۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۵
کد خبر: ۴۰۳۱۱
سایت استراتژیک کالچر
اگر تاریخ فقط یک چیز را به ما بگوید، آن حرف این است که هر امپراتوری ای دوران خود را دارد. لقمه های گنده تر از دهان برداشتن امپریالیستی، نشانه ای است از یک امپراتوری رو به زوال.
به گزارش پایداری ملی، ترامپ در تلاش است تا دنیایی جهانی شده را از طریق یک سرمایه داری آمریکایی ملیت محور با خود همراه کند.

رئیس جمهوراسبق تدی روزولت (1909-1901) جوهره سیاست خارجی آمریکا را چنین توصیف کرده بود: «سخن گفتن با ملایمت و همزمان در دست داشتن یک چماق.» اما در آمریکای تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به نظر می رسد تنها چیزی که موضوعیت دارد «با صدای بلند سخن گفتن» است.

ولی سئوال اصلی این است که ترامپ  با چه پشتوانه ای چنین رفتار می کند؟
تفاوت بین این دو دیدگاه را می توان در مقوله ای به نام اعتبار جستجو کرد. یک قرن پیش آمریکا یک قدرت نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی سهمگین بود. از این رو روزولت می توانست به نرمی سخن گفتن را تجویز کند، چرا که برای اعمال قدرت آمریکا وسایلی را به عنوان پشتوانه در اختیار داشت که اختلاف نظری برسر آنها نبود.

امروز آمریکا به طور قطع همچنان یک قدرت نظامی سهمگین هست اما تا جایی که به اقتصاد و نقش دلار آمریکا به عنوان یک مکانیسم پرداخت جهانی مطرح می شود، شواهد موجود حکایت از آن دارند که این کشور بخش بزرگی از سلطه خود را از دست داده است.

به نظر می رسد که پرزیدنت ترامپ تلاش دارد این افول قدرت کلی را با اتخاذ شعارها و حرافی های قلدرانه و هشدار دهنده تری که دیگران را به منطبق کردن خود با مطالبات آمریکا فرا می خوانند جبران کند.

این هفته شاهد تنزلی رکوردگذار در بازار سهام آمریکا بودیم. این تنزل نشان از آن دارد که قدرت ظاهری اقتصاد آمریکا آنچنان که بوده نیست و در دوران ترامپ ترک برداشته است. گفته می شود عامل عمده فروپاشی بازار سهام آمریکا، عدم قطعیت ناشی از جنگ تجاری فزاینده آمریکا با چین است.

چندی پیش ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه از سیاست آمریکا در تحمیل تحریم ها علیه دیگر کشورها و اتکای بیش از اندازه این کشور بر دلار به عنوان ابزار اصلی تبادلات ارزی در سطح جهان اظهار تاسف کرد. پوتین گفت که استفاده آمریکا از دلار به عنوان  سلاحی که با توسل به آن دیگر کشورها را مجازات می کند تا خود را با منویات دیکته شده واشنگتن منطبق کنند، «یک اشتباه راهبردی» است. او در هفته کنفرانس انرژی روسیه در مسکو گفت: «این اشتباه همان اشتباهی است که تمام امپراتوری ها مرتکب می شوند.»

معنای ضمنی اظهارات پوتین این بود که عملکرد آمریکا همانند رفتار یک امپراتوری رو به زوال است. ایالات متحده نامطمئن از سلطه پیشین خود، برای جبران افول قدرت خود، درحال توسل جستن به زور ظالمانه است. اما آمریکا با این کار به اعتبار خود لطمه وارد می آورد و در نتیجه دیگران را وادار می کند تا به دنبال کردن راه هایی برای دورزدن فشارهای بیش از اندازه واشنگتن باشند.

وقتی در اوایل دهه 1970 دلار جایگزین طلا به عنوان استاندارد مالی جهانی شد، فرض بر این بود که پول آمریکا از موقعیتی دارای امتیاز در تجارت بین المللی برخوردار است. اما چنین امتیازی این مسئولیت را نیز با خود به همراه دارد که این کشور همچون یک بانکدار کاملا محترم  و معتبر رفتار کند که یک شخصیت سیاسی خاص را برای دلار به همراه بیاورد.

از دست رفتن جایگاه اقتصاد ملی آمریکا به سوءاستفاده آمریکا  از سیستم جهانی دلار در جهت منافع خودخواهانه خود انجامیده است. این کار نیز به جای خود به از دست رفتن اعتماد دیگر کشورها منجر می شود. واشنگتن در حال سیاسی کردن سیستم دلاری به منظور تامین منافع ملی خود است.

اتکای بیش از حد واشنگتن بر تحریم های اقتصادی علیه دیگر کشورها، آنها را وادار می کند تا به دنبال کردن راه هایی برای دور زدن سیستم تجارت جهانی تحت سیطره آمریکا باشند.
ما چنین وضعیتی را در اتحادیه اروپا شاهدیم که در حال راه اندازی یک سیستم غیردلاری برای ادامه دادن روابط تجاری خود با ایران بعد از خارج شدن ترامپ از توافق بین المللی اتمی با این کشور است. همچنین شاهد هستیم که روسیه و چین دست به کار تشکیل یک سیستم پرداخت برای  معاملات نفتی و دیگر کالاها شده اند که ضرورت استفاده از دلار را بر طرف کند.

به دلیل «سرمایه داری بازار آزاد» است که آمریکا واجد قدرتی جهانی فرض می شود. اگر آمریکا نتواند به  بازارها راه پیدا کند، در این صورت تحریم هایی را برای «اصلاح» این مسیر تحمیل می کند. تامین انرژی گاز اروپا توسط روسیه یک نمونه کلاسیک محسوب می شود. گازی که روسیه دراختیار اروپا قرار می دهد از نظر تجاری برای برآورده ساخت تقاضای اروپا قابل دوام است. با این حال آمریکا می خواهد با گاز گران تر خود در این بازار جا باز کند و تنها راه برای رسیدن به این هدف، تحمیل کردن تحریم هایی بر روسیه و شرکت های اروپایی است. این اقتصاد بازار نیست. این  دیکته هژمونی طلبانه امپریالیستی است. این کار دلار آمریکا و اصول فرضی سرمایه داری آمریکایی را تضعیف می کند.

جهان به آرامی اما به طور قطعی در حال فاصله گرفتن از دلار به عنوان یک ارز جهانی است. به این دلیل که واشنگتن از دلار و تفوق آن در بانکداری به عنوان یک سلاح سیاسی برای رسیدن به اهداف ملی خود سوء استفاده می کند.

پوتین گفت که سیاست تحریم های آمریکا علیه بسیاری از کشورها و سوء استفاده از دلار به عنوان یک پول جهانی «خطایی راهبردی» است که یک امپراتوری رنجور و ضعیف مرتکب می شود. هر چه می گذرد تعداد بیشتری از کشورها با هدف دور زدن تحریم های آمریکا استفاده از دلار را کنار می گذارند و در نتیجه جایگاه بین المللی پول آمریکا و سیستم بانکداری آن مداوما بیشتر تضعیف می شود. این نمونه کلاسیک از  لقمه بزرگ تر از دهان برداشتن واشنگتن، در نهایت به افول اقتصادی خود آن می انجامد.

اگر تاریخ فقط یک چیز را به ما بگوید، آن حرف این است که هر امپراتوری ای دوران خود را دارد. لقمه های گنده تر از دهان برداشتن امپریالیستی، نشانه ای است از یک امپراتوری رو به زوال.

پرزیدنت ترامپ با صدای بلند درمورد تجارت با چین و تقریبا تمام کشورهای دیگر از جمله کشورهای اروپایی و کانادا فریاد می زند. ترامپ از تجارت «غیرمنصفانه» فریاد برمی آورد چون که چماق بزرگی را که  از  قدرت ذاتی آمریکا نشات گرفته باشد به عنوان پشتوانه دراختیار ندارد. دلار دیگر تنها نمایش شهر نیست.

روسیه در حال «دلارزدایی» از اقتصاد خود است و این یعنی این کشور در حال حرکت به سمت تجارت با دیگر کشورها در قالب تبادلات ارزی دوجانبه است. همین امر درمورد چین و سایر کشورها نیز صدق می کند. نتیجه نهایی این است که دلاردر حال از دست دادن قدرت بین المللی خود و به همراه آن اقتصاد آمریکا در حال از دست دادن جایگاه پیشین خود است. امپراتوری رو به زوال دارد. و تنها کسی را که باید به این خاطر ملامت کرد خود آمریکاست که از قدرت سوء استفاده می کند.

راه چاره نامیمون، استفاده از تنها چماق باقی مانده برای واشنگتن است: قدرت نظامی. به همین دلیل است که جهان با چنین وضعیت خطرناکی مواجه است. اگر آمریکا از روش خود دست برندارد، چنین به نظر می رسد که جهان را به سمت جنگ سوق دهد.

البته تمام اینها می تواند بسیار متفاوت باشد اگر ایالات متحده از تلاش برای تثبیت خود به عنوان یک قدرت تک قطبی دست بردارد و برمبنای جهانی چند قطبی راه مشارکت را به روی دیگران نیز بگشاید.

ترامپ در تلاش است تا دنیایی جهانی شده را از طریق یک سرمایه داری آمریکایی ملیت محور با خود همراه کند. این کار جواب نمی دهد. و هرچه دولت آمریکا بیشتر تلاش کند به این هدف دست یابد، دلار و قدرت آمریکا بیشتر افول خواهد کرد. در این صورت خطر اینکه آمریکا برای جبران مافات، به نظامی گری خود متوسل شود بیشتر می گردد.
گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر