۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۸:۵۴
کد خبر: ۱۴۴۶۱
در نشست خبری بررسی مذاکرات هسته ای مطرح شد؛
عضو اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای گفت: وضعیت فعلی کشور در روابط با آژانس متأسفانه بسیار بد است و یکی از مصیبت هایی که آقای ظریف و مسئولان تیم مذاکره کننده از روز اول با آن مواجه بودند همین امر است.
در نشست خبری به منظور بررسی اقدامات صورت گرفته و تعهدات حاصل شده در دولت های هفتم و هشتم، سیروس ناصری عضو اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای و همچنین سعیدی، معاون اسبق سازمان انرژی اتمی کشورمان به بیان نظرات خود پرداختند.

در این نشست سیروس ناصری درباره وضعیت پرونده هسته ای ایران  در آن زمان از نظر حقوقی و فنی بیان کرد: فارغ از اینکه موضوع هسته ای یک موضوع ملی است و هر چه در این موضوع روشنگری صورت گیرد به نفع منافع ملی کشور خواهد بود. این بحران در هر صورت ساخته و پرداخته غرب و آمریکا و اسرائیل است و لازمه و ضرورت قطعی دولت و نظام این است که در مقابله با این بحران مصنوعی بین المللی اتفاق نظر داشته باشند.

وی افزود: این موضوع پر صدا و صدایی است که دائما از سوی دستگاه های تبلیغاتی در سراسر دنیا اقداماتی برای مشوش کردن اذهان مطرح می شود و در برخی از موارد دوستانمان در داخل خواسته و ناخواسته گرفتار همین موج می شوند، این نگرانی پیش می آید که تا حدی انسجام داخلی تحت تأثیر قرارا گیرد که البته این طور نخواهد بود، با هدایت مقام معظم رهبری در همه شرایط وحدت ملی حول این مسئله حفظ خواهد شد.

ناصری بیان کرد: بحث پرونده هسته ای ایران در یک فضای ویژه که آمریکا احساس می کرد که قدرت و توانایی لازم را برای تغییر خاورمیانه دارد با بهانه کردن اتفاقاتی که در یازده سپتامبر در نیویورک افتاد یک سلسله عملیات نظامی سنگین را در منطقه شروع کرد با این هدف که کشورهایی که هم سو و همراه با آمریکا نیستند را به یک تغییر اساسی برساند و آرایش جدیدی به خاورمیانه بدهد و واقع بینانه این است که موضوع هسته ای ایران نیز در این چارچوب بررسی شود.

 باید بحران مهار شود

وی خاطر نشان کرد: به ناگاه دستگاه سیاسی کشور با یک بحران بزرگ بین المللی مواجه شد که دستگاه های تبلیغاتی خارجی در آن می دمیدند و مسیر نیز به این سمت بود که حرف بوش با عنوان محور شرارت و برخوردها با عراق را به سمت کشور ما گسترش دهند. زمانی که بحرانی با این شدت صورت می گیرد اولین اقدام این است که باید بحران مهار شود و اقدامات اولیه که صورت گرفت این بود که فرمان این قضیه از آمریکا گرفته شود و به تدریج به دست خودمان برسد. این کار به عقیده من با موفقیت انجام شد.

این عضو اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای اظهار داشت: شاید یک امکان هم فراهم بود به این دلیل که در آن مقطع اروپا مسیر خود را از آمریکا جدا کرده بود و به دنبال جنگ جدید در منطقه نبود و لذا از ابزار کشورهای اروپایی استفاده شد که در ابتدا بحران مهار شود و سپس برنامه ریزی فنی و عملیاتی برای پیشبرد برنامه هسته ای مورد بازنگری قرار گرفته و طبق شرایط پیش آمده مجددا تعریف شود به نحوی که هدف اصلی و نهایی که ایجاد توانایی جامع و کامل غنی سازی و در نتیجه تولید سوخت هسته ای بود ایجاد شود و سوم اینکه برنامه سیاسی طوری با این برنامه عملیاتی تنظیم شود که کشور دچار آسیب و خطر نشود و هزینه سنگینی پرداخت نکند و حتی بتواند از همین موقعیت برای ارتقا جایگاه خود استفاده کند.

وی تصریح کرد: هر چه به گذشته نگاه می کنم احساس می کنم آن برنامه ریزی بسیار دقیق پیش رفت و در نقطه ای که وضعیت به گروه بعدی تحویل داده شد بدون اینکه کشور هزینه ای بدهد یک برنامه کاملا شکسته شده هسته ای به طور جامع و کامل، تنظیم شده بود و مقدمات فراهم شده بود برای اینکه قدم نهایی که انجام غنی سازی است با اعتماد و اطمینان به موفقیت آمیز بودن کافی نسبت به این برنامه وجود داشته باشد. ما هیچ هزینه سیاسی پرداخت نکردیم و در تمام آن دوره آمریکایی ها به شدت منفعل بودند و خیلی تلاش کردند که این مسیر را به هم بزنند و بارها به اروپایی ها گفتند که شما فریب ایران را خوردید، البته قصد ما فریب نبود و چنانچه اروپا توانایی رسیدن به یک تفاهم سیاسی با ایران را داشت که شامل غنی سازی باشد و یا اینکه آمریکایی ها از آن نظر لجوجانه عدول می کردند و غنی سازی را می پذیرفتند، می توانستیم به یک تفاهم سیاسی برسیم. اما به دلیل اینکه در طرف مقابل این که از جانب طرف مقابل این امکانات میسر نشد از این فرصت استفاده کردیم و مجموعه زنجیره برنامه غنی سازی و سوخت را کامل کردیم و پایه های آن را ایجاد کردیم و به نقطه ای رسیدیم که قدم بعدی شروع انجام غنی سازی بود و شاید یک مقدار کارهای جزئی فنی و ساختمانی باقی مانده بود که بالاخره آن مسیر به غنی سازی منتهی می شد. به هر حال دولت تغییر کرد و دوستان دیگری کار را به عهده گرفتند و مسیر را در جهتی که مصلحت می دانستند ادامه دادند.

آغاز کار برنامه هسته ای در ایران

در ادامه این نشست سعیدی تصریح کرد: برنامه هسته ای ایران یک برنامه تدوین شده از سال ۱۳۵۳ بوده است که شامل ایجاد ۲۳ هزار مگاوات برق هسته ای و ایجاد چرخه سوخت هسته ای بر اساس مطالعاتی که موسسه استنفورد آمریکا انجام داده بود. این برنامه های قطعی ایران در سال ۱۳۵۳ شناخته می شد که بر اساس آن نیز مذاکراتی بین ایران و آمریکا برای انتقال تکنولوژی چرخه سوخت به ایران انجام شد. در سال ۱۳۵۵ و ۵۶ که کسینجر به عنوان رئیس کمیسیون مشترک ایران و آمریکا به ایران سفر کرد یکی از مباحث مطرح در آن دوره مذاکرات این بود که آیا آمریکا حاضر هست غنی سازی را به ایران بدهد؟ که آمریکا غنی سازی را نمی پذیرد ولی تولید مواد اولیه که uf۶ است را در آن مذاکرات می پذیرد اما حاضر نمی شود که بحث غنی سازی را به ایران بدهد. در حقیقت این همان مدل برخورد با کره جنوبی بود که اکنون مرحله تولید UO۲، UF۴، UF۶  را دارد و زمانی که UF۶ آماده می شود به یکی از کشورهایی که دارای غنی سازی هستند ارسال می شود و پس از غنی شدن دوباره به کره جنوبی باز می گردد.

وی ادامه داد: از طرف دیگر نیز دو قرارداد با زیمنس برای دو نیروگاه بوشهر بسته می شود و دو واحد ۹۹۰ مگاواتی در منطقه دارخوین با شرکت فرانسوی بسته می شود. بعد از انقلاب این برنامه متوقف شد و زیمنس حاضر نشد پروژه را ادامه دهد و پروژه دارخوین نیز در مرحله ای بود که کارگاه تجهیز شده بود ولی تجهیزات اصلی از طرف شرکت فرانسوی به ایران منتقل نشده بود. در دوران جنگ نیز این پروژه ها متوقف می ماند و مجددا در دهه ۷۰ زمانی که آقای هاشمی به چین سفر می کند توافقی صورت می گیرد که کارخانه UCF اصفهان توسط چینی ها ساخته شود و به بهره برداری برسد. از طرف دیگر در موافقت نامه ۲۵ اوت ۱۹۹۲ ایران  و روسیه، این کشور می پذیر واحد یک نیروگاه بوشهر را تکمیل کند.

سعیدی اظهار داشت: بر این اساس یک برنامه مستمر و پایداری در ایران برای تولید برق هسته ای و در کنار آن ایجاد پلنت های مطمئن برای ایجاد سوخت وجود داشته است که خیلی وابسته نباشیم و یا در حقیقت به عنوان یک تضمینی برای نیروگاه های برق هسته ای ایران وجود داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: در سال ۱۳۷۵ چینی ها به دلیل فشار آمریکا به طور یک جانبه قرارداد UCF اصفهان را لغو کردند و حاضر به ادامه نشدند. از طرف دیگر نیز کار به روسیه به کندی پیش می رفت. این اتفاقات تا پایان سال ۷۶ به همین شکل ادامه پیدا کرد و آذر ماه ۱۳۷۶ با روی کار آمدن دولت اصلاحات یک بحثی که در کشور مطرح شد این بود که آیا ایران می خواهد برنامه هسته ای خود را ادامه دهد؟

معاون اسبق سازمان انرژی اتمی تصریح کرد:در آن دوره در کمیته عالی فناوری که با حضور رئیس جمهور وقت تشکیل می شد، این تصمیم گرفته شد که یک برنامه جامع و پایدار هسته ای مبتنی بر یک برنامه صلح آمیز هسته ای تدوین شود که دربرگیرنده نیروگاه های هسته ای باشد و چرخه سوخت هسته ای و بر این اساس کشور تلاش کند اگر توانست این برنامه را با یک شریک خارجی دنبال کند و اگرنتوانست شریک خارجی پیدا کند خود کشور گام به گام برنامه را جلو ببرد.

وی ادامه داد: از همان ابتدا نگاه هسته ای کشور این بود که برنامه کاملا صلح آمیز از طریق تولید برق هسته ای داشته باشیم که در کنار آن بتوانیم تولید سوخت هسته ای انجام دهیم. این برنامه به صورت جامع تنظیم شد و مورد تصویب قرار گرفت. نیروگاه با یک اصلاحیه صد در صد در اختیار روسیه قرار گرفت و پروژه شتابی پیدا کرد و از طرف دیگر نیز به صورت موازی در سه مرحله پروژه های فناوری هسته ای آغاز شد. یکی در زمینه تولید آب سنگین و در کنار آن رآکتور آب سنگین، تولید مواد اولیه به مفهوم تولید کیک زرد تا مرحله UF۶  و در مسیر سوم  غنی کردن UF۶  از صفر تا ۵/۳ درصد.

سعیدی گفت: حقیقت این است که زمانی که به سال ۱۳۷۷ بازمی گردم که این برنامه تنظیم شد و قرار شد سازمان انرژی اتمی مجری آن باشد، کاملا در یک اتاق تاریک و تیره ای قرار داشتیم و هیچ کشوری حاضر نبود تکنولوژی آی سنگین را به ما بدهد و حتی طراحی هایی که از شرکت چینی گرفته بودیم بسیار مبهم بود.

وی بیان کرد: در واقع با برنامه ای که از سال ۷۷ اجرا شد ما تا ۵۰ درصد مطمئن بودیم که این برنامه می تواند اجرایی و عملیاتی شود. ۵۰ درصد دیگر به این دلیل که دانش کافی درکشور وجود نداشت و افراد متخصص حضور نداشتند مبهم بود و هیچ کشوری هم حاضر نبود که این تکنولوژی را به ایران منتقل کند.

سعیدی گفت: برای اولین بار در سال ۱۳۸۴ مواد UF۶  به صورت صنعتی تولید شد. به دلایلی که هم در پاریس و هم در بروکسل توافق شده بود این فعالیت را به حالت تعلیق در آورده بودیم اما این تعلیق هیچ تأثیری در فرآیند تولید در UCF  اصفهان نگذاشته بود و بلافاصله بعد از اینکه در پایان دولت خاتمی تصمیم گرفته شد که UCF راه اندازی شود، بدون هیچ مشکلی تولید صنعتی را آغاز کردیم.

وی تصریح کرد: یک ماه تا ۲۰ روز مانده به پایان دولت هشتم بود که پروژه اصفهان رسما آغاز شد و توانستیم UCF اصفهان را به تولید برسانیم. در این دوره غنی سازی علی رغم تعلیق به خوبی جلو می رفت و ما در بخش مهندسی همه مشکلات فنی پروژه را حل و فصل کردیم و زمانی که تصمیم گرفته شد که یک زنجیره سانتری فیوژ ایجاد کنیم به راحتی در مدت کوتاهی توانستیم اولین چرخه را در کمتر از ۳۰ روز ایجاد کنیم. در این اتفاق دیگر تولید آب سنگین بود که توانستیم تولید کنیم، طراحی های  رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین انجام شد. در تهیه برخی از تجهیزات دچار مشکل بودیم که خوشبختانه بعدها به دست آمد. در حققیت از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۵ بنیان و اساس برنامه هسته ای ایران به خوبی تنظیم و برای یک جهش بلند آماده شد.

هیچ تعهدی از دولت هشتم به نهم نرفت

در ادامه ناصری در این باره که چه تعهداتی که از قراردادها و تعهدات در آن زمان با کشورهای خارجی و بر اساس قراردادها به دولت بعدی منتقل شد و دولت بعد ملزم به اجرای آن بود، بیان کرد: البته تفکیک بین دولت ها به عقیده بنده کار مناسبی نیست. موضوع هسته ای یک موضوع ملی است و یک مسیر پیوسته در این دوران طی شده است در مقاطع مختلف به حسب شرایطی که طی شده است روش های مختلفی استفاده شده است. اما هدف یک چیز بوده است که برنامه هسته ای را که در کشور تصویب شده بود کامل کرده و به اجرا در بیاوریم و در نهایت با مسیر برخوردی که در دنیا علیه ما تدارک شده بود مقابله کنیم و این دستاورد را در یک فضای آرامش به فرود قطعی و دازمدت برسانیم.

وی ادامه داد: در آن مقطع هیچ تعهد خاصی به مسئولان قبلی نشد. ما در آن زمان هیچ تعهدی نداشتیم. هیچ معاهده و مقابله نامه و تعهدی با سه کشور اروپایی نداشتیم. البته آنها تمایل داشتند اما ما توانستیم با فرآیندی که طراحی کردیم از این وضعیت عبور کنیم. بحث ما روشن بود که اگر می خواهید یک توافق دراز مدت داشته باشید باید اصل غنی سازی را بپذیرید و فارغ از آن هر دوی ما وضعیت را اداره می کنیم به شکلی که از تشدید بحران جلوگیری شود که یک سلسله اقدامات داوطلبانه را ما انجام می دهیم و یک سلسه اقدامات را هم شما انجام دهید.

ناصری گفت: چیزی که از طرف مقابل انتظار می رفت این بود که از طریق سه کشور اروپایی ما از اینکه بحران به یک مرحله شدیرتر وارد شود، جلوگیری می کنیم. در حقیقت از ورود مسئله به شورای امنیت جلوگیری کنیم چرا که روشن بود اگر این مسئله به شورای امنیت برود، فرمان قضیه در دست آمریکا قرار می گیرد چرا که شورای امنیت از نظر سیاسی تحت نظر آمریکا است.

با برنامه ریزی و بر اساس اهداف یک سلسله اقدامات را تعلیق می کردیم

این عضو اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای بیان کرد: ما در مقاطع خاص با برنامه ریزی و بر اساس اهداف برنامه هسته ای مان که باز تعریف شده بود یک سلسله اقداماتی را تعلیق می کردیم و مواردی که تعلیق می کردیم نیز مواردی بود که آنچه که در زمینه فنی لازم بود به آن رسیده بودیم. اما قطعنامه ای در شورای حکام زیر سایه نفوذ آمریکا تصویب شد و از ایران خواست کلیه فعایت های مرتبط با غنی سازی را تعلیق کند و این خواسته تحت ماده ۱۸ شورای حکام بود که مانند ماده ۴۱ شورای امنیت جزو ماده های اجباری است. بر اساس این ماده با این عبارات خواسته شده بود که «این اساسی و فوری است که ایران اجازه دسترسی کامل و جامع از برنامه های هسته ای بدهد»

وی بیان کرد: ما به این امر قطعا تن نمی دادیم اما به جای اینکه خیلی محکم به آن «نه» بگوییم، یعنی در رفتار تند برویم اما در عمل به تدریج ناگزیر شویم و کوتاه بیاییم، بازی کردیم. گفتیم ما نمی گوییم نه اما منظور از تعلیق از نظر شما این است که گاز تزریق نکنیم. به این دلیل هم این اقدام را انجام دادیم که در آن زمان اصلا آمادگی تزریق گاز نداشتیم و تست اولیه با ۱۳ سانتری فیوژ تست موفقی نبود و حدود ۱۰ سانتری فیوژ از بین رفت. به یک مدت زمانی که پیش بینی آن نیز مشخص نبود نیاز داشتیم و این در حالی بود که ما هنوز لوزام اولیه را نداشتیم.

ناصری تصریح کرد: با موضوع گازدهی آنها را مشغول کردیم تا کارهای دیگر را پیش ببریم و حداقل سانتری فیوژهای مورد نیاز را تولید کنیم. زمانی به تعداد تعریف شده سانتری فیوژ ها رسیدیم به وسیله آنها بازی سیاسی کردیم و گفتیم در حال حاضر می توانیم این بخش را تعلیق کنیم تا بتوانیم UF۶ را تولید کنیم که فکر می کنم دشوارتری و تعیین کننده ترین عملیات فنی مربوط به غنی سازی و سوخت هسته ای همان مواد اولیه UF۶ است. خود اعضای آژانس در تعجب بودند.

وی ادامه داد : از سوی دیگر UF۶ به دلیل اینکه روی خاک بود می توانست به عنوان اولین تهدید نظامی نیز تلقی شود. لذا طراحی سیاسی و عملیاتی ما باید به گونه ای پیش می رفت که توجه روی UF۶ نباشد. این کارخانه تعیین کننده بود چراکه تمام موضوع هسته ای بدون داشتن مواد اولیه به مفهوم هیچ است. مابا برنامه ریزی که شده بود به میزان تولید لازم رسیدیم. خیلی زمان برد و سخت بود و هفته هایی که باید به نتیجه نهایی برسیم به دلیل مشکلات فنی پیش بینی نشده وضعیت بلاتکلیف مانده بود. با یک فداکاری و هماهنگی و انسجام کامل بین مجموعه سیاسی و فنی توانستیم به این نقطه برسیم.

ناصری در ادامه بیان کرد: در باقی زمینه ها در مورد اراک هیچ تعهدی داده نشد. مهم تر از آن طراحی رآکتور اراک با آب سنگین کاملا در داخل صورت گرفت. کار به این شکل بود که بخش فنی یعنی آقایان روحانی، آقازاده و سعیدی یک تصمیم می گرفتند و بخش سیاسی بر آن اساس حرکت می کرد. این طور نبود که ما در بخش سیاسی یک حرف پر طمطراق بزنیم و به بخش فنی بگوییم حالا هر طور شده اقدام کنید. با وجود اینکه موج انتقادات در آن زمان نیز سنگین بود که این مجموعه عقب نشینی می کند اما چون ما می دانستیم که اهداف را به جلو می بریم و انتقاد هم از نظر مذاکره برای ما مفید بود برای امتیاز گیری از سوی طرف مقابل، لذا سکوت می کردیم. بر این اساس تعهد خاصی به مجموعه بعدی منتقل نشد و تنها چیزی که می توان گفت یک تعهد بوده است این بود که درآن زمان پروتکل به صورت داوطلبانه اجرا شد.

نگاه به موضوع هسته ای باید ملی باشد

در ادامه سعیدی نیز خاطر نشان کرد: برنامه هسته ای کشور یک برنامه کاملا ملی بوده، هست و خواهد بود و نگاه ها هم باید به این موضوع کاملا ملی و مبتی بر یک یک استراتژی درازمدت باشد. اصلا نباید فکر کنیم اگر کسی انتقادی دارد برای روند کار مزاحمت ایجاد می کند و اتفاقا برای یک چنین موضوع ملی باید همه نظرات بیان شود. برآیند این نظرات باید تبدیل به یک اجماع ملی شود که با یک نگاه واحد مسیر را طی کنیم. شروع برنامه هم بر همین اساس بود و همه دستگاه ها مصر بودند که این برنامه را به خوبی جلو ببریم. امرزو هم اگر اختلافاتی در دیدگاه ها دیده می شود نباید خیلی بر آن تآکید کرد. مهم این است که یک برنامه موفقی را دنبال کردیم و خوشبختانه به نتیجه رسیدیم و بر آیند آن برای ملت ما امید بخش بوده است.

وی خاطرنشان کرد: اگر نگاه را به مسائل کاملا جناحی و فردی محدود کنیم ممکن است در دیدگاه ها و نگرش هایمان هم دچار مشکلاتی شویم. امروز هم باید بک نگاه ملی وجود داشته باشد و رسانه ها هم باید همین مسیر را دنبال کنند چراکه این اتفاقی نیست که دوباره در کشور رخ دهدو باید به خوبی از آن محافظت کنیم.

سعیدی در ادامه تصریح کرد: در همه دوران تیم های مذاکره، تیم مذاکره کننده  به دنبال یک استراتژی حفظ برنامه و دستاوردهای هسته ای کشور بوده است. اما در تاکتیک ها متفاوت بوده است. آقای روحانی، لاریجانی، جلیلی و اکنون نیز ظریف هر کدام یک شیوه ای داشته اند اما اصل یکی بوده است.

سعیدی گفت: نکته دیگر این است که اگر در طی این دوران محدودیت و یا تعهداتی را پذیرفته ایم، برای حفظ آن اصل بوده است. اگر داوطلبانه پروتکل الحاقی را پذیرفتیم به این دلیل بود که برنامه هسته ای خود را با آرامش دنبال کنیم. اگر در دوره ای پذیرفتیم که تعلیق داوطلبانه و موفقتی را بپذیریم برای پیشبرد اصل برنامه هسته ای بود. الان هم در یک نقطه حساسی قرار گرفته ایم که نقطه عطف برنامه هسته ای کشور است و اینکه موضوع را با کشورهای ۱+۵ به خوبی و با موفقیت پیش ببریم و به جمع بندی برسانیم.

باید تندترین دیدگاه های موافق و مخالف مطرح شود

وی ادامه داد: طبیعتا باید تندترین دیدگاه های موافق و مخالف مطرح شود. اما توهین و تهمت با انتقاد متفاوت است. اینکه یک نظر کارشناسی برای پذیرش یا عدم پذیرش پروتکل الحاقی مطرح شود و... استدلال ها می تواند عنوان شود اما اینکه موضوعاتی را مطرح کنیم که درپروتکل هیچ اشاره ای به آن نشده است و یا اینکه در روند مذاکرات به آن پرداخته نشده است، انحراف از برنامه جامع هسته ای است که کشور دنبال می کند.

در ادامه نشست، سیروس ناصری در این باره که نظام ویژه بازرسی ها برای ایران طراحی شده است و موضوع محتوای بحث پی ام دی و پروتکل الحاقی برای افکار عمومی مشخص نیست، اظهار داشت :موضوع هسته ای ایران یک برنامه صلح آمیز است. دنیا این را تبدیل به یک بحران کرد و تصویری از این مسئله ساخت که ایران به دنبال سلاح هسته ای برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است.

وی گفت: از طرف ما دو جور می توان با این مسئله برخورد کرد. می توانیم بگوییم اساسا این صحبت صحت ندارد و ما به دنبال برنامه هسته ای صلح آمیز برای تولید برق هستیم. اما اگر شما فکر می کنید این یک موضوع استراتژیک است و می تواند در جایگاه منطقه ای ایران تعیین کننده باشد ما از همان منظر به مسئله نگاه می کنیم و لذا اگر این طور است ما به دنبال تثبیت قدرت در منطقه هستیم. زمانی که این طور به قضیه نگاه کنیم، اکنون در منطقه به وضعیت مناسبی رسیده ایم و در موضوع هسته ای نیز آن طور که می خواستیم توانایی فنی حاصل شده است، بنابر این برای ما خوب است بدون آنکه مبانی عمده این برنامه را از دست داده باشیم، وضعیت را تثبیت کنیم.

ناصری خاطرنشان کرد: در این اصل ما به نتیجه رسیدیم که طرف مقابل که به دنبال این بود که هر طور شده برنامه غنی سازی ایران را تعطیل و ما ملزم و وادار به تسلیم کند در برابر آن تسلیم شد و از موضع خود بعد از سال ها عقب نشینی کرد و اینجا ما به هدف استراتژیک رسیده ایم. اما اینکه در مورد آینده کار چطور برنامه ریزی کنیم از جمله نوع همکاری با آژانس موضوع دیگری است.

وی تصریح کرد: برای ارزیابی منصفانه باید بدانیم وضعیت کنونی کشور چیست. وضعیت فعلی کشور در روابط با آژانس متأسفانه بسیار بد است و یکی از مصیبت هایی که آقای دکتر ظریف و مسئولان تیم مذاکره کننده از روز اول با آن مواجه بودند این است که در یک وضعیتی از باب جایگاه و روابط ایران و آژانس قرار گرفته اند که فکر می کنم هر ناظر بی طرفی می گوید برای آن راه حلی وجود ندارد.

 ناصری گفت: یعنی ممکن است که آمریکا را در بحث غنی سازی وادار به تسلیم کنیم اما وضعیت آژانس را طوری طراحی کردند که انگار جز تسلیم راهی نیست. البته ایران تسلیم نخواهد شد و آژانس در نهایت کوتاه خواهد آمد کما اینکه اکنون کوتاه آمده اند. یک بحثی اکنون دامن زده است که مجموعه تیم مذاکره کننده در گذشته دسترسی به مراکز حساس ساده گرفته بود واکنون نیز همین طور برخورد می کند. اتفاقا هم در آن زمان بسیار سخت گرفته شد و دقیق عمل شد و در این زمان نیز بیش از آن زمان سخت گرفته می شود.

وی اظهار داشت: با نگاه بی طرفانه وضعیت به این شکل است که ایران عضو معاهده عدم اشاعه است و پیرو این معاهده پادمان جامع را با آژانس پذیرفته است. آژانس در سال ۲۰۰۳ در مقطعی که یک سلسله رگه هایی از غنی سازی بالای ۹۵ درصد در ایران پیدا کردند که ما به آن آلودگی می گفتیم و آنها ادعا می کردند برنامه نظامی است و در پایان هم مشخص شد که آلودگی بوده است؛ موضوع ایران را تحت ماده ۱۸ قرار دادند. طبق ماده ۱۸ کشوری که طرف پادمان است موظف است (بیش از تعهد است) هر نوع بازرسی را که مورد نظر آژانس است قبول کند که به آن بازرسی ویژه می گویند. پیرو این به طور شفاهی هم منتقل شده بود که برنامه بازرسی ویژه دارند. در آن مقطع بود که برای مدیریت شرایط در وضعیت بازرسی ویژه (مفهوم آن این است که روش بازرسی به صورت کامل توسط آژانس تعیین و دیکته می شد) هستیم که حداکثر آژآنس می تواند با ما مذاکره کنده که نیازی هم ندارد و در صورتی که اجرا نمی شد به ماده ۱۹ می رفتیم و به شورای امنیت می رفتیم.

ناصری خاطرنشان کرد: با مجموعه اقدامات ما در آن زمان از ماده ۱۸ خارج شدیم. یعنی واژه اقدامات فوری و اساسی را دیگر در قطعنامه های شورای حکام مشاهده نکردید تا نوامبر ۲۰۱۱ یعنی سال ۱۳۹۰ که دوباره این عبارت بازگشت و ما متأسفانه در شرایطی هستیم که برمبنای پادمان و تصمیم شورای حکام متعهد به پذیرش بازرسی ویژه هستیم که بسیار خطرناک است و باید راهی پیدا کنیم که از این وضعیت خارج شویم.

کیفرست خواست 12 ماده ای آژانس

وی تصریح کرد: از سوی دیگر متأسفانه آقای دکتر ظریف با وضعیتی وارد مذاکرات شده است که یک کیفر خواست جامع تفضیلی ۱۲ ماده ای در همین آژانس و برمبنای همین پادمان فعلی علیه ایران به طور رسمی و مستند مطرح شده است. استنادات جعلی است و اکنون نیر دز اخبار در آمده است که این اتفاقات کار سی آی ای و موساد بوده است. اما متأسفانه همین موارد بسیار ضعیف و بدون مدرک واقعی با وضعیت پیش آمده از سال ۲۰۱۱ در گزارش های آژانس به صورت مکرر می آید و تکرار می شود. در آن مقطع که این موضوعات مطرح شد، مسئولین در ابتدا آنها را کاملا رد کردند اما بعد از یک مدتی به مذاکره درباره این موراد پرداختند و به عبارتی به نحوی صلاحیت آژانس در طرح این اتهامات پذیرفته شد.

ناصری گفت: متأسفانه کیفرخواست ۱۲ ماده ای موجود تقریبا هر بخش جزئی و کلی که مربوط به یک برنامه نظامی هسته ای است شامل می شود و اقای دکتر طریف باید یک چنین پرونده ای را حل کند که بسیار دشوار است. آیا واقعا درست بود که ایران با چنین کیفرخواست مستندی به طور رسمی مواجه شود؟ قطعا نه.

این عضو پیشین تیم مذاکره کننده گفت: اما به هر حال اکنون این کیفرخواست وجود دارد و وضعیت برنامه هسته ای ایران عادی نخواهد شد تا این موضوع حل شود. منتقدین که این موضوع را مطرح می کنند به نکته درستی اشاره می کنند، عدم حل مسائل نظامی گذشته که عبارت را نباید اجازه می دادیم در آژانس مطرح شود که حتی عبارت آن خسارت آور است. دید انتقادی درست این است که با دانستن وضعیت به دنبال راه حل باشیم.

وی گفت:  یک راه حل این است که بگذاریم مانند سلسله اتهامات دیگری که دنیا به ما زده است به همین شکل بماند. روش دیگر این است که به آن بپردازیم و حل کنیم. در این چارچوب ها نگاه مجدد به پروتکل معنا پیدا می کند. حداقل این است که پروتکل نسبت به بازرسی ویژه به کشور اختیار می دهد که هر نوع خواسته آژانس را محدود و تعریف کند و در مذاکره به نقطه ای برساند و قطعا از نظر کارشناسی پروتکل از بازرسی ویژه که ما تحت آن هستیم به مراتب بهتر است. البته در همه دولت ها هم دسترسی هایی داده شده است و در همان سال ۲۰۱۱ که آژانس اتهامات را به ایران وارد کرد فکر می کنم حدود ۲۶۰ تا ۲۷۰ دسترسی به آژانس دادیم. موضوع این نیست که با برنامه حساب شده دسترسی هایی به آژانس داده شود، مسئله این است که هر اقدامی با برنامه مدون و حساب شده انجام شود تا بتوانیم به دهدف برسیم و هدف امروز این است که به شکلی از اتهامات گذشته که به غلط وارد آن شدیم رها شویم و در آینده هم دیگر تحت بازرسی ویژه نباشیم.

ناصری در پاسخ به این سئوال که به گفته برخی تا پی ام دی حل نشود توافقی در کار نیست و آیا این صحت دارد ،گفت: منظور چه کسانی است. فابیوس می گوید تا حل نشود توافقی در کار نیست. در حقیقت گروه خشن در آمریکا که شدیدترین طراحی ها را برای مذاکره با ما کردند که متأسفانه مبنا قرار گرفت نیز همین امر را تأکید کردند. متأسفانه بعضی ها در داخل نیز بدون اطلاع از وضعیت فعلی همین موارد را مطرح می کنند.

موارد گذشته  با آژانس را اصلاقبول نداریم

وی افزود: ما موارد گذشته را اصلاقبول نداریم. چراکه سند درستی ندارد. بنابر این آژانس به فشار آمریکایی ها این موضوع را وارد کرده است خودش هم حل کند. یعنی اگز طرف مقابل می گوید راهی نیست خودش هم باید حل کند. اما اگردر مسیر منطقی نشان دهد که اراده و نیتش این است که گذشته را کنار بگذرد و آینده جدیدی را آغاز کند می توانیم صحبت کنیم.

سعیدی درباره بحث پی ام دی و راه حل های حل این موضوع گفت:  سال 2006 برای اولین‌بار موضوع پی‌ام‌دی مطرح‌شد که ایران احتمالا فعالیت‌ نظامی داشته‌است. اسناد و مدارکی که آژانس ارائه می‌داد از همان روز اول مشخص بود که کذب و ساختگی است. برای اینکه همان زمان این موضوع و مسایل باقي‌مانده را حل کنیم، در زمان آقای لاریجانی مدالیته‌ای با آقای البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تنظیم شد که 6 موضوع به‌عنوان موضوعات باقی‌مانده از سال 1985 بود و با ‌عنوان مسایل باقی‌مانده مطرح بود و بحث پی ام دی. آن 6 موضوع با اینکه سال‌های زیادی از آن می‌گذشت، به خوبی حل شد و در آن دوران اتفاقا علاوه بر ارائه اسناد و مدارک ساعت‌ها و روزها و هفته‌ها در وین و تهران بر سر آن بحث کردیم، یکی از آنها بحث منشا آلودگی‌ها بود که یک داستان 18 ساله بود و بعد موضوع پلونیوم و پلوتونیوم. خیلی موضوعات دیگر و 6 موضوع مطرح شده با گفت‌وگو، ارائه اسناد دقیق و حساب شده و در بعضی موارد هم با مصاحبه رفع شد. این مصاحبه نه اینکه مصاحبه باشد، در حقیقت بازرسان آژانس در ارتباط با موضوعات هسته‌ای نوعی تعامل و تعاطی افکار با کارشناسان کشور می‌کنند تا پازل‌های خالی خود را که باید به شورای حکام ارائه کنند، پر ‌کنند. در حقیقت یک نوع تعاطی فکر بین متخصصان ما و آژانس است.

وی ادامه داد :این اتفاق در آن زمان رخ داد و آژانس هم اعلام کرد که آن 6 موضوع حل شده ماحصل ارائه اسناد و گفت‌وگو با متخصصان ما بود. متخصصان چنان خوب کارشناسان آژانس را متقاعد کردند که مسایل باقی‌مانده 18 ساله، کاملا حذف شد. اما موضوع باقی‌مانده، موضوع پی ام دی بود که آژانس در این نقطه یک تخطی کرد. توافقی که در آن دوره با آژانس شده‌بود، این بود که آژانس سئوالات خود را مطرح کند و حتی اگر لازم باشد با یکی دو نفر صحبت و اعلام کند.

ناصری گفت: البته در آن زمان به نام مطالعات ادعایی بود و بعد تغییر اسم پیدا کرد و به‌عنوان پی ام دی مطرح شد.

آژانس عملکرد درستی از خود نشان نداد

سعیدی ادامه داد:  بله، البته از لحاظ محتوا یکی بود. توافق ما با آژانس این بود که سئوالات را مطرح ‌کند و پاسخ‌ها داده می‌شود. حتی اگر لازم بود با متخصصانی که درگیر این موضوعات هستند، می‌توانید صحبت کنید. بعد از ارائه گزارش ایران که حدود 117 صفحه بود و بعد چند صفحه هم به آن اضافه شد، آژانس هیچ تاییدیه‌ای ارائه نداد. عملا دست آژانس بسته شد و ابهامی برای آژانس نمانده بود. تا یکی دو سال بعد که مجددا با عنوان پی ام دی موضوعاتی را مطرح کرد. واقعیت اینجاست که آژانس عملکرد درستی از خود نشان نداد. می‌توانست با تعهدی که به ما داده بود این موضوع را تمام شده اعلام کند و به این دلیل که مدیرکل آژانس عوض شد و آقای آمانو آمد و با تیم و رویکرد جدید عملا بازی تغیر پیدا کرد. در‌حالی‌که ایران به تعهداتش در مورد این موضوع به خوبی عمل کرده بود، ساعت‌ها در تهیه آن اسناد کار کرده بود اما آژانس به اعتقاد من خلاف آشکار انجام‌داد.

وی تصریح کرد: گزارش‌های بعدی که آژانس با عنوان پی ام دی مطرح کرد همان بحث پی ام دی بود منتها با زبان و عبارت دیگر. جالب این بود که درهمان دوران هم که آن اطلاعات داده می‌شد به زبان غیر‌رسمی می‌گفتند که این اطلاعات از کانال‌هایی به دست ما رسیده که مشخص بود از کجا. به تعبیر دیگر همه اطلاعاتی که آن کانال‌های محرمانه به آژانس داده بود، با بازدیدهای آژانس از پارچین انجام دادند، عملا بی پایه بود و نادرستی آن مشخص بود. عملا آژانس می‌گفت می‌خواهم از این نقطه بازدید کنم و اجازه بازدید به بازرسان داده می‌شد و اجازه نمونه‌برداری هم داده می‌شد و نه در نمونه‌برداری و نه در بازرسی‌ها به جوابی دست نمی‌یافتند. به نظر می رسد رویکرد آژانس در مورد ایران، یک بهانه بیشتر نیست، ‌برای اینکه 1+5 درحوزه سیاسی امتیازات بیشتر بگیرد. تمام اطلاعات مرتبط با پی ام دی در آژانس نه مبانی حقوقی و نه هیچ مبانی فنی دارد.

همه دسترسی‌ها در چارچوب پادمان بوده است

ناصری در پاسخ به این سوال که آیا دسترسی های داده شده در آن زمان در چارچوب پادمان بوده است، گفت: همه دسترسی‌ها در چارچوب پادمان بوده است. وضعیت ما به این صورت است که بر اساس پادمان می توانیم تحت بازرسی های ویژه قرار بگیریم و این فراپادمان نیست ولی آژانس هیچگاه نه در آن دوران و نه دوران بعد از آن جرات نکرد که مساله بازرسی های ویژه را مطرح کند، چون فکر می کنم اگر بخواهند به آنجا برسند نقطه ای است که ما باید از پادمان خارج شویم.

سعیدی در این باره گفت: اینطور هم نبود که آژانس از بازرسی ویژه منصرف شود ساعت ها در این باره گفتگو صورت می گرفت به خصوص در جلسات عمومی تر آنها متقاعد می شدند که اساسا نباید این موضوع را مطرح کنند در سال های گذشته تعاملی که با آژانس داشتیم، توانست کمک کند که آژانس را در مسیری قرار دهیم که درخواست هایی داشته باشد که این درخواست ها برای کشور امکان پذیر و قابل اجرا باشد.

ناصری در ادامه درباره گزینه های حل PMD بیان کرد: یک راه این است که هیچ اقدامی انجام ندهیم و آمریکا و ۱+۵ در همین مسیر با ما توافق کند. برداشت بنده این است که حتی اگر هیچ کاری هم انجام ندهیم آنها ناچار به توافق با ما هستند.

وی تصریح کرد: گزینه دوم، مسیر حقوقی است. بهتر این بود که مسیر حقوقی زودتر شروع می شد؛ چراکه فرآیندهای حقوقی طولانی و چندساله است همان زمان که این اتهامات بدون سند درست مطرح شد، باید موضوع را به داوری خود پادمان ارجاع می دادیم. بر اساس پادمان آژانس تنها حق ارد بر اساس مصوبه کنفرانس بازنگری و تمدید معاهده عدم اشاعه تنها در مواردی که مدرک و سند معتبر و محکمه پسند وجود دارد یک ادعایی را مطرح و پیگیری کند، در صورتی که آنچه که آژانس بر علیه ایران در آن مقطع مطرح کرد، هیچ سند معتبری نداشت. اگر آن زمان به داوری ارجاع شده بود، حتما اکنون می توانستیم از موضع بهتری با آژانس و ۱+۵ بحث کنیم.

وی تاکید کرد: روش دیگر فنی است و اینکه وارد بحث فنی با آژانس شویم. مجموعه ظرفیت و توان ما بسیار بالا است و مجموعه ای که در ده سال گذشته برای ورود به موضوعات مطرح آژانس بیان شده است و خروج از آن بسیار متعدد است سخترین موارد قبل از این با آژانس از طریق فنی حل شده است.

ناصری گفت: گزینه آخر نیز سیاسی است که ما با طرف های مقابل به این نتیجه برسیم که شما می توانید گذشته را پاک کنید و فکر می کنم راه حل نهایی ترکیبی از همه این موضوعات است با این نکته که ما در این مورد خیلی اصراری نداریم؛ چراکه علی‌رغم این اتهامات و کیفرخواست واقعا ناحق و ظالمانه ۱+۵ با ما برای ادامه برنامه هسته ای توافق دارد و تحریم‌ها را بردارد، عملا موضوعات گذشته بسیار خفیف شده است و اگر هم نرسند چون آنها هم مایل هستند این موضوعات حل شود بین ما و آژانس یک تفاهمی حاصل خواهد شد علاوه بر اینکه ما هنوز امکان ارجاع به داوری آژانس را داریم و اگر این اقدام را انجام دهیم بعید است که آژانس بتواند موفق خارج شود.

وی در پاسخ به این سوال که این موضوع نیز مطرح می شود که آژانس هیچگاه قرار نیست مساله ایران را حل کند و در یک دور تسلسل قرار داریم، خاطرنشان کرد: یک نگاه کلان این است که نگاه بین المللی تحت سلطه قدرت ها است و به همین دلیل شورای امنیت تحت سلطه قدرتمندها است در حال حاضر موضوع هسته ای ایران در فصل هفتم شورای امنیت است و چون نظام سلطه تحت حاکمیت شورای امنیت است ...

بعید می دانم با آژانس صلح کنیم

ناصری تصریح کرد: در دوران آتش بس ما با آژانس مقابله می کنیم و شاید آتش بس منجر به یک تفاهم درازمدت شود. بعید می دانم صلحی باشد و اگر صلح شود نیز یک صلح سرد است. دشمنی دشمنان ما از جای دیگری است و شاید بتوانیم به صلح سردی برسیم. تجربیات ما با آژانس ذخیره ارزشمندی است که بشود آژانس را مهار کرد و به نتیجه مطلوب رسید، کمااینکه درباره آثار ۹۵ درصد به بالای غنی سازی به نتیجه رسیدیم و در مورد مجموعه مسائلی که مربوط به غنی سازی لیزری بود نیز به نتیجه رسیدیم.

وی ادامه داد: متاسفانه از امکان سیاسی که در آن زمان وجود داشت، استفاده نشد طرف مقابل کاملا مطمئن بودند که روزنه اگر در قالب مدالیته حل نشود تبدیل به معضلی بزرگتر خواهد شد و به دنبال همین امر بودند. به هر حال در تغییرات برخی از مسائل گم شد.

سعیدی در همین باره گفت: تفاهم صورت گرفته بود و چارچوب های آن نیز تعیین شده بود، اما علی رغم اینکه در آن موقع آقای لاریجانی موضوع را خیلی خوب طراحی کرده بود که حل و فصل شود، اما به دلیل مخالفت بعضی از مسئولان اجرایی متاسفانه این مسیر ادامه پیدا نکرد وگرنه ظرف دو سه ماه و قبل از مطرح شدن PMD موضوع می توانست حل و فصل شود.

سعیدی در پاسخ به این سوال که توجیه مخالفت مسئولان چه بود؟، بیان کرد: در آن زمان دلیل خاصی را مطرح نکردند.

اشتباه استراتژیک 1+5 درباره پی ام دی

وی در پاسخ به این سوال که آیا طرح موضوع PMD در داخل توافق را به صلاح می دانید؟، بیان کرد: ۱+۵ یک اشتباه استراتژیک و بزرگ کرد که این موضوع را به توافق گره می زند. اگر در داخل ۱+۵ کشوری باشد که اعتقاد داشته باشد PMD باید وارد توافق شود، کاملا اشتباه می کند.

ناصری در این باره که مقامات ایرانی قبول کرده اند که PMD وارد توافق شود، اظهار داشت: از روی اخبار به نظر می رسد که فعلا هنوز این موضوع سیال است.

وی درباره طرح موضوع پارچین نیز گفت: مساله پارچین در بین ۱۲ مورد ادعایی است و اگر ۱+۵ بخواهد نقشی در این مورد داشته باشد این است که بتواند دخالت کند به نحوی که این موضوع زودتر حل شود. اخباری که از مذاکرات خارج می شود این است هر نکته ای که در این زمینه بوده، فعلا نتیجه بخش نبوده است. آنهایی که بین ۱+۵ مایلند توافقات حاصل شود، اشتباه است که یکسری از موضوعات را آنقدر بزرگ کنند که به دلیل این موضوع واهی، توافق با این اهمیت خدشه‌دار شود.

سعیدی در مورد بحث فردو و انتقاداتی که بعد از بیانیه لوزان نسبت به این موضوع وارد شده است، گفت: بیانیه لوزان دستاورد بسیار مهمی برای کشور داشت که شاید سالها تلاش می شد تا ما به این نقطه برسیم. اکنون به مرحله ای رسیده ایم که علاوه بر حفظ غنی سازی و اصفهان توانسته ایم این امتیاز را ۱+۵ بگیریم که ماشین های پیشرفته را داشته باشیم.

وی افزود: به نظر من دستاورد تحقیق و توسعه بیشتر از ماشین ها اهمیت دارد از نظر فنی  بنده پیش از مذاکرات لوزان به آقای ظریف هم گفتم که اگر بتوانیم تحقیق و توسعه را بگیریم کافی است که خوشبختانه دوستان هم تحقیق و توسعه را بدست آوردند و هم  تعداد ۵ هزار و ۶۰ ماشین را در اختیار خواهیم داشت.

معاون اسبق سازمان انرژی اتمی ادامه داد: در مورد فردو باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که زمانی که فردو را طراحی کردیم به عنوان تاسیسات رزرو این کار را انجام دادیم تاسیسات هسته ای اصلی و آنجایی که غنی سازی صنعتی داریم در نظر بوده است. فردو به این دلیل ایجاد شد که در آن زمان تهدیدهای داشتیم و نطنز در آستانه خطر بود و برای اینکه یک جایگزینی برای نطنز داشته باشیم فردو طراحی شد.

سعیدی بیان کرد: اکنون برای تولید رادیوداروها و ایزوتوپ های مختلف به اعتقاد من حفظ فردو با این شرایط یک دستاورد دیگر تیم مذاکره کننده بوده است و شاید یکی از دلایل تاخیر در مذاکرات همین بحث فردو بوده است و تیم مذاکره کننده ما اصرار داشت که حتما این تاسیسات پابرجا بماند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر