوه ای است که فرد از خودش در قالب فعالیت ها و عملکردش در سایت ها، شبکه های اجتماعی، چت روم ها و در کل فضای سایبر بروز میدهد. هویت مجازی با عباراتی چونVirtual Identity, Online Identity, Internet Identity, Internet Personality بیان می شود.

هویت مجازی موضوع قابل بحثی در روانشناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، مطالعات رسانه و … است، چرا که فرد هم می تواند هویت مجازی را روگرفتی از هویت واقعی اش تعریف کند، با همان نام و نام خانوادگی و سایر مشخصات هویتی و هم قادر است اساساً هویت مجازی اش را با مشخصات و ویژگی هایی غیرواقعی و ساختگی شکل دهد. اگر هویت مجازی را بر تمام فعالیت های ناشی از عمل یک فرد در مقام ارسال کننده پیام(نه دریافت کننده صرف و شخصی که کنش گر نیست، مثلاً به عنوان کسی که جستجو کرده یا خبر مطالعه می کند.) و شخصی که در قالب یک پست وبلاگ، ارسال پست، لایک کردن و بازنشر در شبکه های اجتماعی، ارسال خبر، ارسال پادکست، ساخت آواتار و امثالهم دیگران را مورد خطاب قرار می دهد اطلاق کنیم، آنگاه یک وبلاگ نیز جلوه ای از شخصیت و ماهیت نویسنده خویش است.

هویت مجازی اگر به صورت آواتار یا یک اکانت در شبکه های اجتماعی باشد به عنوان واسطه ای بین فرد واقعی(Physical Person) و فرد مجازی(Virtual Person) عمل می کند. در این تعریف صفت مجازی برای بیان کاراکتری که در فضای مجازی شکل گرفته است به کار می رود، حال آنکه فرد مجازی را می توان شخصیتی که فرد در ذهن خود می سازد نیز در نظر گرفت. البته باید توجه داشت کاراکتری که فرد فضای مجازی می سازد خود برخواسته از یک تصویر ذهنی است، و از دو جنبه مجاز است، یک اینکه در فضای مجازی ساخته شده و نمایشی کامپیوتری دارد و دو اینکه در ذهن فرد سازنده است.

هویت مجازی و هویت واقعی از طریق آدرس ای پی(IP) به یکدیگر متصل می شوند، پس شناسایی هویت واقعی با ردیابی نشانه های اینترنتی امکان پذیر است. این دو هویت از طریق دیگری نیز با یکدیگر در تعامل اند، از طریق گفتگوها و تعاملاتِ درونی انسان. در نبودِ فضای مجازی اغلب افراد تنها یک هویت و آن هم واقعی برای بروز و نمایش به دیگران داشتند. با گسترش و فراگیر شدن ابزارهای ارتباطی افراد فرصت یافتند تصاویر مختلفی از خود ارائه دهند و پنهان سازی هویت در مقام ارسال کننده پیام معنا پیدا کرد. رسانه به ارسال کننده پیام امکان می دهد خود را متفاوت از چیزی که هست، نشان دهد.

حال که رسانه ها شخصی سازی شده و تک تک افراد جامعه می توانند رسانه و یا رسانه هایی برای خود داشته باشند، پنهان سازی هویت نیز ابعاد بیشتری پیدا کرده و ایجاد یک هویت مجازی و ساختگی را طلب می کند. هویت مجازی پس از شکل گیری(ابتدا ذهنی و سپس در فضای مجازی و فضای رسانه ای) بخشی از عمر، قلب و ذهن فرد را اشغال می کند، چه اینکه این هویت نیز برای خود زندگی جداگانه ای دارد، فعالیت-ها، عملکرد، ویژگی های رفتاری و علایق خاص خود را. این دو هویت بر کفه های ترازو قرار دارند، هرگاه زندگی دوم سهم بیشتری داشته باشد، دیگری با چالش مواجه می شود.

زندگی سایبری مبتنی بر هویت مجازی شکل می گیرد، و می توان گفت تمام کسانی که در نقش کنش گر در فضای مجازی حضور دارند، و از طریق فعالیت هایشان پیام های متفاوت و گوناگونی را برای دیگران ارسال می کنند برای خود یک زندگی سایبری تشکیل داده اند. منظور از ارسال پیام، ارسال یک ایمیل یا پیامک نیست، بلکه شرکت در یک بازی آنلاین، قرار دادن پست بر روی وبلاگ، به اشتراک گذاشتن یک عکس، لایک کردن، تغییر پروفایل، تغییر امضاء در یک فروم نیز در برگیرنده پیامی از سوی فرد برای مخاطبان هستند. پس زندگی سایبری زمانی رقم می خورد که انسان برای حضور در رسانه های اجتماعی مجازی که به نوعی جوامع مجازی هستند شخصیت و هویتی ایجاد کند.

حضور در جوامع مجازی مطرح است چرا که به عنوان مثال فرد برای نمایش و ارائه ی خود به خویش که وبلاگ نزده و یا در شبکه اجتماعی پروفایل ایجاد نمی کند، پس اجتماع و دیگران و در کل چشمی که مخاطب این هویت مجازی باشد، موضوعیت پیدا میکند. زندگی سایبری به خودی خود پدیده ای آسیب زا و خطرناک نیست، به جز در یک مورد و آن هم اینکه ایجاد و دامن زدن به هویت های کاذب و عادت کردن به این امر میتواند رگه هایی از نفاق را در قلب انسان ایجاد کرده و یا گسترش دهد. آسیب ها و بعضاً بحران ها از زمانی آغاز می شوند که کفه ترازویی که زندگی سایبری در آن قرار دارد سنگین تر شود. مهم ترین بحرانی که زندگی سایبری می تواند در پی داشته باشد، شکل گیری یک زندگی دومِ مستقل برای فرد یا جامعه است.

 

 

مشرق


گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر