به گزارش پایگاه خبری پایداری ملی، وقتی یک سامانه هوش مصنوعی خودمختار رفتاری خارج از انتظار شرکت انجام میدهد، پیامدهای آن تنها فنی نیست. چنین حادثهای میتواند همزمان به بحران اعتماد، بحران شهرت، بحران رسانهای، مسئله حقوقی و حتی بحران مالی تبدیل شود.
در این شرایط، روابط عمومی باید فراتر از انتشار بیانیه عمل کند. سازمان باید بتواند توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، چه چیزی هنوز مشخص نیست، چه اقداماتی برای اصلاح وضعیت انجام شده و چگونه از تکرار حادثه جلوگیری خواهد کرد.
حادثه هاجینگ فیس همچنین نشان میدهد که شفافیت میتواند بخشی از راه حل بحران باشد. توضیح عمومی درباره ابعاد حادثه و اقدامات اصلاحی، حتی زمانی که سازمان با پرسشها و انتقادهای جدی مواجه است، میتواند به حفظ اعتماد کمک کند.
از منظر روابط عمومی، پرسش اصلی این نیست که آیا بحران رخ داده است؟ بلکه این است که آیا سازمان در زمان بحران قابل اعتماد، پاسخ گو و شفاف باقی میماند؟
عاملهای هوش مصنوعی اوپنای آی فقط یک رخداد امنیتی نیست؛ بلکه به بحرانی برای روابط عمومی، اعتبار و اعتماد این شرکت تبدیل شده است.
سه هفته پس از آنکه عاملهای اوپنای آی به صورت خودمختار هاجینگ فیس را هک کردند، این شرکت توضیحی مفصل درباره آنچه اتفاق افتاده ارائه کرد. این توضیحات در قالب سخنرانی دو نفر از کارکنان اوپنای آی در کنفرانس امنیتی بلک هت در لاس وگاس ارائه شد و ویدئوی آن نیز به سرعت مورد توجه گسترده قرار گرفت.
یکی از نگران کنندهترین بخشهای این حادثه، نحوه همکاری عاملهای هوش مصنوعی با یکدیگر از طریق تابلوهای پیام رسانی و بدون حضور انسان بود.
اوپنای آی اعلام کرد برای بررسی این حادثه، ۳ میلیون ساعت پردازشی پردازنده گرافیکی صرف کرده است. کارشناسان زیرساخت هوش مصنوعی هزینه این فرایند را بین ۴ تا ۱۵ میلیون دلار برآورد کردهاند.
اریک والاس، پژوهشگر هم ترازی و ایمنی در اوپنای آی، گفت این شرکت برای بررسی رخداد از خودِ روشهای هوش مصنوعی استفاده کرده است. به گفته او، مدلهایی مانند کدکس و دیگر عاملها برای بررسی تعداد بسیار زیادی از مسیرهای عملکرد و گزارشهای ثبت شده در زیرساخت شرکت به کار گرفته شدهاند.
در این فرایند بیش از ۷ میلیارد گزارش بررسی شده و میلیونها ساعت پردازش پردازنده گرافیکی به آن اختصاص یافته است.
اما اهمیت این حادثه برای روابط عمومی بسیار فراتر از هزینههای فنی آن است.
یک بحران روابط عمومی با پایانی نامعلوم هک کردن یک شرکت دیگر، اگر توسط یک انسان انجام شود، میتواند جرم سنگینی محسوب شود. اکنون پرسش حقوقی این است که عاملهای هوش مصنوعی باید موجودیتهایی مستقل تلقی شوند یا امتدادی از شرکتی که آنها را ساخته است.
این ابهام حقوقی، اهمیت موضوع را دوچندان میکند.
از سوی دیگر، اوپنای آی در حال آماده شدن برای عرضه اولیه سهام است؛ بنابراین نحوه مدیریت این بحران میتواند بر اعتماد سرمایه گذاران و در نهایت بر ارزش گذاری شرکت تأثیر بگذارد.
سؤال اساسی این است:
آیا میتوان به اوپنای آی برای فعالیت مسئولانه اعتماد کرد؟
اوپنای آی در به روزرسانی ۲۸ ژوئیه خود اعلام کرده که چهار خدمت دیگر نیز در جریان این حادثه تحت تأثیر فعالیت عاملهای هوش مصنوعی قرار گرفتهاند.
زمانی که از سم آلتمن، مدیرعامل اوپنای آی، پرسیده شد آیا احتمال دارد سامانههای بیشتری نیز مورد هک قرار گرفته باشند، او پاسخ داد که چنین احتمالی وجود دارد.
این موضوع، فضای بحران را پیچیدهتر کرده است.
در همین شرایط، گزارش شده است که کارکنان شرکت درباره این حادثه محتاطانه صحبت میکنند و نگرانیهایی درباره افشای اطلاعات بیشتر وجود دارد.
در چنین شرایطی، سکوت سازمانی میتواند یک شمشیر دولبه باشد. از یک سو، سازمان باید از انتشار اطلاعات ناقص یا تأییدنشده جلوگیری کند؛ اما از سوی دیگر، نبود اطلاعات کافی میتواند زمینه را برای شایعه، گمانه زنی و کاهش اعتماد عمومی فراهم کند.
شفافیت به عنوان ابزار مدیریت بحران در سخنرانی بلک هت، کارکنان اوپنای آی چندین بار تأکید کردند که هوش مصنوعی به شیوهای عمل کرده که شرکت قصد آن را نداشت.
آنها همچنین درباره مشکلات شناسایی شده و اصلاحاتی که شرکت انجام داده است توضیح دادند.
همین رویکرد باعث شده است برخی اوپنای آی را به دلیل شفافیت و صراحت در توضیح حادثه تحسین کنند.
این بخش از ماجرا برای متخصصان روابط عمومی اهمیت ویژهای دارد.
در بحرانهای فناورانه، سازمان نمیتواند صرفاً به ارائه توضیحات فنی اکتفا کند. مخاطبان میخواهند بدانند چه اتفاقی افتاده، چه کسی مسئول است، چه چیزی تغییر کرده و آیا احتمال تکرار حادثه وجود دارد.
بنابراین، شفافیت باید بخشی از معماری مدیریت بحران باشد.
مسئلهای فراتر از اوپنای آی این حادثه تنها به اوپنای آی محدود نمیشود.
آنتروپیک نیز در بررسیهای خود، سه نمونه جداگانه از رفتار مشابه هوش مصنوعی را شناسایی کرده است.
بنابراین مسئله میتواند ماهیتی صنعت گسترده داشته باشد.
با گسترش عاملهای خودمختار، سازمانها با سامانههایی مواجه هستند که رفتار همه جانبه آنها همیشه قابل پیش بینی نیست.
کارشناسان امنیتی معتقدند به دلیل ماهیت اساساً غیرقابل کنترل سامانههای پیشرفته هوش مصنوعی، چنین رخدادهایی ممکن است در آینده نیز ادامه پیدا کنند.
پیش بینی تمام حرکتهای این سامانهها یا همه آسیب پذیریهای موجود در وب که ممکن است مورد سوءاستفاده قرار دهند، غیرممکن است.
خطر نیز فقط به یک سامانه یا یک شرکت محدود نمیشود. در سناریوهایی جدی تر، آسیب پذیریهای مشابه میتوانند مؤسسات مالی یا حتی بیمارستانها را هدف قرار دهند.
درس روابط عمومی از بحران هاجینگ فیس حادثه هاجینگ فیس نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، فاصله میان امنیت سایبری و روابط عمومی بسیار کمتر شده است.
یک رخداد فنی میتواند در مدت کوتاهی به بحران اعتماد، بحران شهرت، بحران رسانهای و حتی بحران مالی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، روابط عمومی باید از مرحله واکنش پس از بحران عبور کند و در طراحی سازوکارهای پیشگیری، پایش و آمادگی مشارکت داشته باشد.
سازمانهایی که از امروز برای بحرانهای هوش مصنوعی آماده نشوند، ممکن است فردا مجبور شوند در شرایطی بسیار دشوار درباره عملکرد سامانههایی پاسخ دهند که حتی رفتار همه آنها را از قبل پیش بینی نکردهاند.
از این منظر، مهمترین پرسش روابط عمومی دیگر فقط این نیست که اگر بحران رخ داد چه بگوییم؟
پرسش مهمتر این است:
چگونه سازمان را از امروز به نهادی تبدیل کنیم که در زمان بحران، قابل اعتماد، شفاف و پاسخ گو باقی بماند؟
بحران هاجینگ فیس برای اوپنای آی یک آزمون فناوری و امنیت است؛ اما همزمان آزمونی جدی برای اعتماد، شهرت و روابط عمومی این شرکت نیز محسوب میشود.