۱۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۱
کد خبر: ۱۳۰۴۸
به دنبال پاسخ این سوال هستیم که نتایج مذاکرات سوئیس و توافقات غیر رسمی که همچنان غیرقطعی است در مجموع مثبت بوده است یا خیر؟ با این نگاه بر جزئیات توافق نامه غیررسمی تمرکز و نکاتی را درباره آن مطرح می کنیم. برای روشن شدن این موضوع ابتدا بر اساس نگاه آرمان خواهی واقع بینانه، آرمان های مهم و اصلی مطرح را متناسب با موضوع هسته ای در نظر می گیریم.
در روزهای اخیر خبرهای مربوط به مذاکرات ایران و 1+5 در لوزان سوئیس، همچنان در صدر خبرهای جهان قرار دارد و افراد و کارشناسان، اظهار نظرهای مختلفی درباره نتایج اعلام شده از این دور مذاکرات مطرح می کنند.

شرایط ایجاد شده در کشور و اعلام حمایت ها و انتقادهای متعدد درباره «بیانیه سوئیس» و نکات مطرح شده از محتوای «توافق نامه غیررسمی»، سوالات و ابهاماتی را در اذهان عمومی جامعه درباره دستاوردهای این مذاکرات ایجاد کرده است.

این شرایط سبب شد مدیر مسئول روزنامه خراسان نیز در جلسه ای با حضور اعضای جبهه «آرمان خواهان واقع بین» به بررسی و نقد «بیانیه لوزان» بپردازد.

آن چه می خوانید مشروح صحبت های «محمدسعید احدیان» در این جلسه نقد و بررسی است.

طی روزهای سپری شده از صدور «بیانیه لوزان» یا به گفته آقای دکتر ظریف «بیانیه سوئیس»، بازتاب ها، خبرها و صحبت های طرفین مذاکره به گونه ای بوده که سبب شده است فضایی 3 قطبی در جامعه ایجاد شود. یک گروه به طور کامل دچار شگفت زدگی و خوشحالی شده اند و تلاش می کنند شادی خود را به شیوه های مختلف ابراز کنند. گروه دیگر که منتقد موضوعات مطرح شده هستند و معتقدند ما از مواضع مان عقب نشینی کرده ایم، سعی می کنند نقدهای خود را مطرح کنند اما تریبون رسمی چندانی برای این کار ندارند. قطب سوم شامل افرادی است که دارای مواضع رسمی هستند و موضع گیری آن ها طی روزهای گذشته نشان دهنده حمایت از تیم مذاکره کننده ایران و دفاع از دستاوردهایی است که تا به امروز درباره آن توافقاتی حاصل شده است. به نظر می رسد در چنین شرایطی مناسب است با دقت بیشتری درباره جزئیات این موضوع مسائلی مطرح و تلاش کنیم واقعیت موجود را درک کنیم.

نگاه کارشناسی با رویکرد آرمان خواهی واقع بینانه

ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که خیلی از شخصیت ها و مسئولانی که دارای جایگاه رسمی هستند از نتایج حاصله و توافقات مطرح شده اعلام رضایت و حمایت می کنند اما در واقعیت و از نظر شخصی، ممکن است به این موضع گیری خود اعتقاد و باور کامل نداشته باشند بلکه بیشتر احساس می کنند مصلحت ها ایجاب می کند که آن ها نیز در این شرایط حمایت خود را اعلام کنند. اما آن چه بنده در این مطلب به آن اشاره خواهم کرد به هیچ وجه ناشی از چنین نگاه و موضعی نیست، بلکه براساس یک رویکرد کارشناسی به موضوع است. در کنار دفاع از آن چه در مذاکرات ایران و 1+5 در لوزان حاصل شده است، نقدهایمان را نیز در موارد لازم مطرح می کنیم.

قبل از ورود به جزئیات موضوع ،لازم است موضع خودمان را درباره شرایط فعلی اعلام کنیم. موضع ما با رویکرد آرمان خواهی واقع بینانه این است که مذاکراتی که تا به امروز در لوزان به نتیجه رسیده است، مذاکراتی با دستاوردهای خیلی خوب و قابل اعتنایی است که منافع خیلی زیادی را برای ما داشته است و کاملا می توان از آن دفاع کرد، در عین حال به اصل انتشار بیانیه مشترک و محتوای آن نقدهایی وارد می دانیم.

یک بیانیه رسمی و یک توافق نامه غیر رسمی غیر قطعی

برای ورود به بحث لازم است مقدماتی مطرح شود. مقدمه اول این که درباره موضوع بیانیه لوزان و توافق هسته ای خلط مبحثی شده که عمدتا از سر غفلت بوده است. آن خلط مبحث این است که بین بیانیه مشترک و توافق ها و تفاهم هایی که صورت گرفته است و ما آن را توافق نامه غیررسمی و غیرقطعی می نامیم تفاوت وجود دارد. وجود چنین توافق نامه غیررسمی و غیرقطعی را آقای دکتر عراقچی در گفت و گوی ویژه خبری مطرح کردند و آقای ظریف نیز در صحبت های خود به آن اشاره کردند. بنابراین یک بیانیه وجود دارد که توسط آقای ظریف و خانم موگرینی به طور رسمی قرائت شد اما در کنار آن، یک توافق نامه غیر رسمی نیز وجود دارد که نوشته شده و به گفته مذاکره کنندگان به حالت چرک نویس است که هنوز بار حقوقی ندارد و اصلاح خواهد شد، اما نکات قید شده در آن بین مذاکره کنندگان مطرح و مکتوب شده است. به دلیل درک نکردن این موضوع که در کنار بیانیه رسمی قرائت شده، توافق نامه غیر رسمی نیز وجود دارد، گاهی صحبت ها و نقدهایی هم منتقدان و هم تیم مذاکره کننده هسته ای مطرح میکنند که ربطی به هم ندارد. در واقع با توجه به مواضع مطرح شده توسط افراد مختلف می توان گفت مطالب قید شده در 3 سند متفاوت گاهی با هم اشتباه گرفته می شود. یک سند همان بیانیه مشترک است که طرفین مذاکره آن را تایید کرده اند. یک سند دیگر روایت و «فکت شیت» غیررسمی ایرانی هاست که منابع وزارت خارجه به رسانه ها دادند اما به عنوان سند رسمی وزارت خارجه مطرح نکردند و سند سوم هم «فکت شیت» ارائه شده توسط آمریکایی هاست. در واقع آمریکایی ها روایت خود را از توافق نامه غیر رسمی ارائه می کنند و طرف ایرانی نیز کار غیر رسمی مشابهی انجام داده است و قرار است« فکت شیت» رسمی را نیز به زودی منتشر کند. بنابراین باید تفاوت این 2 روایت و در کنار آن بیانیه مشترک را درک و آن ها را از هم تفکیک کنیم و موضع ما نیز بر اساس همین تفکیک است.

احتجاج ما به روایت ایرانی است نه ادعای آمریکایی

مقدمه دوم این که در مباحث اشتراکی و موضوعات مطرح شده در بیانیه مشترک سند روشن است اما در مواردی اختلاف روایت وجود دارد که در این موارد منطق حکم می کند که ما باید به نظر نماینده خودمان احتجاج کنیم ما به رفتار برخی از دوستان انتقاد داریم که فکت شیت آمریکایی را مبنا قرار می دهند و موضع گیری می کنند در حالی که این فکت شیت ها از سوی جان کری و سایر طرف های آمریکایی مطرح شده است و در مقابل نمایندگان ما نکات دیگری را مطرح می کنند که با آن متفاوت است. کاملا واضح است که ما باید نظر و گفته آقای ظریف را مبنا قرار دهیم و به آن اعتماد و یقین داشته باشیم و شک نکنیم. هرچند شخص بنده شکی در صحت گفته های آقای ظریف ندارم اما حتی اگر هم فردی دچار شک و تردید است، حداقل مصلحت گرایی سیاسی حکم می کند که نظر طرف خودی را تایید کنیم یا حداقل آن ها که شک و تردید دارند، شک خود را به زبان نیاورند. وقتی آقای ظریف مطرح می کند که ما برای برداشته شدن تحریم ها به توافق رسیدیم باید همه به این گفته اعتماد کنند و طرف آمریکایی را زیر سوال ببرند که چرا آن ها برخلاف توافق، مطالبی را مطرح می کنند، نه این که آقای ظریف را زیر سوال ببریم. متاسفانه برخی افراد فرض را بر این می گذارند که طرف آمریکایی درست می گوید و با این فرض شروع به نقد می کنند که این رویکرد خلاف عقل و منطق است البته در مواردی که روایت ایرانی ساکت مانده است براساس نگاه قرآنی ما اولا نباید براساس روایت دشمن اقدام کنیم اما بر اساس همین آیه باید آن را بررسی کنیم.

ادعاهای آمریکایی ها به ۲ دلیل مهم است

البته این هم که تیم هسته ای مطرح می کنند اظهارات مقامات آمریکایی کارکرد داخلی دارد و مهم نیست، به ۲ دلیل که ذکر خواهم کرد منطقی نیست. دلیل اول این که آن ها کسانی هستند که قرار است در آینده، توافقات مطرح شده را اجرا کنند و بنابراین تردیدها را درباره پایبند بودن آن ها به تعهدات افزایش می دهد. دوم این که به قول معروف «انسان بنده حرفش است» و بر این اساس ممکن است آن ها مجبور شوند پای حرف هایی که امروز می زنند بایستند که این نگران کننده است. بر این اساس نمی توان به سادگی این تصور را داشت که اوباما در صحبت هایش از تدریجی بودن تحریم ها سخن بگوید اما در توافق نهایی برخلاف آن عمل کند. این نگرانی به طور جدی وجود دارد که آمریکایی ها با این نوع برخوردشان قصد بازی در آوردن دارند و بر اساس روایت تیم ایرانی با وجود توافقاتی که با ایران داشته اند می خواهند در 3 ماه مهلت باقی مانده مواضع خود را تغییر دهند و زیر حرفشان بزنند. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدانیم در بیانیه رسمی مشترک تعهدی مبنی بر لغو فوری تحریم ها وجود ندارد بلکه در توافق نامه غیر رسمی قید شده است. علاوه بر آن در بیانیه رسمی عباراتی وجود دارد که باعث می شود تصور کنیم نتایج به آن چیزی که طرف مقابل می گوید نزدیک تر است.

حفظ آرمان ها در کنار توجه به واقعیت ها

مقدمه سوم این که ما بر اساس رویکرد آرمان خواهی واقع بینانه به موضوع نگاه می کنیم. به همین دلیل باید اولا آرمان های شفاف، دقیق و علمی مان را بشناسیم و به سمت دستیابی و حفظ آن ها حرکت کنیم. البته باید به واقعیت های موجود هم توجه کنیم. بر اساس آرمان خواهی واقع بینانه می توان برخی خط قرمزها و راهبردها را تعیین کرد. ممکن است در یک نگاه آرمان خواهی صرف و مطلق، این طور بیان شود که همان اندازه که آمریکایی ها از حقوقی برخوردارند ما هم برخورداریم و باید همین رویکرد را دنبال کنیم.

اما با یک نگاه واقع بینانه در کنار این آرمان خواهی به حق، این موضوع مطرح می شود که آیا ما در شرایط فعلی به همان اندازه حقوق آمریکایی ها، حق و حقوق می خواهیم یا آرمان خواهی واقع بینانه ایجاد می کند که به عنوان مثال در شرایط موجود، خط قرمزهایمان را مبتنی بر نیازها و منافع مان ترسیم کنیم نه مبتنی بر حقوق طبیعی مان. بر اساس همین رویکرد آرمانخواهی واقع بینانه در مذاکره ای که دارد صورت می گیرد و قصد دستیابی به توافق داریم باید بپذیریم که به عنوان مثال 2 امتیاز بدهیم و 5 امتیاز بگیریم.

اگر برآیند این داد و ستد مثبت است و خط قرمزها نیز در آن رعایت شده است، پس با نگاه آرمان خواهی واقع بینانه باید گفت این داد و ستد خوبی است. نمی توان صرفا گفت به دلیل این که یک خط قرمز کمی جا به جا شده است دیگر اصلا توافق مطرح شده قبول نیست. با توجه به این نکات مطرح شده مواردی را درباره بیانیه اخیر و توافق نامه غیررسمی مطرح شده بیان می کنم.

برآیند توافق نامه غیر رسمی و غیر قطعی قابل دفاع است

به دنبال پاسخ این سوال هستیم که نتایج مذاکرات سوئیس و توافقات غیر رسمی که همچنان غیرقطعی است در مجموع مثبت بوده است یا خیر؟ با این نگاه بر جزئیات توافق نامه غیررسمی تمرکز و نکاتی را درباره آن مطرح می کنیم. برای روشن شدن این موضوع ابتدا بر اساس نگاه آرمان خواهی واقع بینانه، آرمان های مهم و اصلی مطرح را متناسب با موضوع هسته ای در نظر می گیریم.

آرمان اول: حق غنی سازی

اولین شاخص و آرمان این است که ما آن چه طی حدود 12 سال اقدام و مذاکرات هسته ای خواستار آن بوده و هستیم، داشتن حق غنی سازی است که بسیار مهم و تاثیرگذار بود. اگر به روند طی شده در طول مذاکرات نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که ما در مذاکرات سال های 82 و 83 چیزی جز غنی سازی نمی خواستیم و با این حق راضی به توافق بودیم، اما طرف مقابل حاضر به دادن این حق حتی روی کاغذ هم نبود. این واقعیت هم وجود دارد که در آن زمان ما فقط 2 یا 3 سانتریفیوژ داشتیم و چیزی برای معامله و چانه زنی نداشتیم.

آرمان دوم: امکان غنی سازی صنعتی و داشتن صنعت بسیار پرسود هسته ای

دومین آرمان داشتن حق غنی سازی صنعتی برای تامین نیازهای داخلی و ورود به صنعت پرسود هسته ای است. این آرمان به مرور و شروع و گذشت زمان که توان هسته ای مان بسیار گسترش یافت از اهمیت بالفعلی برخوردار شد.

آرمان سوم و چهارم: تحقیق و توسعه هسته ای؛ حفظ عزت ملی و رویکرد استکبارستیزی

امکان تحقیق و توسعه فناوری های هسته ای، سومین آرمان ماست که برای باقی ماندن در صنعت هسته ای به عنوان یک صنعت استراتژیک به آن احتیاج داریم و چهارمین آرمان، حفظ عزت ملی و حفظ رویکرد استکبار ستیزی است که همواره در مذاکرات هسته ای برای ما دارای اهمیت بوده است. ممکن است بتوان به 3 آرمان قبل دست یافت اما در کنار آن یک امتیاز بزرگ را از دست داد به طور روشن می توان پذیرفت که ما دیگر با آمریکا دشمن نیستیم اگر ما حاضر به انجام چنین کاری بودیم و عزت ملی مان را کنار می گذاشتیم، طرف مقابل به سادگی و بدون دردسر امتیازات هسته ای را به ما می داد، اما این روحیه استکبارستیزی برای ما یک آرمان است که هم ایدئولوژیک و هم جزو منافع ملی است. هم باورهای دینی و انقلابی ما این است که باید این آرمان را حفظ کنیم و هم منافع ما داشتن این روحیه را ایجاب می کند. اگر در سال 88 عده ای شعار «نه غزه، نه لبنان» سر می دادند و می گفتند حمایت از این کشورها چه منفعتی برای ما دارد، همان ها امروز به خوبی فهمیده اند که اشتباه می کردند و منفعت جمهوری اسلامی ایران در این بوده است که بگوید «هم غزه، هم لبنان برای ایران». این قدرت و جایگاهی که ما در منطقه پیدا کرده ایم عاملی است که وزیر خارجه کشور ما در برابر قدرت های جهان و به تعبیر خود آن ها در مقابل تمام دنیا می ایستد و سخن می گوید.

«آرمان ما» و خط قرمزها و راهبردهای هسته ای

حالا هم استدلال ما این است که در خروجی مذاکرات هسته ای باید چیزی باشد که این 4 آرمان ما در آن لحاظ شده باشد. در این صورت می توانیم بگوییم به نتیجه خوبی دست یافته ایم و در غیر این صورت ضرر کرده ایم. مبتنی بر این آرمان ها و برای رسیدن به این اهداف، خط قرمزها و مجموعه راهبردهایی را در نظر گرفته ایم که به آن ها اشاره و وضعیت آن ها را در توافق غیررسمی انجام شده بررسی می کنیم.

