۰۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۴۶
کد خبر: ۳۶۸۹۴
شرکت هایی چون نستله در حال تبدیل شدن به رهبران جهانی مواد غذایی حلال هستند که بازار هدف آنها هم مسلمانان و هم غیرمسلمانان هستند. شرکت های چند ملیتی چون والمارت و کارفور نیز عرضه کنندگان بزرگ محصولات حلال به شمار می روند
به گزارش پایداری ملی، وقتی در دهه 1960 مسلمانانی از هند و پاکستان در شمار زیاد، ورود به انگلیس را آغاز کردند، با خود دو نگرانی رایج برای مهاجران را نیز وارد کردند: چه بخورند و کجا نیایش کنند؟ این خارجی های جدید که اکثرا مرد بودند، به دنبال مکان هایی برای نیایش و یک منبع مورد اعتماد برای تامین نوع غذایی که در کشورهای زادگاهشان مرسوم بود برآمدند.
این ماد غذایی شامل غذاهای «حلال» بود؛ گوشت دام و ماکیانی که بر اساس دستورهای قرآنی برگرفته شده از آموزه های حضرت محمد (ص) ذبح شده باشند. در شهرهایی چون لیدز و منچستر که مسجد در دسترس نبود، مسلمانان روی زمین کارخانه ها یا طبقات همکف خانه هایی که به این منظور تغییر کاربری داده بودند، نماز و نیایش می کردند.
بسیاری از مسلمانان شهری شده به دنبال خدمات کارگران حوزه کشاورزی و دامپروری رفتند که بعد از فروپاشی امپراتوری انگلیس در این کشور مقیم شده بودند. آنها باید مرغ را از کشاورزان، زارعان یا امام های آسیایی سابق که مواد غذایی حلال را عرضه می کردند، می خریدند.

نزدیک 70 سال بعد حوزه های اندکی از زندگی مدرن باقی مانده که الزامات 2 میلیون و 700 هزار مسلمان انگلیسی به آنها راه نیافته باشد. صنعت حلال که زمانی یک بخش حاشیه ای را تشکیل می داد (انگلیس در سال 1939 خانه تنها 50 هزار مسلمان بود) اکنون درتمام جنبه های زنجیره جهانی تامین  مواد غذایی تاثیر گذاشته است.
هم تاکنون حدود 30 درصد از بازار  جهانی مواد غذایی را محصولات حلال تشکیل می دهند. در انگلیس چندین مجموعه دارای تاییدیه برای عرضه محصولات حلال معتبر رقابت می کنند؛ فروشگاه های زنجیره ای چون ناندوز، ساب وی و چیکن کاتیج اقلام حلال را که معمولا مرغ است، به عنوان بخشی از صورت غذای خود به فروش می رسانند  و پیتزا اکسپرس در 470 شعبه خود درانگلیس فقط پیتزاهایی با مرغ حلال را عرضه می کند.
گوشت حلال (از جمله ماکیان) را اکنون می توان در سوپرمارکت هایی چون تسکو، آسدا و سینزبری یافت. در مراکز شهری چون لندن، منچستر و لیورپول، مدارس راهنمایی غذای تهیه شده از محصولات حلال را به دانش آموزان مسلمان خود عرضه می کنند.

بسیاری از مسلمانان چنین احساس می کنند که صنعت حلال مدرن از سرچشمه های خود در شبه جزیره عربستان بسیار دور شده است. درحالی که قرآن «نهرهایی از شیر» و «رودهایی از عسل خالص» را وعده می دهد، مسلمانان اولیه که در محیط دشوار و همراه با ریاضت خاورمیانه قرن هفتم زندگی می کردند، بیشتر بر سبزیجات و محصولات به دست آمده از شیر شتر، گوسفند و بز متکی بودند. تولید و مصرف گوشت در نتیجه کمبود آب به شدت محدود بود: شترها برای حمل و نقل کالا مورد استفاده قرار می گرفتند و تنها در موارد ضروری ذبح می شدند. اعراب خرما و گوشت پرندگان خشکی زی بزرگی به نام هوبره را مصرف می کردند، در حالی که اعراب بدوی ملخ می خوردند. در مناطق ساحلی نظیر اطراف خلیج فارس، عرب ها ماهی می خوردند.
با این حال حتی گذشته از این زندگی همراه با ریاضت، مسلمانان اولیه با «حلال»  توصیف کردن نه تنها محصولات غذایی، بلکه آیین و رسومی که قانونی یا مجاز قلمداد می شده  و استفاده از اصطلاح «حرام» برای مقصودی عکس این، به دنبال مدون کردن باورهای مذهبی خود بودند.

این دیدگاه 360 درجه ای اسلام را می توان درسراسر قرآن پیدا کرد که تاکید می کند «الله تجارت را مجاز و ربا  را ممنوع کرده است.» در طول مراسم حج - زیارت سالانه ای که در مکه برگزار می شود - شکار حیوانات خشکی زی «ممنوع است»، اما خوردن مواد غذایی دریایی «مجاز» است. در تعاملات روزمره، کارخیر «حلال» است، ربا خواری«حرام» است؛ بیشتر ماهی ها«حلال» هستند، خوک همیشه «حرام» است.
اما برای مسلمانان جوان تر وقتی به تبعیت از والدین مهاجرشان مجموعه ای وسیع تر از گزینه های زندگی و شیوه زندگی را پذیرفتند، واژه حلال معنایی فراتر از این می یابد و قواعد اساسی منش و کردار را نیز دربرمی گیرد؛ از جمله در تحصیلات، مراقبت های درمانی، سفر، آرایش و لوازم آرایشی، مد همراه با حجب و حیا و فرآورده های مالی و نیز تجاربی چون سالگرد تولد، عروسی و دیگر مراسم. هتل ها و سواحل می توانند جداسازی شده و حلال باشند؛ لوازم آرایشی و کیک های تولد می توانند فاقد فرآوردهای حیوانی باشند؛ خدمات مالی می توانند عاری از بهره باشند.

حتی شایان ذکرتر آنکه به نظر می آید جنبه های مختلف سبک زندگی حلال در حال ادغام با باورهای جریان اصلی (غیرمسلمان) درباره محیط زیست و آگاهی های بهداشتی باشد. یکی از دلایل این اتفاق رشد آگاهی در این باره است که رهبران مسلمان چگونه تلاش کرده اند نگرش اسلام نسبت به غذا را چهارچوب بندی کنند. برای مثال حجم فزاینده ای از کارهای مذهبی وجود دارد که نشان می دهند گیاهخواری احتمالا  عادتی بوده که بیشترین  سازگاری را با شیوه زندگی حضرت محمد (ص) داشته است. در واقع مسلمانان اولیه  درمورد مصرف {افراطی}گوشت نگرشی همراه با سوءظن داشتند. علی ابن ابی طالب پسر عمو و  داماد حضرت محمد (ص)، چهارمین خلیفه سنی ها و امام اول شیعیان روایت شده که گفته است: «نگذارید که شکم هایتان به گورستان حیوانات تبدیل شود.»
در عین حال مخالفان دامپروری صنعتی می توانند از دانستن این واقعیت که قرآن جایگاه حیوانات را به جانورانی ذی شعور ارتقا می دهد، جرات بیشتری پیدا کنند.

حضرت محمد (ص) به مسلمانان فرمان داده نسبت به حیوانات محبت و شفقت نشان داده و آب و غذای فراوان در دسترس آنها قراردهند. اسلام شکار با هدف ورزش را منع می کند و  به مسلمانان گفته شده تا برای به حداقل رساندن درد و رنج آنها، سلاخی حیوانات را در حضور دیگر حیوانات انجام ندهند. همچنین مسلمانان تشویق شده اند چشم های حیوان را به هنگام ذبح آن بپوشانند تا مانع از دیدن خون خودشان شود. مصرف کنندگانی که به جنبش هایی نظیر «تجارت منصفانه» علاقه مندند، می توانند در اسلام برخی زمینه های مشترک را بیابند.

شاید جالب توجه ترین چیز این باشد که حلال اصولا با مفهوم به اصطلاح «پاک خواری» مترادف نیست. پاک خواری عموما محصولاتی را ترویج می کند که بدون استفاده از آفت کش ها و افزودنی ها تولید و کشت می شوند، بر عکس مفهوم «حلال» با «پاکیزگی» همراه است که از منع سنتی قرآنی از یک آلودگی بسیار متفاوت نشات می گیرد: مصرف خون (که به عنوان ناقل سموم و آلودگی های دیده می شود).

با این حال چون مسائلی مثل پاکیزگی و بهداشت غذا بر فراوانی تولید محصولات تقدم دارند، به نظر می آید که بتوان این اقدامات بنیادین مربوط به مفهوم حلال را با خلوص غذایی سکولار در هم آمیخت. مثلا کسانی که ذبح حلال را انجام می دهند علاقه دارند تاکید کنند که آنها حیوانات را سریع، تمیز و با شفقت می کشند: برآوردها از آژانس استانداردهای غذایی حاکی از آن است که 88 درصد حیواناتی که در انگلیس به شیوه های حلال ذبح می شوند، پیش از سلاخی حالتی نیمه هشیار پیدا می کنند. همچنین با توجه به اینکه با افزایش تولید گوشت به شیوه های صنعتی، کار ردگیری اینکه کدام گوشت از کجا آمده دشوار می شود، در روش های ذبح حلال (مثل روش های دامپروری ارگانیک در مقیاس کوچک) با نشانه گذاری های خاصی که صورت می گیرد، می توان منشا آن گوشت را مشخص کرد.
شرکت هایی چون نستله هم اکنون در حال تبدیل شدن به رهبران جهانی مواد غذایی فرآوری شده حلال هستند که بازار هدف آنها هم مسلمانان و هم غیرمسلمانان هستند، در حالی که شرکت های چند ملیتی چون والمارت و کارفور عرضه کنندگان بزرگ محصولات حلال به شمار می روند. در سطح جهان کسب و کارها و دولت ها در حال مداخله برای ارائه انواع حلال غذاهای ملی و برآورده ساختن انتظارات هم مسلمانان و هم کسانی که در غذاخوردن به مسائل مربوط به سلامتی توجه دارند، هستند. در ژاپن وعده های نودل بدون گوشت خوک و سوشی آماده شده بدون شراب برنج، بازتابی است از گسترش آشپزی فرانسوی- حلال در اروپا.

بسیاری از مراجع در سراسر جهان غرب که  پذیرفته اند گوشت از جمله ماکیان را به عنوان حلال به رسمیت بشناسند، به جای خود پذیرای شعارهای پاک خواری نیز هستند. در میان آنها «تعاملات حلال» که در اوماهای نبراسکا قرار دارد، خط مشی هایی را درمورد «پاک خواری کنید و در عین حال حلال بخورید» منتشر کرده که در آن آمده است پاک خواری در چهارچوب اسلام «اهمیت ژرف تری» پیدا می کند. منطقی که در اینجا به کار می رود این است که مسلمانان ملزم به خوردن غذاهایی هستند که نه تنها حلال، بلکه «طیب» نیز هستند که می توان آن را به «خوب، تمیز و بی ضرر» ترجمه کرد. مواد غذایی بیش از حد فرآوری شده طیب قلمداد نمی شوند، در حالی که مواد غذایی کاملا طبیعی طیب دانسته می شوند.

«تعاملات حلال» در ادامه می گوید که  الزام به مواظبت از محیط زیست را به طور بالقوه با مواد غذایی ارگانیک، بدون دستکاری ژنتیک، پرورش یافته در فضای آزاد و مراتع و فاقد حشره کش ها بهتر می توان عملی کرد، زیرا این طبقه بندی ها بر اساس شیوه های کشاورزی مسئولانه ای انجام شده که در اسلام الزامی هستند.

با توجه به اینکه تامین مواد غذایی ما از ناحیه فراوانی انتخاب هم زیر فشار قرار دارد و هم بیشتر شده، برای بسیاری از مسلمانان، گوشت خواری باید به همان سطح حداقلی بازگردد که در روزهای اولیه ظهور اسلام رواج داشته است. این کار به دلایل سلامتی، خلوص و پاکیزگی و پرهیز از زیان انجام می شود. برای غیرمسلمانانی که در پی اطمینان خاطر مشابهی هستند، راه پاک خواری می تواند شامل به کاربستن حلال خواری نیز باشد.
گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر