به گزارش پایگاه خبری پایداری ملی به نقل از خبرگزاری فارس، در باور عمومی و به تصویر کشیدهشده در بسیاری از رسانهها، ماهوارههای شناسایی یا تصویربرداری نظامی غالباً به عنوان دوربینهای مداربستهای نامرئی در فضا توصیف میشوند که قادرند هر نقطهای از کره زمین را به صورت زنده، پیوسته و در تمام طول شبانهروز تحت نظر داشته باشند. با این حال، تحلیل قوانین حاکم بر مکانیک مداری و اپتیک فضاپایه، تصویری کاملاً متفاوت و مبتنی بر محدودیتهای فیزیکی و مهندسی ارائه میدهد.
واقعیت این است که هیچ ماهوارهای نمیتواند مانند یک دوربین نظارتی ثابت عمل کند و پوشش فضایی همواره تابعی پیچیده از بردار مداری، سرعت زاویهای، پهنای روبش حسگر و الگوریتمهای پردازش داده است.
مکانیک مداری و تصور اشتباه نظارت ۲۴ ساعته
برای دستیابی به تفکیک مکانی بالا (رزولوشن در مقیاس سانتیمتر)، ماهوارههای شناسایی نوری و راداری ناچارند در مدارهای پایین زمین (LEO)، یعنی در ارتفاعاتی بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتری از سطح زمین مستقر شوند. در این ارتفاع، کشش گرانشی زمین ایجاب میکند که ماهواره با سرعتی نزدیک به ۲۷ هزار کیلومتر بر ساعت (حدود ۷.۵ کیلومتر بر ثانیه) حرکت کند تا در مدار باقی بماند.
این سرعت فوقالعاده به این معناست که ماهواره هر ۹۰ دقیقه یک بار کره زمین را دور میزند. در نتیجه، پنجره زمانی که طی آن یک ماهواره شناسایی میتواند یک هدف معین را در دید مستقیم حسگرهای خود داشته باشد، بسیار محدود و معمولاً بین چند ده ثانیه تا حداکثر چند دقیقه است. با عبور ماهواره از افق منطقه مورد نظر، اتصال بصری تا دور مداری بعدی یا عبورهای مجدد قطع میشود.
از این رو، یک ماهواره منفرد به هیچ عنوان قابلیت پایش پیوسته، زنده و ۲۴ ساعته یک نقطه را ندارد و فاصله زمانی میان دو عبور متوالی از روی یک هدف (زمان بازبینی یا Revisit Time) در یک ماهواره میتواند از چند روز تا بیش از یک هفته به طول بینجامد.
محدودیت زاویه دید و ضرورت هدفگذاری نقطهای
یکی دیگر از چالشهای بنیادین در سامانههای سنجش از دور نظامی، تضاد ذاتی میان رزولوشن تصویر و میدان دید است. بر اساس اصول اپتیک، هرچه بزرگنمایی و وضوح تصویر برای تشخیص ابعاد دقیق تجهیزات افزایش یابد، مساحت سطح تحت پوشش حسگر در هر برداشت به شدت کوچکتر میشود.
این محدودیت بدین معناست که یک ماهواره شناسایی نمیتواند به یکباره کل پهنه جغرافیایی یک کشور وسیع را اسکن کند. برای مثال، پوشش همزمان و کامل کشوری با گستردگی جغرافیایی و عوارض متنوع مانند ایران، با یک یا چند گذر ماهوارهای از نظر فنی غیرممکن است. برای تصویربرداری دقیق، سامانههای هدایت فضایی نیازمند دریافت مختصات دقیق از پیش تعیینشده هستند.
بر اساس این مختصات، ماهواره با استفاده از چرخهای عکسالعملی و ژیروسکوپهای پیشرفته، زاویه قرارگیری بدنه و محور حسگر خود را به سمت هدف کج میکند تا تنها از یک باریکه یا نقطه خاص دادهبرداری انجام دهد. بنابراین، نظارت ماهوارهای فرایندی نقطهمحور و از پیش برنامهریزیشده است، نه اسکن جامع و لحظهای پهنههای سرزمینی.
تنوع حسگرها و همافزایی دادههای دریافتی
سامانههای شناسایی نوین صرفاً به طیف مرئی متکی نیستند، زیرا پوشش ابری، طوفانهای گرد و غبار و تاریکی شب میتوانند کارایی حسگرهای الکترواپتیکال را مختل کنند. برای برطرف کردن این چالش، از دو فناوری مکمل استفاده میشود:
نخست، رادارهای دهانه ترکیبی (SAR) که با ارسال امواج فعال مایکروویو به سوی زمین و دریافت بازتابش آنها، امکان تصویربرداری ساختاری را در تمامی شرایط جوی و در تاریکی مطلق فراهم میکنند. دوم، سامانههای جمعآوری دادههای سیگنالی و الکترونیکی که با بهرهگیری از آنتنهای پیشرفته در مدارهای بالاتر، به ثبت و مکانیابی گسیلهای فرکانس رادیویی و امواج سامانههای زمینی میپردازند.
در نهایت، دادههای خام بهدستآمده از حسگرهای گوناگون از طریق ایستگاههای زمینی و پیوندهای ماهواره به ماهواره بازپخش شده و پس از پردازشهای پیچیده فتوگرامتری، با یکدیگر تلفیق میشوند. نتیجه نهایی، نقشهای دادهمحور و منقطع از اهداف اولویتدار است که بر پایه برنامهریزی دقیق مداری و محدودیتهای قطعی فیزیک نوری و فضایی تولید میشود.
راهکارهای مقابله و دور زدن ماهوارههای جاسوسی
یکی از مؤثرترین روشها برای خنثی کردن پایش مداری، بهرهگیری از اصل زمانبندی، تحرک مداوم و فریب شبکههای فضایی است.
از آنجا که ماهوارهها دارای زمان بازبینی مشخصی هستند و به صورت پیوسته یک نقطه را رصد نمیکنند، یگانهای زمینی میتوانند با محاسبه دقیق زمان عبور ماهواره، جابهجایی سریع ادوات و تغییر موقعیت تجهیزات حیاتی را دقیقاً در زمانهای نقطه کور و دور از چشم حسگرها انجام دهند.
در کنار این تحرک هوشمندانه، استفاده از تکنیکهای نوین اختفا و استتار چندطیفی که علاوه بر پنهانسازی بصری، امواج حرارتی و بازتابهای راداری را نیز جذب یا پراکنده میکنند، نقشی تعیینکننده دارد. با این حال، مقابله تنها به پنهان شدن محدود نمیشود.
استقرار گسترده اهداف کاذب، دکویهای پیشرفته و ماکتهای بادی یا فلزی که حرارت و سیگنالهای مشابه با تجهیزات واقعی تولید میکنند، سامانههای پردازش تصویر و هوش مصنوعی ماهوارهها را دچار خطای محاسباتی کرده و باعث میشود تا تمرکز اطلاعاتی حریف به سمت اهداف کاملاً بیارزش منحرف گردد.
در نهایت، تقابل بیپایان پایش فضایی و تاکتیکهای پنهانکاری
در نهایت، نظارت فضایی با وجود پیشرفتهای خیرهکننده در حوزه اپتیک و رادار، همچنان در چارچوب قوانین سختگیرانه فیزیک و مکانیک مداری محدود است و هیچ ماهوارهای نمیتواند بهطور مطلق و بیوقفه بر تمام زمین مسلط باشد.
هرچند توسعه منظومههای ماهوارهای بزرگ و تلفیق دادههای چندطیفی، تلاش مستمر مهندسان برای غلبه بر این نقاط کور است، اما استراتژیهای هوشمندانه زمینی نظیر تحرک زمانبندیشده، اختفای پیشرفته و استفاده از اهداف کاذب نشان میدهد که فرار از دید قدرتمندترین سنسورها نیز کاملاً امکانپذیر است.
این نبرد دائمی و جذاب میان چشمهای فضایی و تاکتیکهای فریب زمینی، رقابتی است که همگام با فناوری، در آینده پیچیدهتر خواهد شد.