۱۰ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۴
کد خبر: ۱۰۹۹۸
امام خمینی:مدرس مى خواست براى خدا کار بکند و از کسى نمى ترسید. ... مدرس یک ملاى دین دار بود چندین دوره زمام دارى مجلس را داشت و از هر کس براى او استفاده مهیاتر بود. بعد از مردن چه چیز به جاى خود گذاشت، جز شرافت و بزرگى. ما مى گوییم مثل مدرس ها باید بر رأس هیئت تقنینیه و قواى مجریه و قضایى واقع شود».

اشاره

شهید آیت الله سیدحسن مدرس، از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین است. او که حدود هفده سال، از 1289 تا 1307 نماینده مجلس بود، هیچ گاه از راه انقلابى خویش پشیمان نشد و در طول این مدت، با جسارت و شجاعت شگفت انگیز به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و سرانجام جان خود را نیز در این راه فدا کرد. انتخاب سال روز شهادت وى به عنوان روز مجلس از سوى مجلس شوراى اسلامى، به ماندگارى نام و یاد او در خاطرها و شناخت هر چه بیشتر این عالم انقلابى کمک خواهد کرد. در این مقاله، به زندگى آن بزرگ مرد و نیز روز مجلس مى پردازیم.

زندگى نامه شهید مدرس

سیدحسن قمشه اى اسفه اى، مشهور به مدرس، در سال 1287 هجرى قمرى برابر با 1249 خورشیدى، در خانواده اى از سادات طباطبایى ساکن سرابه، از توابع زواره اردستان به دنیا آمد. پدرش، سید اسماعیل، زندگى خود و خانواده اش را در کمال سادگى و قناعت اداره مى کرد. میرعبدالباقى، پدربزرگ مدرس، مرد زاهد و عابدى بود که از سال ها پیش در قُمشه (شهرضاى کنونى) سکونت داشت. مدرس به همراه پدر ره سپار قمشه شد و مدت ده سال در آن شهر، مقدمات ادبیات عرب و فارسى را فراگرفت. او شانزده سال بیشتر نداشت که براى ادامه تحصیل به اصفهان رفت و حدود سیزده سال در آن شهر اقامت گزید. پس از آن، راهى نجف اشرف شد و هفت سال در آن مکان مقدس به تحصیل علم پرداخت. وى در دوره دوم مجلس شوراى ملى از طرف علماى نجف، به عنوان یکى از پنج مجتهدى که قوانین مصوّب مجلس را براى مغایر نبودن با موازین شرع نظارت مى کردند، برگزیده شد. او سرانجام جان خویش را بر سر مخالفت با رضاخان پهلوى گذاشت و به درجه والاى شهادت رسید.

نظر مدرس درباره مجلس

در دیدگاه مدرس، مجلس قانون گذارى به دلیل تشکیل شدن از نمایندگان مردم کشور، به منزله عصاره ملت و مرکز ثقل مملکت است. وى مجلس را رقم زننده امور ملت و تنها مرجع تصمیم گیرنده در مملکت مى دانست. مدرس معتقد بود هیچ قانون، مصوّبه و امتیاز بدون نظر و تصویب مجلس، قانونى نیست. وى در جلسه 25 اسفند 1302 در بیان مقام و منزلت مجلس مى گوید: «این مجلس را به منزله تمام ایران مى دانم. مثل این است که سى کُرور اهالى ایران در اینجا تشریف دارند».

دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره شهید مدرس

امام خمینى رحمه الله در مورد مدرس مى فرماید: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده اند. ... یک شخص روحانى که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن مى کرد. او در مقابل قدرت زیاد رضاخان ایستاد و آن طور هجوم کرد به مجلس که نگذاشت رضاخان کارى بکند و در حالى که عمال رضاخان با هم زنده باد زنده باد مى گفتند، ایستاد و گفت که مرده باد رضاخان و زنده باد من. یک همچون مرد قدرتمندى بود، براى اینکه الهى بود. مى خواست براى خدا کار بکند و از کسى نمى ترسید. ... مدرس یک ملاى دین دار بود چندین دوره زمام دارى مجلس را داشت و از هر کس براى او استفاده مهیاتر بود. بعد از مردن چه چیز به جاى خود گذاشت، جز شرافت و بزرگى. ما مى گوییم مثل مدرس ها باید بر رأس هیئت تقنینیه و قواى مجریه و قضایى واقع شود».

نخستین مجلس در ایران

مجلس شوراى ملى را باید ثمره انقلاب مشروطه دانست. مردم ایران پس از چند صد سال خفقان و استبداد، در قیامى ملى به مشروطیت رسیدند و توانستند با استبداد مبارزه و ثابت کنند که مردم نیز داراى حقوق سیاسى و اجتماعى هستند. آنها معتقد بودند اولاً باید قانون اساسى وجود داشته باشد تا کشور بر پایه آن اداره و تصمیم گیرى ها طبق قانون و ضوابط خاص باشد، نه بر اساس سلیقه هاى فردى و گروهى. ثانیا مجلسى از نمایندگان منتخب ملت تشکیل شود تا حقوق مشروع ملت در آنجا حفظ گردد. مردم خواهان مجلسى بودند که اعضاى آن منتخبان خود آنها باشند، نه منتخب شاه. به این صورت، نخستین جلسه مجلس شوراى ملى، تنها با حضور نمایندگان تهران در چهارده مهر سال 1285 در کاخ گلستان با حضور شاه تشکیل و با نطق یک جمله اى او افتتاح شد.

مجلس پهلوى

پس از تشکیل مجلس ملى براى نخستین بار در زمان مشروطه، در دوره سلطنت پهلوى، مجلس، ماهیت اصلى و هدف خود را از دست داد و ابزارى در دست شاه براى قانونى جلوه دادن خواسته هاى او گردید. در دوران سلطنت پهلوى، مجلس شوراى ملى که در قانون اساسى مشروطه پیش بینى شده بود، به صورت ابزارى نمایشى از سیاست تجددطلبى توخالى دولت خودکامه درآمد و سرانجام به مجلسى فرمایشى و مکانى براى نمایش خیمه شب بازى عروسک هاى دست آموز درباره پهلوى تبدیل شد.

مجلس شوراى اسلامى

با پیروزى انقلاب اسلامى در سال 1357، تحولات شگرفى در شرایط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى ایران به وجود آمد و نظام ارزشى جامعه ایران دگرگون شد. بنابراین، ارکان حکومتى نظام شاهنشاهى نمى توانست جایى در ایران داشته باشد؛ زیرا ماهیت و حقیقت این بنیادها و نهادها، با اهداف و آرمان انقلاب ملت ایران در تضاد بود. یکى از نهادهاى مهم سیاسى، مجلس شورا بود که مى بایست به معناى واقعى کلمه خانه ملت باشد. بدین ترتیب، با پیروزى انقلاب اسلامى، مقدمات تشکیل مجلسى اسلامى و مردمى در تاریخ ایران فراهم آمد و در 24 اسفند 1358، نخستین مجلس شوراى اسلامى با رأى و نظر مستقیم مردم انتخاب شد تا مظهر قدرت و حکومت مردم و مصداق خارجى جمهورى باشد.

وظیفه مجلس شوراى اسلامى

بر اساس قانون اساسى، وظیفه اصلى مجلس شوراى اسلامى، قانون گذارى و نظارت است، ولى مجلس نقشى بیش از این بر عهده دارد. مجلس، رقم زننده سرنوشت سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى کشور است و از سوى دیگر، ناظرى ملى بر عملکرد قوه مجریه به شمار مى آید. حاکمیت ملى از سوى نمایندگان اعمال مى شود و ملت با دو اهرم قانون گذارى و نظارت، حقوق خود را حفظ و اختیارات دولت مردان را محدود مى کند.

مراحل قانون گذارى در مجلس شوراى اسلامى

رسیدگى به طرح ها و لوایح در پنج مرحله انجام مى پذیرد. مرحله اول، اعلام وصول طرح یا لایحه در مجلس و ارجاع آن به کمیسیون مربوط است و در همان حال، تکثیر مى شود و در اختیار نمایندگان قرار مى گیرد تا اگر نظر و پیشنهادى داشته باشند، به کمیسیون مربوط مراجعه کنند.

مرحله دوم، رسیدگى در کمیسیون است. در مرحله سوم، طرح یا لایحه رسیدگى شده در کمیسیون، به همراه گزارش کمیسیون به هیئت رئیسه مجلس تسلیم مى شود تا براى شور اول در دستور جلسه علنى مجلس قرار گیرد. سپس کلیات آن در جلسه علنى به رأى گذاشته مى شود و در صورت تصویب به مرحله بعد مى رود. در مرحله چهارم، بار دیگر به همراه پیشنهادهاى اصلاحى نمایندگان، در کمیسیون بررسى مى شود. در مرحله نهایى، براى بار دوم در دستور مجلس قرار مى گیرد و در وقت تعیین شده، از طرف مخبر کمیسیون توضیح داده مى شود و یک یک موارد آن مورد بحث و رسیدگى و رأى گیرى قرار مى گیرد.

تحقیق و تفحص؛ نظارت بر دستگاه هاى گوناگون

مجلس شوراى اسلامى افزون بر تصویب قوانین، حق نظارت مستمر بر اجراى قانون را دارد. قانون اساسى حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را به مجلس داده و براى آن ضمانت اجرا هم تعیین کرده است تا مجلس بتواند این وظیفه را به صورت مطلوب انجام دهد. مجلس شوراى اسلامى از نظر سیاسى وظیفه دارد با نظارتى که اعمال مى کند، خود به خود تخلف از قانون را به حداقل ممکن برساند. درجه اعتبار مجلس، از اساس تا حد زیادى به این نظارت بستگى دارد. مجلس نظارت خود را از راه تذکر، سؤال و استیضاح اعمال مى کند.

اقلیت هاى دینى در مجلس شوراى اسلامى

با تشکیل مجلس شوراى ملى در دوران مشروطه، اقلیت هاى دینى از کرسى نمایندگى برخوردار شدند. براى نمونه، کلیمیان تا امروز در همه دوره ها، نماینده داشته اند. پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز در مجلس خبرگان قانون اساسى حضورى فعال داشتند. کلیمیان بر پایه قانون اساسى، یک نماینده در مجلس شوراى اسلامى دارند. اصل 64 قانون اساسى، بر حضور نمایندگان اقلیت هاى دینى چنین تصریح مى کند: «زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشورى و کلدانى مجموعا یک نماینده، مسیحیان ارمنى جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب مى کنند.» نمایندگان اقلیت هاى دینى، سوگند نمایندگى را با ذکر کتاب آسمانى خود یاد مى کنند.

کمیسیون هاى مجلس

مجلس شوراى اسلامى از تعداد زیادى نماینده ملت تشکیل شده است. تصمیم گیرى در جمعى چنین گسترده، ممکن نیست، مگر اینکه پیش تر، رسیدگى هاى مقدماتى و کارشناسى انجام شده باشد. این کار معمولاً در واحدهاى کوچکى به نام کمیسیون انجام مى شود. اصول شصت و ششم و هفتاد و پنجم قانون اساسى، از کمیسیون هاى مجلس نام برده و تعداد، ترتیب کار و حدود اختیارات آنها را به آیین نامه داخلى واگذار کرده است. کمیسیون ها، به مجلس قدرت و تحرک مى دهند و موجب بازدهى بیشتر مجلس مى شوند. مجلس شوراى اسلامى براى حل مشکلات فرهنگى، اقصادى، امنیتى و... به کمیسیون هایى با افراد کارآزموده و متخصص نیاز دارد.

شوراى نگهبان؛ ناظر بر قوانین مجلس

قانون گذارى در جمهورى اسلامى ایران بر اساس موازین شرع صورت مى گیرد و مصوّبات مغایر با احکام شریعت یا اصول قانون اساسى، اعتبار ندارد. ازاین رو، لازم است بر مصوّبات، هم از نظر شرعى و هم از نظر قانونى نظارت شود. مرجع صلاحیت دار براى چنین نظارتى، شوراى نگهبان است. قانون اساسى، اظهار نظر درباره شرعى بودن مصوّبات را در انحصار فقهاى شوراى نگهبان مى داند و وظیفه نظارت قانونى، یعنى مغایر نبودن مصوّبات با اصول قانون اساسى بر عهده اعضاى حقوق دان شوراى نگهبان گذاشته شده است.

دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره مجلس

مجلس شوراى اسلامى از دیدگاه امام خمینى رحمه الله ، همواره جایگاهى حساس داشت؛ چرا که براى تحقق آن، خون هاى ارزشمندى هدیه شده است. به همین دلیل، امام آن را «حاصل خون جمعیتى که وفادار به اسلام بودند» مى دانست. مجلس از دیدگاه امام، مکانى است «فراهم آمده از الله اکبرهاى مردم» و «عصاره اى است از زحمت هاى طاقت فرساى ملت.» بنابراین، آن را «بالاترین مقام کشور» برمى شمرد؛ چرا که «اکثریت قاطع مسائل کشور، بى واسطه یا باواسطه به آن وابسته است» ازاین رو، خطاب به نمایندگان مجلس مى فرمود: «شما نمایندگان محترم! مى توانید با یک رأى خود، خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نمایید و بالعکس، و مى توانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس».

 

چهره درخشان تاریخ تشیع

فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیت اللّه سیدحسن مدرّس از چهره های درخشان تاریخ تشیع به شمار می رود که زندگی و رفتار و نیز جهت گیری های وی در عرصه سیاسی و اجتماعی می تواند برای مشتاقان حق و حقیقت و شیفتگان فضایل، نمونه خوبی باشد. علی رغم جو وحشت و اختناق و خشونت، شهید مدرّس با عزمی راسخ در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست. از این رو جنایتکاران وی را به رَبَذه «خواف» تبعید کردند و سرانجام در کنج عزلت و غریبی به دست دژخیمان به شهادت رسید. یادش گرامی باد.

فقیه برجسته

آیت اللّه شهید سیدحسن مدرّس در سنین جوانی به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمی و فقهی شخصیتی نمونه و برجسته، مجتهدی جامع الشرایط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود. هرچند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، ولی در فقه و اصول و سایر معارف دینی آثاری مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و فقاهت، ولایت و سیاست را با هم جمع کرد. آیت اللّه سیدمرتضی پسندیده، برادر بزرگ تر حضرت امام خمینی(ره)، در خصوص ابعاد فقهی شهید مدرّس، در ضمن مصاحبه ای می گوید: «ایشان مافوق همه بود، از هر جهت امتیاز داشت. او اصولاً به این فکر نبود که رساله منتشر کند، قابل قیاس با دیگران نبود».

تحمل مشکلات

شهید مدرّس مقام والای علمی را به آسانی کسب نکرد، بلکه با تحمل مشکلات فراوان و صبر در مقابل مصایب و ناملایمات و پرهیزگاری و همّتی والا، بر فراز قله دانش و پژوهش رسید و از چشمه حکمت جرعه هایی نوشید. او برای کسب معاش، منّت کسی را نکشید و با کار امکان ادامه تحصیل و تأمین مایحتاج خویش را فراهم کرد.

نامدارترین استاد

شهید مدرّس از اَوان طلبگی که در تنگدستی و فقر به سر می برد، تا اوج قدرت سیاسی و حتی برخورداری از آوازه جهانی، از تفقه در معارف دینی دست بر نداشت. زمانی که از نجف بازگشت، تدریس را در رأس همه اشتغالات خود قرار داد و در مدرسه جدّه کوچک، درس خارج فقه و اصول برگزار کرد و به سبب دقت و عمق تدریس خود در اندک مدتی نامدارترین استاد حوزه علمیه اصفهان شد و در ردیف باسابقه ترین مجتهد پرنفوذ آن منطقه یعنی حاج آقا نور اللّه اصفهانی و امثال او قرار گرفت. ایشان فقیهی بود که از جان خویش در راه تحصیلات علوم دینی مایه گذاشت و در تدریس آن چنان دقیق و ژرف نگر بود که لقب «مدرّس» را به وی دادند؛ لقبی که بیانگر عظمت و شخصیت علمی ایشان است.

زهد و شجاعت مدرّس

شهید مدرّس از ابتدای زندگی تا انتها، قناعت پیشه کرد. وارستگی و زهد وی از عواملی بود که او را در مبارزه مستمر و وقفه ناپذیرش با استبداد و استعمار موفق ساخت و هرگونه هراس را از دل پاک و مهربانش زدود. شجاعت مدرّس از قدرت روحی و صفای معنوی او نشأت می گرفت. او مرد خدا بود و با عبادت و دعا و راز و نیاز، کمالات معنوی را کسب کرده بود و در اوج ساده زیستی آنچه داشت به نیازمندان می بخشید.

شرافت علم از منظر شهید مدرّس

شهید مدرّس در نطق ها و مکتوبات و سخنان خود از جهل و بی سوادی مردم می نالید و برای ارتقای فکری و تقویت بنیه علمی کشور با جدیت تلاش می کرد و در صدد بود تا با این موضوع به صورت اساسی برخورد شود و مورد توجه جدی قرار گیرد. وی می گفت: «... اول کلمه ای که می شود نسبت داد به صاحب شریعت ما، علم است؛ زیرا پس از ذکر نام خدا اولین کلمه یا دستور که به پیامبر نازل شد، کلمه «اقرأ» یعنی بخوان بوده است».

قناعت و کرامت مدرّس

از بزرگترین ویژگی های شهید مدرّس، ساده زیستی او بود و او از این لحاظ از اسوه های بزرگِ تاریخ ایران به شمار می آید. او از ابتدا تا انتهای عمر پربرکتش دست از ساده زیستی برنداشت و همین عامل، او را در مبارزه مستمرش با استبداد و استعمار موفق می ساخت؛ چرا که قید و بندهای مادی مانع وارستگی روح انسان می شود و آن گاه که روح در محاصره عوامل بازدارنده رشد و تعالی قرار گیرد، وارستگی و آزادگی بی معنا خواهد شد. خود در این باره می گوید:

اگر من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده می کنم و هر حرف را بی پروا می زنم برای آن است که چیزی ندارم و از کسی هم نمی خواهم. اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمایید، آزاد می شوید... باید جان انسان از هرگونه قید و بندی آزاد باشد تا مراتب انسانیت و آزادگی خویش را حفظ نماید.»

بی نیازی در کمال فقر

زمانی که مدرّس در اصفهان با نهایت تنگدستی با خانواده خویش در منزل مخروبه ای که به قیمت نازلی خریده بود زندگی می کرد، یکی از تجّار و مالکان بزرگ شهرضا به وی اصرار می کند که شش حبه از آب و ملکِ مزرعه مهدی آباد در حوالی دهکده اسفه شهرضا را قبول کند تا به وی واگذار کند. مدرّس به او می گوید: مگر شما فامیل فقیر نداری، چرا این زراعت را به نام صله ارحام به آنان نمی بخشی؟ این رفتار از روح بزرگ، مناعت طبع و بی اعتنایی مدرّس به مال دنیا حکایت می کند. این بی نیازی در کمال فقر، به شهید مدرّس آن چنان شجاعت و قدرت و عزتی داده بود که خواب را از چشمان استبداد و استعمار ربوده بود و آنان از وجودش بیم داشتند و چون برگ بید به خود می لرزیدند.

کرامات شهید مدرّس

ارتباط خالص مدرّس با خدا، کرامات عجیبی نصیبش کرده بود. سحرخیز و اهل تهجد و نماز شب بود. پس از نماز صبح یک جزء قرآن را با آهنگ دلنشین تلاوت می کرد. نفسی گرم، ملایم و لحنی دلپذیر داشت. مقید بود که ظهرها در محل مجلس شورا، اقامه نماز جماعت شود و خود و افراد دیگر به شیخ محمد ملایری ـ که از مجتهدان مبارز و مردی پارسا بود ـ اقتدا می کردند. مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی ـ عارف مشهور ـ در خاطراتی که برای عبدالعلی باقی، مؤلف کتاب مدرّس مجاهدی شکست ناپذیر، بیان کرده می گوید:

روزی در نجف طلبه ای به اتاق ما آمد. من و مدرّس هم حجره بودیم. آن طلبه دچار سردرد شدیدی شده بود و مدت یک هفته تبش قطع نشده بود. مدرّس دست به پیشانی او گذاشت و آیه نور را قرائت کرد. با تمام شدن آن آیه سردرد و تب او قطع شد. تمام ایامی که من با او بودم، نماز شبش ترک نشد. او اهل نماز و دعا و مطالعه بود.

نظم شهید مدرّس

شهید مدرّس نمونه عالیِ کمال و تقوا و در نظم و برنامه ریزی سرآمد زمان خویش بود. اگر کسی به مدت یک سال برنامه روزانه ایشان را می دید، شاید در مدت سال دقیقه ای هم تغییر نمی کرد. اول صبح، ساعت هفت، درس فقه را شروع می کرد. ساعت نه صبح، نیم ساعت به اتاق خود می رفت و از ساعت نه و نیم تا ساعت یازده درس اصول را شروع می نمود. ساعت یازده تا دوازده به مراجعه کنندگان اختصاص داشت. اوّل ظهر مقیّد بود که نماز جماعت بخواند؛ اما سعی می کرد خود امام جماعت نباشد و به دیگران اقتدا کند. آن گاه به منزل می رفت و سر ساعت سه بعدازظهر به مدرسه می آمد. صبح های پنجشنبه هم درس اخلاق و نهج البلاغه می گفت. بعد از ظهر پنجشنبه و جمعه نیز به امور شخصی و خانوادگی می پرداخت.

اظهار حق و نفی باطل

زمانی که زبان ها بسته و گلوها فشرده شده بود، شهید مدرس از اظهار حق و نفی باطل دست بر نداشت. در روزگاری که حق حیات از ملت مظلوم ایران سلب شده بود و میدان تاخت و تاز قلدری هتاک در سطح کشور باز و دست مزدوران پلیدش در تمامی نقاط ایران تا مِرفَق به خون علمای شیعه و مردم مظلوم مسلمان آغشته بود، آن عالم کم نظیر یکّه و تنها با جسمی نحیف و روحی بزرگ و شاداب از ایمان و صفا و حقیقت و زبانی چون شمشیر حیدرکرار، رویاروی آن ستم کیشان و حق کشان ایستاد و فریاد کشید و حق را بیان کرد و با این کار عرصه را بر رضاخان تنگ و روزگارش را سیاه کرد. آنان وقتی مشاهده کردند فریاد حق طلبی مدرّس خاموش شدنی نیست، تصمیم گرفتند فریاد آن وارسته مرد را با ترور خاموش سازند. ننگ و نفرین ابدی بر آن جانیان باد.

بازسازی مزار مدرّس

با طلوع سپیده صبح انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و هزیمت شدن سپاه ظلمت و گسسته شدن رشته ستمشاهی، نام و یاد شهید مدرس که با بانگ حق طلبی قرین است، زنده شد؛ کنگره ها و یادواره های متعددی برای آن شهید گرانقدر ترتیب داده شد و در جراید و مجلاّت، مقالات بسیاری در تجلیل ایشان از سوی پژوهشگران نوشته آمد. از جمله کارهای مهمی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت دستور حضرت امام(ره) مبنی بر بازسازی مزار شهید مدرس بود که فرمودند تا بارگاهی شکوهمند و در خور شأن آن اسوه ستم ستیز ساخته شود. اکنون ما به برکت آن فرمان مبارک، شاهد گنبد و بارگاهی با جلال و عظمت بر مدفن آن مدرّس دیانت و سیاستیم. حضرت امام(ره) در قسمتی از فرمان خویش مبنی بر بازسازی مزار مدرس فرمودند:

در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرّس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های اوست و اینک که با سربلندی از بین ما رفته بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی ـ اعتقادی او را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دورافتاده او را تعمیر و احیا نماییم.

مدرّس از منظر امام خمینی(ره)

در میان فقها، علما و مجتهدانی که حضرت امام خمینی(ره) به تعظیم و تکریم آنان پرداخته است، شاید هیچ کس مانند شهید مدرس تجلیل نشده باشد. آری امام اولین فردی است که آن گونه که باید آن شهید را شناخته است. ایشان درباره شهید مدرس چنین می گویند:

اسلام می خواهد انسان درست کند، می خواهد آدم درست کند. یک آدم اگر موافق تعلیم قرآن درست شود، یک وقت می بیند که یک مدرّس از کار در می آید که یک مدرس مثل یک گروه است که جلوِ قدرت رضاخان می ایستد. با پیرمردیِ خودش می ایستد [و] جلویش را می گیرد و جلوِ شوروی [را] که می خواستند به ایران حمله کنند می گیرد.

شهید مدرّس در نگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، شهید مدرس را افتخار روحانیت و نمونه ای از مقاومت آن در همه زمان ها دانسته، می فرمایند:

مدرّس به عنوان یک روحانی که از چشمه فیّاضِ دینِ رهایی بخش و انسان سازِ اسلام سیراب بود در انجام تکلیف الهی و شرعی خویش ـ که مبارزه با ظلم و فساد و اختناق را سرلوحه احکام خویش دارد ـ تنها بودن را بهانه سکوت قرار نداد و چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن، فریاد و خروشِ دشمن شکنِ مدرّس بود.... مدرس به حقّ افتخار جامعه روحانیت به خصوص در قرن حاضر و نمونه ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمان هاست.... پرچم مبارزه ای که شهید مدرس برافراشت هیچ گاه بر زمین نیفتاد. مبارزه بی امان مدرس علیه هرآنچه غیرخدایی است هنوز در جامعه ما ادامه دارد.

گفتار میرزای شیرازی درباره شهید مدرس

آیت اللّه میرزا محمدحسن شیرازی ـ که صادرکننده فتوای معروف تنباکوست و این حرکت او آغازی برای نهضت های صدساله اخیر ایران بود ـ در نجف با شهید مدرّس ملاقات داشت و آن شهید والامقام از حوزه درسی میرزا بهره برد. ایشان درباره شهید مدرس چنین فرمودند:

این اولاد رسول اللّهْ پاکدامنیِ اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی مرا به تعجب می افکند. در مدتی بسیار کوتاه از هم درسی هایش جلو افتاد و در منطق، فقه و اصول سرآمد همه یارانش می باشد.

دیدگاه علامه سیدمحسن امین درباره شهید مدرس

علامه سیدمحسن امین، دانشمند عالَم تشیع در کتاب ارزشمند اعیان الشیعه، شهید مدرس را این گونه معرفی می کند:

او مردی دانشمند، فاضل، با شهامت، نترس و پیشتاز بود.... مدرس در آن عصر از با شهامت ترین مردان در مجلس و پایدارترینِ ایشان در پیمان خویش بود. او در مجلس حاضر می شد و با بحث و جدل و دست وپنجه نرم کردن، از حقوق امت اسلام و شرع مقدس دفاع می نمود. استواری و پایداری و عدم تمکین او باعث شد که کسانی مأمور ترور وی شوند، اما بدو آسیبی نرسید. سپس او را توقیف و تبعید نمودند و دیگر کسی او را ندید.

مدرّس از نظر دکتر میلسیو

دکتر «میلسیو» مستشار مالیه و رئیس خزانه داری، که در سال 1351 ق در استخدام دولت ایران بود، در کتاب مأموریت آمریکایی ها در ایران مدرس را این طور معرفی می کند:

مشخص ترین چهره و رهبر روحانیون در مجلس مدرّس می باشد. شهرت مدرس بیشتر در این است که برای پول اصلاً ارزشی قائل نیست. او در خانه ای ساده زندگی می کند، لباس روحانیان را می پوشد و مردی فاضل شمرده می شود. در ملاقات با او محال است که کسی تحت تأثیر ساده زیستی، هوش و قدرت رهبری او قرار نگیرد. در فعالیت هایِ روزانهْ مردی ثابت قدم و پرجرأت است.

شهید راه آزادی و استقلال

همواره در زمان های مختلف کسانی بوده اند که برای آسایش و رفاه خلق و آزادی و استقلال وطن خود با هر سختی که بوده با اهریمن استعمار و استبداد پنجه درافکنده اند و اگر پیروز نشده اند دست کم فریاد مظلومیِ ملت را به گوش جهانیان رسانیده و در تاریخ ثبت کرده اند. شهید مدرس از جمله این افراد است. او تا لحظه ای که مأموران دیکتاتوری با پنجه های دیوآسای خود گلویش را می فشردند، و تا آخرین دقایق عمرِ پربرکت خویش، تسلیم زور و خودسری نشد. مردانه ایستاد تا شربت شهادت نوشید و با دامنی پاک تر از فرشتگان و قلبی خونین تر از برگ های گل در آغوش مام وطن غُنود و سر به خاک تیره فرو برد.

مسیح ملت

بدون شک از درخت استبداد، آن هم استبدادی که دست نشانده بیگانه باشد، جز مرگ و خون ثمر دیگری نباید انتظار داشت. از آن جایی که شهید مدرس دشمن سرسخت استبداد و استعمار بود و همواره صدای رعدآسای او برای دفاع از حق و حقیقت در فضای مجلس شورای ملی طنین انداز بود، عوامل استبداد تصمیم گرفتند تا او را از میان بردارند. آری، آن دیو صفتان سرانجام چنین کردند و مدرّس را از میان مردمی که برای آنان حاضر به فدا شدن بود ربودند تا دیگر نه دنیا صدای او را بشنود و نه ملت ایران، حامی و پشتیبانی چون او داشته باشد و نه اهالی تهران ببینند که هر صبحگاه او با لباسی ساده، عصازنان برای درسْ گفتن به مسجد سپهسالار می رود. به راستی که مدرس مسیح ملت ایران بود. او از میان عده ای رفت که او را می شناختند و همین شناخت باعث می شد که از رشادت و تهور و قدرت بیان او بترسند و پشتشان بلرزد. از این رو او را ربودند و کشتند تا خیالشان راحت شود و با فراغت بیشتری مقاصد شوم خود را اجرا کنند. حتی بعد از مرگ هم دستور دادند، قبر او را از نظرها محو کنند تا اثری از وجود چنان قهرمانی به جا نماند. ولی با تمام این کوشش ها باز هم نام او زنده ماند. اگرچه دیگر جسم لاغر و نحیف او را که در میان پرده ای از کرباس پنهان بود کسی ندید، ولی در عوض روح بزرگ او در هر گوشه ای پرکشید و در دل ها نشست.

مدرس و اموال عمومی

مدرس اعتقاد داشت که مال عموم باید خرج عموم شود و حیف و میل بیت المال ممنوع گردد. پول در قبال انجام کار پرداخت شود و هرکس برای کشور کار می کند از بیت المال سهم بَرَد. البته محرومان و افراد مستمند حساب دیگری دارند. در این زمینه، نطق او در خصوص برنامه دوم قوام السلطنه در دوره چهارم مجلس گویا و آموزنده است. او با بیان این مطلب که اجرای قانون بر دوام دولت تقدم دارد می گوید:

من با مسئله حذف و تقلیل مخارج موافق هستم و از روی فلسفه هم هست. مذهب من همین طور می گوید که مال عموم را نباید به کسی بدهند که برای عموم کار نمی کند.

مدرس در شعر ملک الشعرای بهار

شهادت جانسوز مدرس، احساسات و عواطف شعرای ایران را برانگیخت و قلوب حساس بسیاری از این بزرگْ مردان را جریحه دار کرد. یکی از این شاعران دردمند که در وصف شهید مدرس شعر سرود، ملک الشعرای بهار بود. وی این گونه سُرود:

آن کس که تو را کشت و نه دلسوزی کرد نه فکر مکافات و سیه روزی کرد
گویند که «کاظم جهانسوزی» بود خون تو مدرسا جهانسوزی کرد!
یگانه سید عالی نسب که در افواه مدرسش لقب و نام نیک بود حَسَن
گذشت از سر دنیا و پافشاری کرد ز شاهراه شریعت به آب و خاک وطن
چو ماند مدتی آن مرغ بال وپربسته به آشیانه مُقیّد چو جان به قالب تن
ز آشیانه به منقار خود کشید و ببرد به آن دیار که او را بود از ازل مدفن
به خود ببال اَیا خاک کاشمر از آنک نهان به خاک تو شد زاده رسولِ زَمَن
تویی همان بلد طیّبی که جز طیّب به کس نداد پناه و نشد به کس مسکن

اخلاق سیاسی مدرس

پی گیری در کارها و سازش ناپذیری با حق کشان و باطل کیشان و معامله نکردن در راه عقیده و هدف از برجسته ترین ویژگی های شخصیتی وی بود. او در همه کارها مردی سختکوش و پرتلاش بود. خسته و مأیوس نمی شدو دست از مقاومت نمی کشید. حتی پیروزی دشمن نیز نتوانست وی را از ادامه کوشش هایش منصرف کند. در آن زمان که رضاخان شاه شد و صدا از کسی بر نمی خواست، مدرس آشکارا فریاد می زد: «من با این دستگاه از اساس مخالفم». ایشان در پاسخِ پیغام رضاخان که باید دست از سیاست بردارد، می گفت، مبارزه سیاسی فریضه اوست و به ویژه با دستگاه وی، تا جان در بدن دارد مبارزه خواهد کرد. آری، تاریخ گواه شد که وی بدانچه می گفت عمل کرد.

سیاست در اندیشه شهید مدرّس

مدرس سیاست را علم می داند و آن را از علوم نظری می داند. برای عقیده و نظر هر کسی ارزش خاص قائل است ولی اعتقاد دارد در کار سیاست واپس نگری و محدود بودن اندیشه و تفکر سیاسی در چهار دیواری محیط خویش و مقطع زمانی مشخص تنگ نظری سیاسی را می نمایاند. از دیدگاه مدرس، سیاستمداری که تا یک قرن بعد از خود را مورد توجه قرار می دهد و فعل و انفعالات آن را در نظر می گیرد در علم سیاست جامعیت دارد. اگر می گوید: «امروز در مملکت شما من هیچ دِماغی را سراغ ندارم که در سیاست بالاتر و قوی تر از خودم باشد»، ناظر بر همین دقت فکری اوست. برای تفهیمِ بیشترِ فلسفه سیاسیِ خود در یکی از نطق های خویش برای مجلسیان ـ که درک سخن برایشان مشکل بود ـ به سادگی بیان می دارد: «اگر کاری را بدون تحقیق و از روی شبهه، دولت و وزرا انجام دادند، نه تنها ضرر اساسی برای ما دارد، بلکه ضرر کلی برای استقلال و آزادی اولادان ما تا پنج هزار سال بعد دارد». آری، وسعت نظر و دید مدرس از زمان خود چنان می گذرد که در اندیشه استقلال و آزادیِ نسل هایی است که تا پنج هزار سال بعد قدم به عرصه وجود می گذارند. او تنها نسبت به نسل زمان خود احساس مسئولیت نمی کند؛ بلکه بار سنگین و توان فرسای دفاع از حقوق فردی و اجتماعی فرزندان پنجاه قرن بعد این سرزمین را بر دوش دارد. یادش همواره در خاطرها زنده باد.

شهید مدرس، بنیانگذار مکتب سیاسی نو

مدرس را می توان مرز تعیین کننده تاریخ ایران دانست. مسائل سیاسی اجتماعی ایران پیش از مدرس به گونه ای دیگر بود و هیچ قدرتی قادر نبود به حریم شاه و درباریان نزدیک او حمله کند یا کوچک ترین مخالفتی با روش استبدادی آنان ابراز دارد؛ حتی پس از پیروزی مشروطیت، هم چنان شاه عظمت و قدرت حاکمیتِ مطلقِ خود را حفظ کرده و در قانون اساسی سلطنت ودیعه ای الهی قلمداد شده بود که به شخص پادشاه تفویض شده است. مدرس با رشادت و شجاعتی بی نظیر، این مرز هزاران ساله را در هم شکست وصولت و صلابت شاهی را از «قبله عالم» بودن خارج و تحت الشعاع «اراده ملت» کرد. وی در این باره می گوید: «ما بر هر کس قدرت داریم... ما قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم؛ رئیس الوزرا را عزل کنیم؛ قدرتی که مجلس دارد هیچ نیرویی نمی تواند در مقابلش بایستد». این سخن مدرس است. او تنها مجلس، یعنی نمایندگان ملت، را صاحب قدرت می داند و بس. سخن مدرس، اوراق تاریخ گذشته را ـ که در آن محورِ همه امور پادشاه بود ـ در هم پیچید و عصر جدیدی به وجود آورد که دیکتاتورهای پس از او، با همه سیاست و قساوت، نتوانستند آبِ رفته را به جوی بازگردانند و سرانجام اراده ملت از توسنِ قدرت به زیرشان افکند. به راستی، مدرس بنیان گذار مکتب سیاسی نوی بود که قدرت حاکمیت را حق مسلم ملت ها می دانست. ایران پیش از او و ایران بعد از او، از لحاظ حاکمیت سیاسی و حقوق اجتماعی ملت با هم تفاوت بسیار دارد.

مدرس، ترجمان خواست های مردم و محبوب آنان

شهید مدرس در عمل و اندیشه خود ترجمان خواست های اساسی مردم بود. مردم را دوست می داشت و مردم نیز او را دوست می داشتند. در سرتاسر ایران، در شهرها و روستاها، جایی نیست که سیدِ شهید را نشناسند. وقتی از اصفهان بازگشت، رضاخان در دیدار از او، اشاره به قشون و امنیه کرد و پرسید: آیا در این مسافرت چیز به خصوصی توجه شما را جلب نکرد؟ لابد منتظر بود که مدرس از جلال و جبروت لشکر اصفهان بگوید یا از امنیت و آسایشی که از ارتش پیدا شده سخنی براند؛ ولی مدرس گفت: چرا، یک چیز خیلی مهم توجهم را جلب کرد و آن این بود که در تمام ایران مردم از شما می ترسند و از شما بدشان می آید. در صورتی که از من نمی ترسند و مرا دوست دارند. همین عشق به مدرس و محبوبیت آن مجتهد شهید است که وقتی آن سلاله رسول اللّه را با سیلی زدند، امواج سخت پرخروش مردم به حرکت آمدند و اگر همان روز و روزهای پس از آن، این امواج به درستی هدایت می شدند و به نیروهایی با هدف مشخص تبدیل می شدند، بدون شک افق امیدبخش و روشنی از همان روزها، به روی این ملت گشوده می شد.

مجلس شورای اسلامی از منظر امام خمینی(ره)

حضرت امام خمینی(ره) مجلس شورای اسلامی را مجلس مشورت می داند و امیدوار است که نمایندگان مجلس به عنوان مربّی و معلّم اخلاق در جامعه عمل کنند. ایشان در این زمینه می فرمایند:

مجلس شورای اسلامی مجلسِ مشورت است؛ مجلسی است که باید متفکرین، مسائلی که مایحتاج ملّت و کشور است [با هم [در میان بگذارند و با هم مشورت کنند... مجلس شورای اسلامی در یک محفظه سربسته نیست که اگر خدای نخواسته انحرافی در آن پیدا شد، [فقط] همان اعضای خود مجلس بفهمند.... من امیدوارم که آقایان بدون این که جهات نفسیّت را در نظر داشته باشند و بدون این که اغراض شخصی را در نظر داشته باشند، به وکالت خود اندیشه کنند و شور کنند؛ شوری در محیطی واقع شود که اسلامی و دارای اخلاق اسلامی است.... شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می خواهند و همه کشور خودشان را می خواهند و شما باید برای این ملت خدمت بکنید؛ به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید بر خلاف ملت، خیانت کرده اید به وکالتی که دارید و من امیدوارم که ان شاءاللّه شما با کمال قدرت، با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید و مجلس یک مجلسِ اسلامیِ اخلاقیِ همه چیزتمام باشد و شما معلّم اخلاق جامعه باشید.

انتظارات مردم از مجلس در کلام امام(ره)

امام خمینی، آن احیاگر دین و سنن رسول اللّه در جهان معاصر، درباره انتظارات مردم از نمایندگان مجلس چنین می فرمایند:

ان شاء اللّه نمایندگان محترم مجلس، سنگینی بار مسئولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می کنند و به خوبی دریافته اند که نظام و مردم، از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس، رفع گرفتاری ها و محرومیت ها و دگرگونی در نظام پرپیچ وخم اداری کشور، از انتظارات به حقی است که باید آنها را جدی گرفت و نمایندگان محترم مجلس، قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و مواد غیرضرور، به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز، در کمیسیون ها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی کشور مرتفع و سیاست های زیربنایی کشور در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف، مدوّن و به مورد اجرا درآید.

مردمی بودن

بی شک ستون استوار و تکیه گاه رهبری، در دوران پرمخاطره مبارزه و پس از پیروزی، توده محروم جامعه است. امیر بیان حضرت علی(ع) در دستور حکومتی شان به مالک اشتر می فرمایند: «همانا آنان که دین را پشتیبانند و موجب انبوهی مسلمانان، و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردمند؛ پس باید گرایش تو به آنان بُوَد و میلت به سوی ایشان». بنابراین نماینده واقعی مردم کسی است که از میان مردم برخاسته، چون آنان در مبارزه و جهاد شرکت جسته و طعم تلخ محرومیت و استضعاف را چشیده باشد و مردم مستضعف را ولی نعمت خود و خود را مدافع حقوق آنان بشمارد.

شجاعت و قاطعیت در مجلس

نماینده مجلس، گاه در مقام «قانون گذاری» می نشیند و قوانین مصوبش، مسیر زندگی انسان های زیادی را دگرگون می کند، و گاه در مقام و داوری، به ارزیابی و رد یا تایید صلاحیت اعتبارنامه های نمایندگان می پردازد و به هیأت دولت رأی اعتماد یا عدم اعتماد می دهد و گاه به عنوان «محاسبه گری» دقیق و ارزشیابی امین به بررسی عملکرد نهادها و وزارت خانه ها می پردازد و در این همه، چه بسا مصالح شخصی، منافع گروهی و حبّ و بغض های فراوان، مانع تصمیم گیری درست او شوند. در این گذرگاه مهیب و ظریف تنها کسانی به سلامت می گذرند که با شجاعت و قاطعیت این میدان را در نوردند. مولای متقیان علی(ع) می فرمایند «بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: هرگز ملتی که حق ضعیفان را از زورمندان با صراحت و قاطعیت نگیرد روی سعادت نخواهد دید حضرت امام خمینی(ره) نیز در این باره می فرماید: «با کمال قدرت با پیشنهادهای مخالف با شرع مقدس ـ که ممکن است از روی ناآگاهی و غفلت طرح شود ـ شدیدا مخالفت نمایید و از قلم های مسموم و گفتار منحرفین هراسی نداشته باشید».

مجلس، در رأس قو

با همه احترامی که تمام نهادهای انقلابی در جمهوری اسلامی و قوای حاکم بر آن دارند و هرکدام از آنها دارای جایگاه رفیع و بلندی است، لیکن مجلس شورای اسلامی در میان آنان از عظمت و رفعت خاصی برخوردار است. به طوری که حضرت امام(ره) پیوسته می فرمودند: «مجلس در رأس تمامی قوای مملکت می باشد». شاید فلسفه آن این باشد که در هیچ کدام از نهادها و قوای حاکم بر نظام اسلامی، اراده و عزم آهنین مردمی، مانند مجلس شورای اسلامی تبلور و تجلی نمی کند. در حقیقت مجلس شورای همان مردم است، ولی به صورت فشرده و به تعبیر حضرت امام(ره) «مجلس عصاره فضایل ملت انقلابی ایران است». بنابراین مجلس شورای اسلامی به عنوان یک نهاد و یکی از قوای حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران مقامی بس رفیع و بلند دارد.

اهمیت مجلس

معمار بزرگ و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) مجلس را «قوه مجتمع ملت»، «دارای حق نظارت بر همه امور»، «بالاترین مقام کشور، ما حصل خون وفاداران به اسلام، عصاره زحمت های طاقت فرسای ملت مسلمان، فراهم آمده از اللّه اکبرهای مردم» و «در رأس همه امور» می دانستند. از دیدگاه مقام معظم رهبری نیز مجلس «به عنوان جایگاهی رفیع برای ا نعکاس نظریات و اراده ملت»، «قاعده نظام» و «تأمین کننده مصالح اسلام و کشور» مطرح است. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز اختیارات و وظایف بسیار مهمی برای مجلس شورای اسلامی و نمایندگان آن در نظر گرفته است که همگی حاکی از اهمیت مجلس و رسالت خطیر آن است. در اهمیت مجلس همین بس که امام می فرماید: «مجلس است که اساس یک کشور را به اصلاح می کشد یا اساس یک کشور را به فساد می برد»؛ «یعنی مجلس خوب، همه چیز را خوب می کند و مجلس بد همه چیز را بد می کند».

مجلس و نمایندگان در وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام

امام راحل که معمار انقلاب اسلامی و دلسوز امت اسلامی است، در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خویش مانند همیشه به اهمیت مجلس شورای اسلامی و نقشی که نمایندگان واقعی مردم می توانند ایفا کنند و وظیفه ای که امت انقلابی در این زمینه دارند، اشاره فرموده است. ایشان همچنین به تاریخ مجالسی که بعد از مشروطیت در ایران تشکیل شده و فسادها و خرابی هایی که نمایندگان وابسته در طول تاریخ مشروطیت به بار آورده اند و توجیه گر حاکمیت ظالمان و طاغوتیان بوده اند، اشاره کرده اند. ایشان با تأکید فراوان، از امّت مسلمان و انقلابی ایران می خواهد با هوشیاری و بیداری مواظب باشند افرادی را برای نمایندگی مجلس برگزینند که پاسدار حقوق مردم و نگه دارنده حرمت قرآن و ارزش های دینی باشند و از استقلال و آزادی و عظمت آنان دفاع کرده، در مقابل اجانب با قدرت و قاطعیت بایستند.

پدیدآورنده: عبداللطیف نظری



گزارش خطا
ارسال نظرات
نام
ایمیل
نظر