سطح و ظرفیت غنی سازی

اولین موضوع که خیلی مهم است سطح غنی سازی و در کنار آن ظرفیت غنی سازی است. سطح غنی سازی یعنی این که ما حق تولید اورانیوم چند درصد داشته باشیم وظرفیت غنی سازی یعنی این که ما به اندازه توان و امکان غنی سازی داشته باشیم. 67/3 درصد، 5 درصد، 20 درصد، 90 درصد و ... هدف گذاری ما در این زمینه توسط رهبر معظم انقلاب تعیین شده و این بوده که سطح و ظرفیت غنی سازی ما به میزانی باشد که نیازهای ما را برآورده کند. بر اساس فرمایشات ایشان نیروگاه هسته ای بوشهر برای تولید اورانیوم غنی شده به 190 هزار سو نیاز دارد. حال این سوال مطرح می شود که آیا با توافق بر سر حق غنی سازی 67/3 درصدی ایران به این هدف خواهیم رسید یا خیر؟ اولین قضیه این است که «آیا نیاز ما همیشه 190 هزار سو خواهد بود؟» که به طور منطقی پاسخ این سوال منفی است و می دانیم که فعلا نیاز ما در این سطح خواهد بود و اگر در آینده نیروگاه های جدید هسته ای احداث کنیم یا بخواهیم وارد عرصه صنعت هسته ای شویم و اورانیوم غنی شده خود را بفروشیم مطمئنا نیاز ما بیشتر از این میزان خواهد بود. اکنون با این پیش فرض که «فکت شیت» غیر رسمی ایرانی و اظهارات مقامات تیم هسته ای از توافق نامه غیررسمی اعلام شده مورد تایید ماست، این موضوع را بررسی می کنیم. طبق آن چه که در این توافق نامه غیررسمی قید شده، ما محدودیت 10 ساله را برای سطح غنی سازی پذیرفته ایم با این توضیح که این مدت در «فکت شیت» آمریکایی برای ظرفیت غنی سازی 10 سال و برای سطح غنی سازی 15 سال اعلام شده است. بر مبنای «فکت شیت» ایرانی می توانیم بگوییم سطح و ظرفیت غنی سازی توافق شده خیلی به حداقل نیاز ما نزدیک است زیرا اولا ما به سطح غنی سازی 3.67 درصد نیاز داریم نه بیشتر و ثانیا برای ظرفیت غنی سازی بر اساس اظهارات آقای دکتر صالحی قرارداد نیروگاه بوشهر با روسیه 8 سال دیگر به پایان می رسد و در آن زمان است که ما به 190 هزار سو ظرفیت غنی سازی نیاز خواهیم داشت. بنابراین تا 8 سال دیگر نیازی در این زمینه وجود ندارد.

پذیرش 2 سال عقب نشینی قابل قبول است

از سوی دیگر ممکن است در آن زمان بتوانیم در چانه زنی های هسته ای پیش رو شرایط را طوری پیش ببریم که تا آن زمان 190 هزار سو مورد نیاز را تامین کنیم و از اورانیوم غنی شده ای که در این 8 سال تولید می شود نیز در نیروگاه بوشهر استفاده کنیم، اما در بدبینانه ترین حالت و بر مبنای همان 10 سال محدودیت، می شود گفت 2 سال عقب نشینی برای تحقق این هدف امتیاز چندان مهمی نیست و می توان آن را پذیرفت. بنابراین در سطح غنی سازی مشکل اساسی نخواهیم داشت. باید به این نکته نیز اشاره کنم که طبق توافقات غیررسمی، ما پذیرفته ایم که حدود هزار سانتریفیوژ IR2 را که از مرحله اول آزمایش عبور کرده و در حال تست های پیشرفته است از چرخه خارج کنیم که این مسئله جزو خط قرمزهای ما نبوده است زیرا با سطح غنی سازی مشکلی ایجاد نخواهد کرد. پس در موضوع ظرفیت غنی سازی ها نیز که در «فکت شیت» آمریکایی هم به محدودیت 10 ساله ایران در این زمینه اشاره شده است، می توان گفت ما با 2 سال عقب نشینی امتیاز مهمی را از دست نداده ایم.

اصل تحقیق و توسعه در فکت شیت ها صراحت دارد اما...

مورد سوم مربوط به تحقیق و توسعه است. در این زمینه آن چیزی که محل بحث بوده، تحقیق و توسعه درباره سانتریفیوژهای پیشرفته IRIR6 و IR8 است که بحث کاملا جدی است و بر سر آن دعواهای زیادی بین طرفین مذاکره صورت گرفته است. مهم این است که در حوزه تحقیق و توسعه، «فکت شیت» آمریکایی هم اشاره کرده است که از فردای توافق تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای IRIR6 و IR8 را انجام دهیم. البته در خود بیانیه از یک جدول زمانی و شرایط نام برده شده است که باید منتظر مشخص شدن جزئیات آن در ادامه مذاکرات بود که آیا آمریکایی ها به روایت تیم ایرانی از توافق های صورت گرفته پایبند خواهند بود؟ در عین حال مهم این است که بر اصل موضوع تحقیق و توسعه هسته ای ایران، در فکت شیت آمریکایی هم صراحتا تایید شده است. بنابراین در زمینه تحقیق و توسعه نیز اگر روایت ایرانی در توافق نهایی گنجانده شود به آن چه می خواسته ایم دست یافته ایم. البته باید به این نکته مهم توجه کرد ما هنوز سانتریفیوژهای IRIR6 و IR8 را در چرخه استفاده نداریم که در چانه زنی های هسته ای بخواهیم روی فعال بودن آن ها پافشاری کنیم، بلکه در مراحل آزمایش این سانتریفیوژها هستیم.

توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته خط قرمزی است برای اقتصادی ماندن صنعت هسته ای

این نکته بسیار مهمی است که ما بتوانیم حق تحقیق و توسعه این سانتریفیوژها را داشته باشیم که طرف مقابل مخالفت زیادی با این موضوع کرده است زیرا می خواهند مانع از ورود ما به یک صنعت اقتصادی شوند و البته واقعیت این است که در این شرایط امکان تولید بمب در ایران نیز افزایش می یابد و به همین دلیل آن ها بر نبود این امکان اصرار دارند. اما دلیل اصرار و پافشاری ما بر داشتن حق تحقیق و توسعه این است که بدون این حق، صنعت هسته ای ما اقتصادی نخواهد بود و این صنعت با سانتریفیوژهای IR1 فقط در حد یک ژست باقی می ماند. به همین دلیل بعد از 10 سال که محدودیت در ظرفیت غنی سازی و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برداشته می شود ما می توانیم در صورت به نتیجه رساندن سانتریفیوژهای IR8، آن ها را در چرخه غنی سازی به کار بگیریم و این نکته بسیار مهم و از خط قرمزهای اصلی ما بوده است. بر اساس گفتوگویی که خبرنگار ما با دکتر صالحی هنگام مذاکرات لوزان داشت ، دعوای اصلی طرفین مذاکره در روزهای پایانی نیز بر سر همین موضوع بوده است و آمریکایی ها با دادن این حق به ایران مخالفت می کردند. اما تیم ایرانی بر داشتن آن اصرار ورزیده است که خوشبختانه ظاهرا توانسته اند این خواسته را به طرف مقابل بقبولانند. این موضوع از خط قرمزهای بسیار مهمی است که نمی توان بر سر آن کوتاه آمدو باید در ذهن داشته باشیم که اگر در توافق نامه نهایی آمریکایی ها در این زمینه بازی در آوردند ما باید محکم پای این خواسته خود بایستیم و این مسئله را برای آینده مسئله هسته ای خود مطالبه کنیم.

موضوع آب سنگین اراک و ابتکار دانشمندان هسته ای ایران

بحث بعد مربوط به آب سنگین اراک است. این موضوع هم از خط قرمزهای جدی ما بوده است به دلیل این که از نظر اقتصادی و صنعتی اهمیت فوق العاده زیادی دارد. البته این که چرا آن ها بر نبود آن اصرار دارند هم روشن است. واقعیت این است که از نظر فنی خروجی آب سنگین اراک پلوتونیوم است. در این زمینه کمی توضیح فنی ارائه می کنم. باید بدانیم که نیروگاه بوشهر ما آب سبک است و برای نیروگاه های آب سبک باید اورانیوم را با ایزوتوپ های 234 غنی سازی کرد و در این شرایط امکان تولید انرژی فراهم می شود. اما وقتی از فناوری آب سنگین استفاده می شود، به دلیل آن که آب سنگین است، دیگر نیازی به غنی سازی اورانیوم نیست و با فرآوری اورانیوم معمولی، خوراک نیروگاه هسته ای تامین می شود. بنابراین فناوری آب سنگین از نظر فنی و اقتصادی خیلی به صرفه است، با این نکته که خروجی این نیروگاه پلوتونیوم است و این یعنی خود بمب هسته ای، زیرا وقتی حجم پلوتونیوم به میزان مشخصی برسد می توان به سرعت آن را به بمب هسته ای تبدیل کرد. به این نکته هم اشاره می کنم که در حوزه نظامی 2 نوع بمب اورانیومی و پلوتونیومی وجود دارد که دستیابی به بمب اورانیومی زمان بر و نیازمند انجام اقدامات متعددی است اما بمب پلوتونیومی به سرعت قابل تولید است. مشکل مذاکرات در این موضوع، مسئله تولید پلوتونیوم بوده است که خوشبختانه دانشمندان هسته ای ما برای اولین بار دست به کار بزرگی زدند و راهکاری را ارائه کردند که این نگرانی از بین برود. موضوع آب سنگین اراک جزو موضوعات حل نشدنی محسوب می شد و از نگاه بی طرفانه به مذاکرات، آن ها هم حق داشتند که بگویند ما نمی توانیم به تولید پلوتونیوم در ایران اعتماد کنیم و ما هم حق داشتیم که بگوییم به این فناوری نیاز داریم. آرمان خواهی واقع بینانه برای این مشکل راه حلی پیدا و به طرف مقابل ارائه کرد. روش فنی ابداعی توسط دانشمندان هسته ای ما در مذاکرات ارائه شد و مورد قبول طرف مقابل قرار گرفت که این دستاورد بزرگی بوده است.

مسئله سایت فردو

در بحث فردو باید گفت خط قرمزی که قبلا روشن شده بود این بود که 6 هزار سانتریفیوژ ما به گونه ای باشد که 5 هزار سانتریفیوژ در نطنز و هزار سانتریفیوژ در فردو برای غنی سازی استفاده شود. اتفاقی که افتاده این است که ما در فردو غنی سازی صنعتی نخواهیم داشت و هر دو طرف به صراحت این مطلب را اعلام کرده اند. ما در فردو هزار سانتریفیوژ خواهیم داشت که فعالیت می کند اما بدون تزریق گاز و این یعنی در این سایت غنی سازی صنعتی و تحقیقاتی نخواهیم داشت. این مسئله نه تنها در «فکت شیت» غیر رسمی ایران بلکه در بیانیه مشترک هم تصریح شده است که مواد شکافت زا به سانتریفیوژهای فردو تزریق نخواهد شد. بنابراین در فردو از خط قرمز گذشته ایم و بخشی از این امتیاز یعنی غنی سازی کردن در فردو را واگذار کرده ایم، اما باید به این نکته توجه داشت که بخشی از این مسئله یک خط قرمز استراتژیک شبیه تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته نبوده است بلکه بخشی از آن استراژیک بوده است و بخشی قابل معامله. باید درباره فردو به این نکته توجه داشت که دلیل اصرار ما بر فعال بودن این مرکز این است که تضمینی برای فعالیت مرکز نطنز باشد تا در صورت تهدید دشمنان به حمله به نطنز، بتوانیم از فردو که در فضای کاملا امن و غیرقابل دسترس آن احداث شده است استفاده کنیم. اشتباه استراتژیک، فاحش و به نظر من ناامیدکننده ای که در گذشته رخ داده این بوده است که در زمان احداث سایت نطنز (اگر اشتباه نکنم در زمان دولت آقای مهندس موسوی و شاید هم قبل از انقلاب)، این سایت حساس هسته ای در صحرا احداث شد به گونه ای که با یک دوربین ساده شکاری هم می توان آن را پیدا و جزئیات آن را مشاهده کرد. این اشتباه عجیب آن دوره سبب شد برای جبران آن، سایت فردو را در موقعیتی خاص و ایمن راه اندازی کنیم به گونه ای که امکان دسترسی به آن برای دشمنان ساده نباشد. جالب است بدانید که آمریکایی به شدت در تلاش هستند بمبی مخصوص برای حمله به فردو طراحی کنند اما هنوز به چنین توان دست نیافته اند. بنابراین با این توضیحات می توان حساسیت فردو را درک کرد. صحبت های تیم هسته ای ایران درباره توافق انجام شده در زمینه فردو که البته قابل قبول هم هست این است که می گویند هزار سانتریفیوژی که در فردو قرار خواهد گرفت و ما آن ها را وادار به پذیرش آن کرده ایم، همان ضمانت مورد نیاز ماست که اگر آن ها به سایت نظنز حمله کنند، ما به سرعت سانتریفیوژهای نطنز را فعال خواهیم کرد و چون ما امکان انجام این کار را داریم بنابراین آن ها دست به اقدام غیرعاقلانه ای نخواهند زد. پس وجود این هزار سانتریفیوژ در فردو عامل بازدارنده در برابر بروز اقدامات دشمن خواهد بود براین اساس وجود سانتریفیوژها بخش استراتژیک خط قرمز و غنی سازی در آن بخش قابل معامله خط قرمز است. البته سوالی که ما داریم و به نظر ما امکانش هست که در توافقات به آن دست یافت این است که لااقل غنی سازی تحقیقاتی در فردو را داشته باشیم و این سوال را داریم که چرا باید بخش تحقیقات غنی سازی ما هم در نطنز باشد. اما واقعیت این است که توافقات مطرح شده درباره فردو نیز با 4 آرمان ما در حوزه هسته ای تناقضی ندارد. در واقع امتیازی است که داده ایم و این موضوع در روند چنین مذاکراتی طبیعی است زیرا ما به ازای آن، امتیازی را گرفته ایم. نکته دیگر درباره فردو این که آمریکایی ها در «فکت شیت» خود مطلبی را مطرح کرده اند که البته ما به گفته آن ها اعتماد نداریم. آن ها گفته اند ایران تا 15 سال در فردو غنی سازی نخواهد داشت. نکته دیگر این که آن ها گفته اند ایران، فردو و سانتریفیوژهای آن را به گونه ای تغییر ماهیت می دهد که دیگر نتواند غنی سازی داشته باشد. این گفته آن ها با همان حرف خودشان مبنی بر محدویت 15 ساله هم تناقض دارد و شواهد به گونه ای است که به نظر می رسد آن ها قصد دارند در این زمینه بازی در بیاورند و زیر توافقات بزنندو باید مراقب این موضوع نیز بود..

محدودیت های 10 ، 15 و 25 ساله چیست

براساس فکت شیت غیررسمی ایرانی که در فکت شیت آمریکایی و اظهارات اوباما نیز به آن اشاره شده است، به هر حال بعد از 10 سال یا به فرض درست بودن ادعای آمریکایی ها، بعد از 15 سال همه این محدودیت ها برداشته خواهد شد و ما بعد از 10 سال، هم در سطح و هم در ظرفیت غنی سازی آزاد خواهیم بود که این دستاورد بزرگی است. شاید همین مسئله است که نتانیاهو را عصبانی کرده است زیرا به ادعای او بعد از سپری شدن دوره محدودیت ها، ایران می توان فعالیت های هسته ای خود را آزادانه دنبال کند. آن 25 سالی هم که اوباما از آن صحبت می کند براساس «فکت شیت» آمریکا هیچ ربطی به بحث غنی سازی ندارد و مربوط به این است که می گویند ما می خواهیم تا 25 سال به نحوه تامین زنجیره اورانیوم در ایران نظارت داشته باشیم تا مطمئن باشیم شما چقدر اورانیوم در اختیار دارید و با این میزان اورانیوم چه کاری را انجام می دهید. هدف آن ها این است که در این مدت سطح نظارت و بازرسی خود و آژانس را به سطحی برسانند که مطمئن باشند همه اورانیوم های موجود در ایران در صنعت هسته ای استفاده می شود و به صنعت نظامی وارد نمی شود. تیم مذاکره کننده ما هم در توافق نامه غیر رسمی این مدت 25 ساله را پذیرفته است البته در نوع و سطح نظارت ها مسائل جزئی از اهمیت زیادی برخوردار است که باید مراقب فریب آمریکایی ها بود.

بازرسی ها

اما نکاتی هم در حوزه بازرسی ها مطرح می کنیم.. راهبرد ما در این حوزه این بوده است که بازرسی ها و نظارت هایی که در حوزه های غیر هسته ای برای ما تحمیل غیرمنطقی ایجاد نکنند بپذیریم. ما هیچ وقت با این بازرسی ها مشکلی نداشته ایم چرا که برنامه تولید بمب نداشته و نداریم. چیزهایی که براساس روایت ایرانی در حوزه بازرسی پذیرفته ایم با خط قرمزهای ما نیز تناقضی ندارد. مسئله اول در حوزه بازرسی ها پذیرش کد اصلاحی 3.1 توسط ایران است. کد اصلاحی 3.1 یکی از کدهای «ان.پی.تی» است و چیز اضافه ای نیست. در گذشته این کد اصلاحی به ان.پی.تی اضافه شد و ما نیز پذیرش آن را قبول و امضا کرده بودیم. تا قبل از اضافه شدن این کد به ان. پی. تی ما می توانستیم هر وقت طراحی تاسیسات هسته ای جدیدمان به پایان رسید به آژانس اطلاع می دادیم که نظارت های خود را بر این سایت جدید آغاز کند. اما با اضافه شدن این کد، هر زمان کشوری تصمیم بگیرد در نقطه ای تاسیسات هسته ای جدید احداث کند باید به سرعت موضوع را به آژانس اطلاع دهد. ما در گذشته این کد را پذیرفته بودیم اما زمانی که صحبت هایی درباره حمله دشمنان به سایت هسته ای نطنز مطرح شد، مجلس مصوبه ای گذراند و به صورت یک طرفه اعلام کردیم که این کد را قبول نداریم که این اقدام ما آن ها را به شدت عصبانی کرد و قطع نامه ای علیه ما صادر کردند.

موضع غیرمنصفانه آقای ظریف

درباره این موضوع باید بگویم که آقای ظریف درباره صادر شدن قطع نامه ها علیه ایران کمی غیرمنصفانه موضع گیری می کنند در حالی که با توجه به شرایط صدور چنین قطع نامه هایی طبیعی بود و باید این اتفاق می افتاد. به طور طبیعی ما برای مقابله با تهدیدهای حمله به نطنز نیاز به احداث سایت جدیدی در منطقه ای خاص و ایمن داشتیم و به همین دلیل تصمیم گرفته شد برای غیرقانونی نبودن این اقدام، به طور علنی عدم پذیرش کد 3.1 را اعلام کنیم. آن ها هم به خوبی فهمیدند که ما با حذف این کد قصد احداث سایت هسته ای جدیدی داریم که نمی خواهیم درباره جزئیات آن اطلاعاتی ارائه کنیم، بنابراین صدور قطعنامه از سوی آن ها هم طبیعی و قابل پیش بینی بود. البته مدتی بعد با جاسوسی های آن ها، سایت فردو لو رفت و موقعیت آن مشخص شد، بنابراین ما در شرایط فعلی مشکلی برای پذیرش کد 3.1 نداریم و در آینده نیز اگر بخواهیم تاسیسات هسته ای جدیدی احداث کنیم مشکلی برای اطلاع دادن به آژانس نداریم.

پروتکل الحاقی هیچ گاه جزو خط قرمزها نبوه است

پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران هم در توافق نامه غیررسمی و بیانیه مشترک رسمی اعلام شده است. باید به صراحت گفت که از ابتدای شکل گیری پرونده هسته ای، به استثنای یکی دو ماه ابتدایی که شبهاتی وجود داشت، هیچ گاه پذیرفتن پروتکل الحاقی جزو خط قرمزهای جمهوری اسلامی ایران نبوده است. این پروتکل همزاد و همراه داشتن غنی سازی است و این منطقی است که هر کشور برای داشتن حق غنی سازی باید پروتکل الحاقی را بپذیرد. البته باید به این نکته مهم توجه کرد که به طور اساسی پروتکل الحاقی با این هدف تدوین شده است که همه کشورها بتوانند غنی سازی داشته باشند، اما آمریکایی ها در این قضیه نامردی می کنند و از ابتدا می خواستند که ما این پروتکل را امضا کنیم اما غنی سازی نداشته باشیم.

2 نکته مهم درباره بازرسی ها که باید منتظر توافق نهایی بود

درباره موضوع بازرسی ها 2نکته در فکت شیت های آمریکایی مطرح شده در صحبت های اخیر اوباما نیز به یکی از آن ها اشاره مجدد شد که مهم است و باید منتظر ماند و دید چطور در توافق نامه لحاظ خواهد شد. البته تیم هسته ای ما تاکنون در این باره سکوت کرده اند و در اظهارات آن ها و فکت شیت ایرانی اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد. در فکت شیت آمریکایی عباراتی وجود دارد که ابهام داشت اما با صحبت های اخیر اوباما شفاف شد. آن نکته این است که آمریکایی ها مدعی هستند ایران بازرسی هایی فراتر از پروتکل الحاقی را پذیرفته است به گونه ای که به گفته اوباما سازوکاری وجود خواهد داشت که طبق آن مراکز مشکوک در ایران تحت بازرسی ها قرار خواهد گرفت. براساس ادعای اوباما توافق نهایی به گونه ای خواهد بود که اگر آن ها به مرکزی در ایران مشکوک شدند، که ممکن است آن ها یک مرکزی نظامی باشد و نه هسته ای ما را مشکوک اعلام کنند، می توانند با تصمیم گیری توسط یک نهاد نظارتی، که هنوز کدام نهاد بودن آن هم مشخص نیست، ایران را به دادن اجازه بازرسی از آن مرکز ملزم کنند. این موضوع بسیار مهم است و اگر به شکلی باشد که اوباما اعلام می کند و مرجع تصمیم گیرنده در این زمینه قابل اعتماد نباشد، مشکلاتی را به دنبال داشته باشد و به عنوان مثال آن ها بخواهند از تاسیسات و مراکز تولید موشک های بالستیک ما بازرسی کنند.

موضوع تحریم ها و نگرانی ها از فریب آمریکایی

در حوزه تحریم ها 2 روایت کاملا مختلف مطرح شده است. این روایت های دارای تناقضات بسیار زیادی است، اما همان طور که از ابتدا مطرح شد، ما روایت طرف ایرانی را می پذیریم و به آن باور داریم. بر این اساس طبق گفته مذاکره کنندگان ما، توافقی که بر سر تحریم ها شده است مشکلی ندارد و از نظر ما نیز قابل قبول است.

فقط درباره نحوه اجرای توافقات مربوط به تحریم ها نگرانی هایی وجود دارد. اول این که ظاهرا غربی ها در فاز صفر توافق نامه جامع، یعنی زمان امضای آن، که مدتی با زمان اجرایی شدن توافق فاصله زمانی خواهد داشت، در این دوره فاز صفر اقداماتی از سوی ما و آن ها انجام می شود. مثلا ما IR2 ها را از نطنز جمع آوری و اقدامات توافق شده در فردو را نیز اجرا کنیم. آمریکایی ها نیز نگارش نامه ها و بخش نامه های مربوط به لغو تحریم ها را آغاز کنند و اروپایی ها نیز گام های اولیه خود را بردارند که این ها شامل فاز صفر توافق جامع خواهد بود و هنوز مدت زمان آن مشخص نیست. اگرچه طرف آمریکایی از یک بازه زمانی 6 ماهه سخن گفته است، اما هنوز این بازه زمانی به صورت قطعی تعیین نشده است. پس از این مدت، زمان فاز اجرای توافق نامه جامع فرا می رسد و همزمان دو طرف قول های خود را به صورت رسمی اجرایی می کنند. با این که تا کنون در این باره سکوت شده است، اما شاید طرف ایرانی پذیرفته باشدکه در مدت زمان فاز صفر توافق نامه، آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی خود را انجام دهد. هرچند تا قبل از زمان فاز اجرا، ایران تعهدی به اجرای توافقات انجام شده نخواهد داشت اما احتمالا و بر اساس تحلیل شخصی، فکر می کنند طرف ایرانی برای حل مسئله راستی آزمایی و نیز آماده شدن برای فاز اجرا، چنین اقدامی را انجام خواهد داد به نظر می رسد در این اقدام دغدغه هایی وجود دارد که به عنوان مثال اگر ما اقدامات غیرقابل بازگشت پذیری در فاز صفر انجام دهیم و آن ها فاز اجرا را بدعهدی کنند چه می شود؟ در عین حال طرف ایران از لغو فوری تحریم ها سخن می گوید اما طرف مقابل برخلاف این شواهد اظهار نظر می کند و از رفع تدریجی و مرحله ای تحریم ها سخن می گوید. این هم یکی از مواردی است که با توجه به حرف های مطرح شده از سوی آمریکایی ها ممکن است بازی در بیاورند و خلاف تعهداتی که مطرح شده عمل کنند که روشن است از خط قرمزهای استراتژیک ماست که نمی توانیم از آن بگذریم.

راهبردی بودن اصرار بر لغو قطع نامه ها

یکی دیگر از راهبردهایی که برای آرمان حفظ عزت ملی و حفظ رویکرد استکبارستیزی لازم است تحمیل نظرات خودمان به طرف مقابل بدون کناره گیری از اصول مد نظرمان است. در این ماجرا چند مسئله کلیدی وجود داشته که تا کنون هم به نتیجه رسیده است. اول این که قطع نامه های سازمان ملل بدون آن که ما آن ها را اجرا کنیم باید لغو شود که بر اساس مواضع اعلام شده از سوی تیم مذاکره کننده هسته ای ما، در صورت نهایی شدن توافق، این اتفاق رخ خواهد داد. باید توجه داشت که در قطع نامه هایی که شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرده مطرح شده است که ایران باید غنی سازی را متوقف کند اما واقعیت این است که بدون اجرای این خواسته و حتی یک روز تعلیق غنی سازی، همه این قطع نامه ها لغو خواهد شد. بنابراین ما برای لغو تحریم ها در مقابل آمریکا زانو نزده ایم و این یکی از آرمان های اساسی ما بوده است. دومین راهبرد حفظ رویکرد استکبار ستیزی است، به نظر من بر همین اساس رهبری سیاست گذاری کردند که به عنوان مثال ما مشخصا برای داعش و سایر مسائل منطقه ای با آمریکایی ها مذاکره نمی کنیم، هرچند طرف آمریکایی بسیار مشتاق انجام مذاکره با ایران در این زمینه است و دوست دارد با توجه به این که امتیاز هسته ای را به ایران می دهد در سایر موضوعات منطقه ای امتیازاتی بگیرد. شاید برخی فکر کنند که بد نباشد ما در موضوعاتی مثل داعش ما با آمریکایی ها مذاکره کنیم و با دشمن مشترک بجنگیم، اما در نگاه کلان این که ما کنار آمریکایی ها قرار بگیریم خط قرمز ماست. ما باید همچنان در جهان به عنوان نماد استکبارستیزی شناخته شویم و همان طور که گفتیم این مسئله هم جزو ایدئولوژی و اعتقاد ماست و هم قدرت منطقه ای ما و در نتیجه منافع ملی ما براین اساس تامین می شود.

حفظ روحیه عزت ملی

موضوع بعدی روحیه عزت ملی است. بر این اساس هر چیزی در این مذاکرات ممکن باشد روحیه عزت ملی را زیر سوال ببرد قابل پذیرش نیست. به عنوان مثال اگر از طرف ایران آقای صالحی در مذاکرات هسته ای شرکت می کند باید فردی هم تراز او در مذاکرات شرکت کند و بر همین اساس وقتی ما حضور وزیر انرژی آمریکا را می خواهیم، می پذیرند و او در مذاکرات حضور می یابد. این آمریکا همان کشوری است که یک سرهنگ آن برای پادشاه یک کشور تصمیم گیری می کرد اما حالا کار به جایی رسیده است که در خواست ما مبنی بر هم تراز بودن مقامات مذاکره کننده را می پذیرد.

دفاع از توافق های غیر رسمی و غیرقطعی سوئیس

بر اساس توضیحات ارائه شده فکر می کنم توافق نامه سوئیس قابل دفاع است. نه به خاطر این که باید مصلحت اندیشی کرد، بلکه به این خاطر که این توافق نامه کاملا قابل دفاع است اما از سوی دیگر درباره صدور بیانیه مشترک منتقد هستیم که دلایل این انتقاد را قبلا اعلام کرده ام. در این جا نیز به صورت مختصر اشاره مجددی به این دلایل خواهم کرد.

بیانیه لوزان حداقل از لحاظ بار سیاسی توافقی 2 مرحله ای است

اول این که باید قبول کنیم نوع این توافق 2 مرحله ای است و حرف هایی که آقای ظریف و دیگران مطرح می کنند بیشتر توضیح دادن ماجرای رخ داده است و چندان دقیق نیست. بیانیه تهران، سعدآباد، پاریس و ...، هم از همین نوع بیانیه های مطبوعاتی بود. اگر همان عبارتی که ابتدای «فکت شیت» غیر رسمی ایرانی آمده و بر غیرحقوقی بودن بیانیه تاکید می کند، در ابتدای بیانیه هم آمده بود، می شد گفت که از نظر حقوقی مشکل حل شده است اما این موضوع در بیانیه مشترک نیامده است. بنابراین این توافق یک توافق 2 مرحله ای است و این یکی از خط قرمزها بوده، هرچند که خط قرمز استراتژیک نبوده است اما توسط رهبر انقلاب گفته شده بود و دارای اهمیت بود.

دردسرهای ناشی از فضای سیاسی توافق 2 مرحله ای

نقد دوم این که کل این ماجرا که رهبر انقلاب بر آن تاکید داشتند و مخالف 2 مرحله ای شدن توافق آن بودند، این بود که فضای سیاسی ناشی از توافق 2 مرحله ای برای ما دردسرآفرین است و نه مباحث حقوقی آن. فرض بر این که از نظر حقوقی توافق انجام شده 2 مرحله ای نیست اما دعوای ما بر سر ضررهای این ماجراست و با شرایط پیش آمده، همه ضررهای توافق 2 مرحله ای متوجه مذاکرات شده است. اگر بیانیه مشترکی صادر نمی شد امکان بروز فضاسازی هایی که آمریکایی ها آغاز کرده اند هم وجود نداشت اما با شرایط پیش آمده چنین اتفاقی رخ داده است.

آسیب های ایجاد ذوق زندگی در جامعه

نقد دیگر به اقدام برخی برای ایجاد ذوق زندگی در جامعه است که این رویکرد لطماتی را به دنبال دارد. اولین لطمه این رویکرد متوجه توافق نامه جامع نهایی خواهد بود زیرا وقتی شما ذوق زده می شوید و به گونه ای رفتار می کنید که نشان دهید مردم ایران به توافق علاقه مندند، دیگر ناگزیرید به هر شکل ممکن به توافق برسید و در این شرایط دست مذاکره کنندگان ما برای چانه زنی بسته خواهد شد. دومین لطمه امکان ایجاد ناامیدی در جامعه است. اگر آمریکایی ها در نهایی کردن تعهدات خود بازی در بیاورند، که سابقه تاریخی آن ها بروز چنین رفتاری را امکان پذیر نشان می دهد، در آن زمان با نرسیدن به توافق باعث ایجاد ناامیدی در جامعه خواهیم شد که تبعات گسترده ای خواهد داشت. سابقه این بدعهدی آمریکایی ها در مذاکرات مسقط بود که بسیاری از توافقات مطرح شده کنونی را هم پذیرفته بودند اما آن جا زیر همه حرف های خود زدند و از موضع خود عقب نشینی کردند. در آن زمان این احتمال وجود دارد که در مسئله مقصرسازی، ما به عنوان مقصر نرسیدن به توافق معرفی شویم که این اتفاق عواقب بسیاری خواهد داشت.

اگر توافق نهایی نشود اقتصاد ایران با شوک جدید چه می کند؟

موضوع دیگر این که اقتصاد ما چندان توانایی پذیرش شوک های بیشتر را ندارد. با صدور بیانیه مشترک چنین مشکلی ایجاد شد و بازارهایی مانند بورس با شوک مثبت مواجه شد. اما فرض را بر این بگذاریم که طی 3 ماه آینده توافق نهایی نشود، در این شرایط بازار چگونه می تواند با شوک منفی ناشی از آن مواجه شود؟ مدیریت این وضع اقتصادی بسیار سخت خواهد بود.

ما نیازی به انتشار بیانیه مشترک نداشتیم

مهم تر این که ما نیازی به صدور این بیانیه نداشتیم بلکه این نیاز طرف مقابل بود که البته می توانستند به شیوه های دیگر نیازهایشان را رفع کنند. آن ها بودند که باید کنگره آمریکا را راضی می کردند و این مشکل آن ها بود نه ما که خود را ناگزیر به صدور بیانیه بدانیم. به همین دلیل بود که آمریکایی ها به شدت بر صدور این بیانیه اصرار داشتند و البته تیم هسته ای ما تا آخرین لحظات در مقابل این خواسته ایستادگی کرد اما در نهایت پذیرفتند که برای حل مشکلات داخلی آمریکا چنین بیانیه ای صادر شود اما کاش به این مسئله رضایت نمی داد.

محتوای بیانیه متوازن و به نفع ما نیست

نکته بعد این که فرض کنیم صدور این بیانیه مورد قبول طرف ایرانی قرار گرفت، اما باید درباره متن آن دقت بیشتری می شد زیرا محتوای آن، محتوای متوازنی به نفع ما نیست زیرا شروط پذیرفته شده توسط ما را شفاف و تعهدات آن ها را مبهم بیان کرده است.

آیا دستاوردهای هسته ای ما فقط به دلیل دیپلماسی تیم هسته ای است ؟

دستاوردهایی که در این توافق غیررسمی حاصل شده و امیدواریم که در توافق نامه نهایی نیز وجود داشته باشد ناشی از چیست؟ بدون تردید یکی از دلایل این موفقیت دیپلماسی فعال است که با وجود همه نقدها در مجموع تیم مذاکره کننده هسته ای ایران دیپلماسی خوب و فعالی را از خود نشان داده است. اما قدرت منطقه ای ایران دلیل مهم دیگری است که نباید آن را فراموش کرد. آیا بدون قدرت منطقه ای فعلی ایران می توانستیم به نقطه امروزی در مذاکرات هسته ای برسیم؟

چرا 6 ماه قبل آمریکا قبول نکرد

چرا 6 ماه قبل آمریکایی ها در مذاکرات وین بازی در آورند با این که آن جا مشکل کنگره هنوز به وجود نیامده بود. اما امروز حاضر به پذیرش خواسته های ایران شده اند؟ طی این 6 ماه قدرت منطقه ایران تفاوت قابل توجهی کرده است. ماجرای یمن و پیروزی های کسب شده در عراق در این مدت از عواملی مهمی است که قدرت منطقه ای ایران را افزایش داده و طرف آمریکایی متوجه شده است که نمی شود جلوی پیشروی های جمهوری اسلامی در منطقه را گرفت و بنابراین اگر زمان بیشتری سپری شود و توافق دیرتر حاصل شود آن ها ناگزیر می شوند امتیازات بیشتری به ایران دهند. پیشرفت های فناوری و فنی نیز تاثیر قابل توجهی در رسیدن به نقطه امروزی در مذاکرات داشته است.

زمانی همین تیم موجود نتوانست موافقت 3 سانتریفیوژ را بگیرد؟

زمانی که همین تیم موجود مسئول پرونده هسته ای بود طرف مقابل حاضر نبود حتی وجود 3 سانتریفیوژ تحقیقاتی در ایران را بپذیرد اما وقتی توانسته ایم با توان داخلی و تلاش دانشمندان هسته ای به چند هزار سانتریفیوژ دست یابیم و با تولید میله سوخت 20 درصد آن ها، نیازهای پزشکی هسته ای خود را برطرف کرده ایم، قدرت چانه زنی بالاتری داریم و دیپلماسی فعال با در اختیار داشتن این فاکتور هاست که می تواند موفق باشد. عقب نشینی نکردن و محکم ایستادن را هم نباید از یاد برد. این که ما در تمام 36 سال سپری شده از از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال های دفاع مقدس و در طول سال های مذاکرات هسته ای محکم ایستاده و عقب نشینی نکرده ایم، یک دلیل مهم در کسب موفقیت کنونی است که بسیار مهم است. به دلیل همین ایستادگی مذاکرات در حال شکست بود و آمریکایی ها فهمیده بودند به هیچ وجه نمی توانند خواسته های خود را عملی کنند.

نقش تاثیرگذار رهبری در طول مذاکرات

بدون شک یکی دیگر از نکات مهمی که شرایط امروز را رقم زده است، نقش ثاتیرگذار رهبر معظم انقلاب و موضع گیری های ایشان بوده است. در دوره های قبلی مذاکرات، رهبر انقلاب اجازه داده بودند بخشی از اورانیوم ما به روسیه صادر شود اما وقتی آمریکایی ها بازی در آورند و زیر تعهدات خود زدند، رهبر انقلاب نیز اجازه خود را پس گرفتند و فرمودند آن مسئله منتفی است. در آن زمان نسبت به این موضع گیری انتقاداتی مطرح شد اما آقای لاریجانی در همان جلسه به تیم مذاکره کننده هسته ای عنوان کرد که برخلاف نگرانی شما، این ایستادگی ایران اتفاقا باعث عقب نشینی آمریکا خواهد شد و در آینده هم صحت این گفته مشخص شد.

سیاست گذاری مذاکراتی توسط رهبری

موضوع بعدی سیاست گذاری مذاکرات بود که شامل حدود 12 سال مذاکرات از سال 82 تا به امروز می شود و صحبت درباره نقش آفرینی ایشان در این بازه زمانی به بحث مفصل و مجزایی نیاز دارد. موضوع دیگر هدایت و رهبری تیم های مذاکره کننده توسط ایشان و تعیین خط قرمزهای مناسب و متناسب با شرایط بود به گونه ای که به مرور زمان و متناسب با شرایط، خط قرمزهای ما تغییر کرد. زمانی خواسته ما فقط پذیرش حق غنی سازی ایران بود اما حالا با توجه به توانمندی ها و شرایط موجود، خواسته هایمان افزایش یافته است و به طور طبیعی درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، در آینده باز هم این خواسته افزایش می یابد. مثلا 190 هزار سو که توسط رهبر انقلاب اعلام شد، موضع گیری بسیار تاثیرگذاری بود که آقای عراقچی در مصاحبه خود تصریح کرد که این مسئله کمک بسیار زیادی به تیم مذاکره کننده هسته ای کرد و باعث پیشروی مذاکرات شد. اخم های به موقع نیز یکی از نکات مهم بوده و هست که متاسفانه تیم مذاکره کننده ما کمی در این زمینه مشکل دارد. مذاکره مجموع اخم و لبخند است به گونه ای که گاهی باید اخم کرد تا طرف مقابل موضع سرسختانه شما را بهتر درک کند و بدون تردید گاهی هم باید لبخند زد. متاسفانه تیم هسته ای فعلی در حوزه اخم در دیپلماسی، ضعف های زیادی داشت و وظیفه این اخم کردن به دوش رهبر انقلاب افتاده بود و ایشان در زمان های نزدیک به دوره های مختلف مذاکرات، صحبت هایی را مطرح و مواضع را قاطعانه مشخص می کردند به گونه ای که تیم مذاکراه کننده از مواضع مطرح شده توسط ایشان استفاده می کرد.

باز کردن میدان برای فعالیت تیم هسته ای

مسئله باز کردن میدان فعالیت برای تیم هسته ای هم موضوع کوچکی نیست که رهبر انقلاب چنین کاری انجام دادند. البته چنین رویکردی برای تیم های هسته ای قبل هم وجود داشت هرچند که کمتر استفاده شده بود و در این دوره بیشتر از قبل استفاده شد. حمایت از تیم هسته ای، راهبرد بسیار مهم حضرت آقا بود که اگر این کار را نمی کردند تبعاتی دامن مذاکره کنندگان ما را می گرفت. طرف های مقابل در مذاکره مدعی بودند که تیم مذاکره کننده جدید ایران با رهبری موضع دارند و نماینده ولی فقیه نیستند، بنابراین مذاکره با این تیم فایده ای ندارد زیرا حرف آخر را در جمهوری اسلامی ایران رهبری خواهد زد. در چنین شرایطی رهبر انقلاب با مدیریت و تدبیری که داشتند به گونه ای رفتار کردند که همه دنیا فهمید حضرت آقا پشت این مذاکرات هستند و از تیم مذاکره کننده حمایت می کنند. لذا تیم ایرانی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی مذاکره می کردند نه نماینده دولت و آن ها هم واقعا نماینده نظام جمهوری اسلامی بودند و خروجی مذاکرات خروجی جمهوری اسلامی است نه صرفا خروجی دولت.

«اراده مردم» ،نظرسنجی های منشر نشده و اعترافات اوباما

محور بعدکه بسیار مهم اما مغفول مانده است و باید روی آن تاکید بیشتری کرد، «اراده مردم» است. مردم ما واقعا با وجود وضع تحریم ها و مشکلات ناشی از آن عقب نشینی نکردند و جالب این که آمریکایی ها بهتر از خود ما متوجه این واقعیت شدند. متأسفانه ما کمی ظاهربین هستیم و گاهی حضور و اراده مردم را چندان جدی نمی گیریم. به عنوان مثال ما راهپیمایی 22 بهمن و حضور مردم را جدی نمی گیریم و به آن عادت کرده ایم، گویا یک مسئله عادی است. و حتی گروهی با خود فکر می کنند پس از سی و اندی سال چه توجیهی دارد مردم به خیابان ها بیایند و پیروزی جمهوری اسلامی ایران را جشن بگیرند؟ اما تردید نداشته باشید این موضوع برای آمریکایی ها بسیار مهم است. آمریکایی ها حتی با استفاده از روش های کاملا علمی، نظرسنجی هایی را از مردم ایران انجام می دهند که برایشان ملاک عمل است و گاه بخشی از نتایج این نظرسنجی هایشان را منتشر می کنند. گاهی با بررسی نتایج برخی از نظرسنجی ها، احساس می کنیم این نتایج چندان قابل اعتماد نیست و ساختگی است اما در نظرسنجی انجام شده توسط موسسه فرهنگی خراسان که نتایج آن را هم منتشر کردیم واقعیت هایی مشاهده شد که بسیار ارزشمند است. آمار و نتایج این نظرسنجی عجیب قابل اعتناست و به شخصه چون می دانستم چقدر فرآیندهای انجام آن دقیق و علمی پیش رفته است به آن اعتماد کردم و مطمئن شدم واقعا مردم همراه هستند و با وجود این که اغلب دوست دارند مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم ها برداشته شود، اما این نکته مهم را هم می گویند که حتی اگر تحریم ها برداشته نشد، باز هم پای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای می ایستیم. جالب است اوباما نیز در همین صحبت دو روز قبل خود این موضع مردم ایران را تایید کرد که اعلام آن از طرف رئیس جمهور آمریکا برای ما بسیار مهم است. اوباما اعتراف کرد همه مردم ایران انرژی هسته ای را می خواستند و این اعتراف بزرگ اوباماست. اراده مردم عامل مهمی است که سبب شد تیم مذاکره هسته ای در مذاکرات کم نیاورد و ایستادگی کند وگرنه نمی توانست با قدرت به کارش ادامه دهد.

عملکرد تیم هسته ای

محور بعدی برای رسیدن به دستاوردهای کنونی عملکرد تیم هسته ای فعلی است که واقعا خوب عمل کرده و زحمت کشیده است. و باید تقدیر کرد که آقای ظریف و همکارانش نشان دادند فعالیت دیپلماتیک تا چه حد می تواند دیگر عوامل را به کار گیرد که مارا به نقطه مطلوب نزدیک کند.البته در طول این 12 سال هم تیم های هسته ای در دوره های مختلف خوب عمل کرده اند هرچند که به هر یک از این دوره ها نقدهایی هم وارد است، به بعضی بیشتر و به بعضی کمتر. مثلا بنده معتقدم دوره آقای لاریجانی دوره درخشانی است و حتی درخشان تر از دوره فعلی بوده است که حاضرم این ادعا را با ادله کافی و مستند ثابت بکنم.

نفی دوره های قبلی مذاکرات و اظهارات آقای روحانی در سال 83

مناسب است در همین جا انتقادم از تیم آقای ظریف را اعلام کنم. انتقادی که به آقای ظریف داریم این است که ایشان کل 8 سال مذاکرات دوره قبل را نفی کرده و حتی نقد هم نمی کند بلکه رویکرد ایشان نفی آن دوره است که این کاملا خلاف انصاف است. این که ایشان می گوید قطعنامه های شورای امنیت نتیجه 8 سال مذاکره دوره گذشته است و حالا ما داریم آن را برمی داریم، این حرف خیلی غیرمنصفانه است. در آن دوره، ما در حال توسعه فناوری هسته ای در کشور بودیم و به طور طبیعی آن ها با همه توان با این توسعه مخالفت می کردند بنابراین طبیعی بود که علیه ما قطعنامه صادر کنند اما در دوره فعلی توسعه های هسته ای انجام شده و با این توان موجود پای مذاکره نشسته ایم. باید بپذیریم که این 2 وضعیت خیلی با هم متفاوت است و نمی توان در هر دو حالت رویکرد مشابهی داشت. سند موجود بر این ادعا اظهارات شخص آقای روحانی است که پاییز 83 منتشر شد. خود ایشان در آن زمان می گوید ما می دانیم اگر غنی سازی را شروع کنیم پرونده هسته ما به شورای امنیت ارجاع خواهد شد اما با این وجود ما غنی سازی خواهیم کرد.

نتیجه طبیعی توسعه فعالیت های هسته ای صدور قطعنامه بود

با این توضیحات واضح است صدور قطعنامه ها علیه ایران کاملا طبیعی بود چون ما در حال توسعه فناوری هسته ای بودیم. حالا و در شرایط امروز، این که دستاوردهای آن دوره را نفی کنیم و بگوییم فقط در همین 2 سال گذشته مذاکره و اقدام منطقی داشته ایم، خیلی غیرمنصفانه است. باید قبول کنیم اگر ما پیشرفت فنی امروز را نداشتیم به این جا نمی رسیدیم و این بسیار روشن است. ادله دیگر بر این ادعا این که اگر چنین نیست، چرا در سال های 83 و 84 همین تیم مذاکره کننده فعلی به نتیجه نرسیدند؟

آیا ما که برای اورانیوم 20 درصد عقب نشینی کردیم لجبازی کردیم

سوال دیگر این که در ماجرای غنی سازی 20 درصد که ما قبول کردیم اورانیوم های غنی سازی شده را از ایران خارج کنیم، چرا خود آن ها لجبازی کردند و زیر قول شان زدند؟ چرا آقای ظریف از آن دوره به عنوان دوره لجبازی یاد می کند، آیا ما لجبازی کردیم؟ ما که پذیرفته بودیم اورانیوم 20درصد را به ترکیه صادر کنیم اما در نهایت آمریکا توافق حاصل شده را نادیده گرفت. در آن زمان حتی رئیس جمهور برزیل که از آمریکایی ها اجازه گرفته بود مسئولیت انتقال اورانیوم های غنی شده را بر عهده گیرد نیز به بدعهدی آمریکایی ها واکنش نشان داد و نامه توافق اوباما مبنی بر موافقت با صادر شدن اورانیوم و حل مشکلات را رسانه ای کرد که این اقدام او به وضوح بدعهدی آمریکایی ها را نشان داد. البته واقعا به دوره های آخر مذاکرات و به خصوص 2 سال آخر حضور آقای جلیلی، می توان نقدهای جدی وارد کرد زیرا می توانستیم رهاوردهایی داشته باشیم. اگرچه امکان جلوگیری از قطع نامه ها در آن دوره وجود نداشت اما می توانستیم مانع از اجماع اروپا و آمریکا شویم ولی این که کل معادلات گذشته را زیر سوال ببریم غیرمنصفانه است.

اقداماتی که باید انجام داد

نکاتی که در جمع بندی مطلب به آن اشاره می کنیم به این مسئله مربوط است که در شرایط فعلی و با توجه به موضوعات مطرح شده، شما به عنوان آرمان خواهان واقع بین باید چه اقداماتی را انجام دهید. به نظر می رسد اولین اقدام، نقد منطقی، دقیق و منصفانه موارد مطرح شده و کمک به تیم مذاکره کننده است. این رویکر علاوه بر این که باعث می شود روی متن نهایی توافق کارشناسی قوی و دقیق انجام شود، کمک خواهد کرد که قدرت چانه زنی تیم ایرانی افزایش یابد. این نقد باید کاملا منصفانه و از موضع اعتماد به تیم مذاکره کننده باشد نه از این موضع که آن ها را خائن بدانیم. فراموش نکنیم حضرت آقا در صحبت های ابتدای امسال فرمودند هیچ کسی در کشور مخالف مذاکره نیست و این گفته ایشان یعنی کسی مخالف به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای نیست.

ذوق زدگی بسیار مضر است؛ تمرکز روی بدعهدی آمریکایی ها

بحث دوم این است که باید به شدت مراقب ذوق زدگی ناشی از نتایج غیررسمی اعلام شده بود زیرا این ذوق زدگی خیلی مضر است. دوم به هیچ وجه نباید ذوق زده شوند و باید کمک کرد که این ذوق زدگی پایین آید. باید توجه داشت معادلات اخیر و سوابق گذشته دوباره نشان داد که آمریکایی ها بد عهداند و تجربه این بدعهدی های آن ها بی شمار است. آن ها در همین یک سال اخیر آن قدر بد عهدی کرده اند که نیازی به مراجعه به سوابق و گذشته آن نیست. در همین چند روز که توافقاتی حاصل شده است هم می بینیم آن ها مخالف توافق نامه حرف می زنند و این نشان بدعهدی شان است. باید بر این مسئله تمرکز داشت و مراقبت کرد. نکته دیگر که پیشنهاد من نیز است این که باید تأکید کرد اگر هم به نتیجه نرسیم، دستاوردهای 12 سال مذاکرات هسته ای ما و دستاوردهای این چند ماه مذاکرات تیم هسته ای فعلی، واقعا چشمگیر است و باید بپذیریم که حتی اگر به توافق نرسیم، خیلی پیشرفت داشته ایم. چه به نتیجه برسیم و چه نرسیم اقتصاد را از هسته ای باید جدا کردو نکته آخر این که بدانیم چه توافق کنیم چه توافق نکنیم، نباید اقتصاد کشورمان را به مسئله هسته ای پیوند بزنیم زیرا این پیوند از اساس اشتباه است. حتی به فرض لغو تحریم ها هم نمی توان انتظار داشت اقتصاد ما شرایط خوبی پیدا کند، زیرا رسیدن به این مهم نیازمند کار و برنامه ریزی دراز مدت است. باید باور داشت اگر توافقی حاصل نشود می توان زندگی کرد و چرخ اقتصاد را چرخاند و اگر هم توافق حاصل شد آبادانی اقتصادی چشم گیری پیش روی ما نخواهد بود، مگر با برنامه ریزی دقیق و جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی.

روزنامه خراسان


گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر