جنگ شهری نوین نیازمند مهارتهای جدید، سلاحهای جدید و
تاکتیکهای جدید است. بین روایتهای تاریخی باستانی در مورد جنگ در شهرها و ویژگیهای
نبرد شهری امروزه شباهتهای کمی وجود دارد. عدم درنظر گرفتن تغییرات اجتماعی و
تکنولوژیکی بستری که جنگ در آن شکل میگیرد سوءاستفاده از تاریخ نظامی است و به
اندازه به رسمیت نشناختن تاریخ میتواند خطرناک باشد. جنگ باید در همه ابعاد
اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، انسانی، اخلاقی، سیاسی و روانی آن درک شود. واقعیت این
است که نظامیان اندکی تجربه جنگ در شهرها را دارند اما آنها برای شهرها بسیار
جنگیدهاند. ژنرالها و فرماندهان جنگ در طول تاریخ همواره از جنگیدن در شهرها بیزار
و به دنبال اجتناب از آن بودهاند اما امروزه آموزشهای نظامی به تمرین جنگ در
شهرها میپردازند و باید پذیرفت جنگ شهری به عنوان یک پدیده مدرن واقعیتی غیرقابل
اجتناب است . این جمله که آینده جنگ فرزند طوفان صحرا نیست بلکه فرزندخوانده چچن و
سومالی است که توسط ژنرال چارلز کرولاک
فرمانده سابق نیروی دریایی ایالات متحده در سال 1996 عنوان شده است خود
گواهی بر ماهیت مدرن جنگهای شهری و کشیده شدن جنگهای آینده به فضاهای شهری است. در
ادبیات جنگ شهری برخی بر این باورند که محیطهای شهری بیطرف هستند و در جنگ به نفع
هیچ فردی عمل نمیکنند بنابراین نباید از شهر ترسید اما عدهای دیگر با استدلالهای
تاریخی نگاهی دیگر دارند و عنوان میکنند که تنها جنگل بیطرف است و آب شیرین و
پوشش گیاهی جهت استتار را به طور مساوی به دوست و دشمن میدهد. بی طرفی محیط قطعا
در نبردهای شهری صادق نیست. جنگ در محیط و فضاهای شهری جنگیدن در مناطقی مقاوم پر
اصطکاک و پرخطر است، اقدامات سریع و ترکیبی است و بنابراین هوشیاری و آمادگی
بالایی را میطلب.د جنگ شهری در صورت اتخاذ راهبرد و تاکتیک نامناسب جریمه سختی را
نصیب شما خواهد کرد. جنگهای شهری با چالشهای متعددی روبر و هستند. حضور
غیرنظامیان در محیطهای شهری عنصر پیچیدهای از اصطکاک را در همه سطوح از تاکتیکها
تا استراتژی و سیاست به وجود میآورد. آلیس هیلز در کتاب "آینده جنگ در
شهرها" در سال 2004 عنوان میکند که میزان شهرنشینی، روندهای جمعیتی پیوندهای
اقتصادی و مالی میان دولتها همه و همه نشان میدهد که محیط عملیاتی آینده به طور
مشخص شهری خواهد بود. بسیاری از اهداف سیاسی بدون کنترل شهرهای خاص برای دورههای
مختلف زمانی محقق نمیشود. شهرهای کلیدی کریدورهای نظامی را پوشش میدهند. شهرها
نقاط مقصد تبهکاران و افراطگرایان هستند و به عنوان سرمایههای جهانی و سیاسی
نقاط اصلی سازماندهی فضایی تولید و بازار هستند. آنها مدتهاست که به عنوان پایگاه مورد استفاده قرار میگیرند و مکانهای
استراتژیک به شمار می روند. تحلیلگران نظامی بر چالشهای فیزیکی عملیات در شهرها
تمرکز دارند. تاثیر ساختمانهای متراکم بر تجهیزات ارتباطی، ناتوانی زرهپوشها در
مواجهه با تکتیراندازها، نیاز مستمر به بهبود آگاهی از موقعیت، الزامات کنترل غیرنظامیان
و تمایز نظامی از غیرنظامی از جمله چالشهای جنگ شهری است. آلیس هیلز در کتاب خود عملیات آمریکا در افغانستان و جنگ
غزه را به عنوان مثالهایی ذکر میکند که نشاندهنده رویکرد اشتباه و عدم شناخت از
واقعیتهای نبرد شهری هستند. همانطور که درک محیط فیزیکی شهرها برای غلبه بر
محدودیتهای هندسی ضروری است ارزیابی محیط انسانی نیز برای درک مدیریت و بهرهبرداری
از آن ضروری است. زندگی شهری به طور معمول نتیجه یک شبکه پیچیده از نیروهای
اجتماعی تنظیمات نهادی و روابط بین فردی است. شناخت چنین روابطی که حین عملیات
نظامی متراکمتر میشوند بسیار مهم است. مهارتهای تاکتیکی و عملیاتی برای موفقیت
در کوتاه مدت ضروری هستند اما موفقیت نهایی عملیات شهری معمولا به ملاحظات سیاسی
بستگی دارد. نبردهای شهری باید از همه
جهات مورد ارزیابی و کنکاش قرار گیرند. برخی استراتژیستهای نظامی بر این اعتقادند
که شهرها علاوه بر مصائب و مشکلاتی که برای جنگیدن به همراه دارند فرصتهایی را
نیز در خود دارند. استفاده از امکانات
مانند غذا، آب، سوخت، پناهگاه، امکانات پزشکی امکانات ارتباطی، اماکن تعمیر و
تجهیز از آن جملهاند. موضوع مهم دیگر در خصوص جنگ در شهرها اهمیت نمادین آنها در
ذهن مردم و سیاستمداران است به عنوان مثال لنینگراد معیار قدرتی بود که هم استالین
و هم هیتلر در پی آن بودند. چارلز کرولاک معتقد است در عصری که آمریکا و غرب به
شکل جنگهای نیابتی مداخله نظامی فراوانی را در سایر کشورها به خصوص کشورهای توسعهنیافته
خواهد کرد و با عبرت گرفتن از جنگهای افغانستان و عراق باید نظامیان این کشورها
آموزش جنگهای شهری را به بهترین نحو ببیند و به تعبیر وی عرق ریختن از خون ریختن
جلوگیری خواهد کرد. به همین منظور ایالات متحده آمریکا در سال 2005 مرکز آموزش جنگ
شهری را در صحرای نگف اراضی اشغالی ملقب به بلادیا به معنای شهر با هزینه 45میلیون
دلار ایجاد کرد که در آن ساختمانهایی مانند مساجد، راسته بازار، کلینیک، آپارتمان
ساختمان شهرداری و مانند آن را جانمایی کرده تا تصویری از واقعیت یک شهر خاورمیانهای
را نشان دهد و حتی صداهایی مانند اذان و سرو صدای خیابانها را در آن شبیهسازی کرده است. آمریکا همچنین توسط آژانس
تحقیقات پروژههای پیشرفته دفاعی (DARPA)
بر روی پروژه جنگهای شهری کار میکند تا نگرانی ارتش این کشور را از باب آسیبپذیری
در جنگهای شهری با کمک فناوریهای بهبودیافته مرتفع کند. ماموریتی که قرار است
برای ردیابی و شناسایی تهدیدها توسط سیگنالهای ساطعشده از هواپیماهای بدونسرنشین
و پهبادها و همچنین بکارگیری هوش مصنوعی و اینترنت اشیا انجام شود. همچنین آلمان
در حال تکمیل یک منطقه آموزشی جنگ شهری در
اسنوگرسبورگ در زاکسن آنهالت است که به لحاظ پیچیدگی و مقیاس با بلادیا قابل
مقایسه است و شامل طیف وسیعی از انواع ساختمان مانند محله قدیمی شهر، شهرک مسکونی
ناحیه صنعتی سبک، ایستگاه راهآهن و فرودگاه است. روسیه نیز روی رزمایشهای شهری
سرمایهگذاری قابل توجهی کرده است آنها در پایگاه مولینو در نزدیک نیژنی مرکز
آموزشی با عنوان شهر نبرد با امکانات گستردهای ایجاد کردهاند که امکان استقرار
یک گردان کامل را دارد. در ادامه همین رویکرد ناتو در مارس 2017 بازی جنگ شهری را
طراحی کرد که در آن تیم ها با 39 فناوری فرضی و واقعی مختلف بازی میکنند و سناریوهای
مختلف را در همه ابعاد فرماندهی، کنترل، نظارت و شناسایی و لجستیک به کار میگیرند. این بازی تلاش میکند درکی گسترده از محیط
واقعی عملیات شهری ارائه دهد.به هر حال با وجود آنکه اکثر سربازان وفرماندهان
در شهرها زندگی میکنند و اکثر پادگانها و مراکز آموزش نظامی در شهرها قرار دارند
اما جنگیدن در شهرها داستان متفاوتی است. به طور کلی جهان در دهه گذشته شاهد احیا جنگهای
شهری بویژه در خاورمیانه بوده است. شهرهای حلب، صنعا ، رقه، دونتسک و موصل شاهدی
بر این مدعا هستند و طی این دو دهه اول قرن بیست و یکم میدان جنگهای شهری بوده
اند و خسارات فراوانی را دیدهاند. جنگهای شهری علاوه بر اینکه بخاطر ازدیاد تعداد
شهرها و جمعیت شهرنشین در جهان بویژه در جهان جنوب افزایش یافتهاند بخاطر ارزشهای
استراتژیک شهرها بعنوان مراکز کنترل و فرماندهی اقتصاد و سیاست رو به افزایشاند.
جنگهای شهری گاهی حتی به عنوان یک تاکتیک نیز بکار گرفته میشوند و کشور مدافع
تلاش میکند برای زمینگیر کردن دشمن جنگ را به داخل شهرها بکشاند تا برتری
تکنولوژیکی دشمن را کاهش دهد. طبق این نگاه محیط شهری به نفع مدافع عمل میکند.
حتی برتری فنی، مادی، تجهیزاتی و عددی مهاجم تضمینی برای پیروزی او در جنگ شهری
نیست.
از جمله دیگر چالشهای جنگ شهری موضوعات
بشردوستانه و چارچوبهای حقوقی بینالمللی حفاظت از جان غیرنظامیان است که سازمانهای
بینالمللی مانند سازمان ملل، صلیب سرخ و هلال احمر پیگیر آن هستند. واقعیت این
است که غیرنظامیان در جریان جنگهای شهری آسیب زیادی میبینند. آنها گاه توسط
مهاجم و گاه توسط مدافع خواسته یا ناخواسته به عنوان سپر انسانی مورد استفاده قرار
میگیرند. همچنین سلاحهایی مانند توپخانههای سنگین، بمبها و موشکها که برای
محیطهای غیرشهری ساخته شدهاند بیمهابا و بدون هدایت در شهرها به کار گرفته میشوند
که منجر به گشتار گسترده غیرنظامیان در شهرها میشود. بعنوان مثال بیش از 70 درصد
غیرنظامیان کشته شده در سوریه و عراق مربوط مربوط به شهرها بودهاند. علاوه بر آن
زیرساختها و خدمات شهری که برای حفظ زندگی ضروری هستند تحت تاثیر مستقیم جنگ مختل
میشوند و در شرایط جنگ اغلب ساکنان شهر از آب، غذا، برق و مراقبتهای بهداشت
محروم میشوند. در واقع غلظت زیرساختهای حیاتی و تراکم بالای جمعیتی آسیب جنگهای
شهری را به حداکثر میرساند. تخریب زیرساختهای اساسی مانند شبکههای برق، تاسیسات
آب بیمارستان و شبکه فاضلاب عواقب ناگواری را برای جمعیت غیرنظامی دارد زمانی که
جنگ طولانی میشود چشمانداز و بافت اجتماعی شهرها تغییر میکند. غیرنظامیان چارهای
جز فرار ندارند و اغلب این کار را با پذیرش خطرات بزرگ انجام میدهند. با پایان
جنگ نیز مهمات منفجر نشده و سایر انواع آلودگیهای ناشی از سلاح و مهمات و عدم
وجود خدمات ضروری مانع از بازگشت بسیاری از آوارگان میشود. به همین دلیل صلیب سرخ
جهانی طی سالهای اخیر تلاشهایی را برای الزام دولتهای درگیر جنگ به محدود کردن
استفاده از سلاحهای انفجاری در مناطق پرجمعیت انجام داده است که بیانیه ماپوتو در
سال 2017 و بیانیه سانتیاگو که در سال
2018 و با حضور 23کشور آمریکای لاتین برگزار شد از جمله این تلاشهاست. از دیگر
چالشهای جنگ شهری حضور و نمود گسترده رسانهها و بویژه در عصر استیلای اینترنت و
شبکههای اجتماعی است که به راحتی اجازه پیروزی در جنگ روایتها را به طرف مهاجم
نمیدهد. در جنگ متعارف دو طرف تلاش بسیاری میکنند تا اخبار را به گونهای انتشار
دهند که کنترل افکار عمومی را به دست گیرند. آنها از برتری تکنولوژیکی به عنوان ابزار
برتری اطلاعاتی استفاده میکنند اما در نبرد شهری دسترسی گسترده مردم به فضای
مجازی و لنزها و عدسیهای پرشمار محیطهای شهری وضع را دگرگون میکند. رسانههای
اجتماعی و شبکههایی مانند توئیتر یوتیوب و فیسبوک امروزه توسط همه طرفهای درگیر
در جنگ مورد استفاده قرار میگیرند. چنانچه داعش با کمک همین شبکهها بیش از 30
هزار نیرو از حدود 100 کشور مختلف کشورهای
مختلف گردآوری و به جنگ سوریه و عراق فرستاد.
با این تفاسیر
به نظر میرسد جنگهای شهری در همه ابعاد و مقیاسهای آن اعم از جنگهای بین
کشورها تا جنگ با گروههای تروریستی واقعیت پیش روی کشورها در ادامه سده بیست و یکم باشد.
در این راستا آمادگی
و آموزش به عنوان ابزاری اساسی برای به حداقل رساندن تلفات غیرنظامیان مورد تاکید
قرار میگیرد و حفاظت از غیرنظامیان که در محیط شهری در معرض خطر هستند باید
اولویت باشد اما چیزی که در حقیقت مشاهده میشود این است که کشورهای مهاجم که به
بهانههای مختلف در اقصی نقاط جهان جنگافروزی میکنند و گروههای تروریستی همچون
داعش که دستپرورده همان کشورها هستند به هیچ قانون معاهده و چارچوب بینالمللی
اعتنا نمیکنند و در جریان جنگهای شهری از هیچ خشونت و جنایتی فروگذار نمیکنند.